یادداشت یک وکیل پایه یک دادگستری؛

وکالت بلاعزل

وکالت بلاعزل

یکی از موضوعاتی که این روزها فراوان به چشم می‌خورد و درجامعه شایع شده وکالت بلاعزل است یعنی مردم هنگام معامله وکالت‌نامه بلاعزل میدهند.با توجه به خطراتی که این وکالت‌نامه ها برای طرفین به خصوص خریدار ممکن است در پی داشته باشد در این گفتار به ضوابط وشرایط حقوقی این نوع وکالتها پرداخته ایم.

  • کد مطلب: 2174
  • نسخه چاپی
  • تاریخ انتشار: جمعه 24 دی 1400 - 13:11

 الف:وکالت بلاعزل چیست؟

 وکالت درفقه وحقوق ایران عبارت است از عقدجایزی که به‌ موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر ابرای انجام امری نایب و جانشین خودمیکند در این صورت وکالت دهنده را موکل وکالت گیرنده را وکیل می‌نامند.طبق ماده 656 قانون مدنی وکالت عقدیست که بموجب آن یکی از طرفین طرف دیگررابرای انجام امری نایب خودمیکند.

درموارد  بعدی موارد مختلف وکالت و شرایط انها را بیان می‌کند.                                                   

وکالت عقدی جایز است یعنی طرفین می‌توانند هروقت بخواهند عقد را بهم بزنند یا موکل هر وقت بخواهد میتواندوکیل را عزل کند یا وکیل استعفا دهدیا به فوت و سفه و جنون هریک از طرفین عقدمنحل میشود      

وکالت به دوگونه است ساده و بلاعزل  ساده همان موارد بالاست و بلاعزل وکالتی است که در آن موکل به تنهایی نمی‌تواند وکیل را عزل کند. یعنی در وکالت‌نامه وکالت وکیل یا عدم عزل وکیل در ضمن عقد، شرط شده باشد. در این حالت موکل دیگر حق عزل وکیل و فسخ وکالت را نداردوعقدوکالت لازم می‌شود.

 در ذیل ماده679وکالت بلاعزل اینگونه تعریف شده: موکل میتواند هروقت بخواهد وکیل راعزل کندمگراینکه وکالت وکیل یا عدم عزل وکیل درضمن عقدلازمی شرط شده باشد.

ب: وکالت بلاعزل، به این معنی نیست که خریدار هر زمان که بخواهد می‌تواند سند را به نام خودش بزند بلکه منظور این است که فروشنده شخصا نمی‌تواند وکالتش را فسخ کند بنابراین این وکالت شرایط و ویژگیهای خاصی دارد از جمله: 1.این وکالت اگرچه وکالت ساده نیست و غیرقابل فسخ است ولی به لحاظ ماهیتی عقدی جایز است و با فوت وجنون وسفه طرفین منحل و باطل میشود حتی اگرچندین بار تفویض شده باشد اما اگر وکیل مالی را از موکل بموجب عقدبیع خریداری کرده و ازموکل وکالت بلاعزل فروش گرفته باشد در این صورت اگرموکل فوت شود یا مجنون شود هر چندوکالت بلاعزل باطل شده اما بمنزله اسقاط حق وکیل نیست و مالکیت آن استوار است چراکه قبلا بواسطه  عقدبیع مالک بوده و در این صورت وراث موکل بایدان مال رابه وکیل منتقل کنند.

پس بهتر است فقط برای انجام امور اداری این وکالت انجام شود و اگر ملکی به صورت وکالتی خرید و فروش می‌کنید، خیلی سریع وکالت آن را باحضور در دفترخانه  به سند قطعی تبدیل کنید چرا که با فوت موکل وکالت منحل میشود و باید وراث جهت انتقال و امضاء اقدام کنند و این مشکلات بسیارپیچیده ای به بار خواهد اورد و زمان وهزینه زیادی می‌برد.

 2.برخی افراد به تصور اینکه وکالت بلاعزل مالکیت می آورد اقدام به خریدباوکالت بلاعزل می‌کنند درحالیکه این باوراشتباه است چراکه این وکالت یعنی صرف نمایندگی وکیل ازطرف موکل جهت انجام موردمعامله و نمی‌توان با این وکالت ادعای مالکیت کرد مگر اینکه براساس عقد بیع یا به یا صلح مورد معامله منتقل شده باشد پس بهتراست معامله درقالب یکی ازین معاملات انجام شود و گرنه با انحلال وکالت اثبات مالکیت بسیار سخت است و چه بسا منشا ضررهای غیرقابل جبران شود.

3.ایا موکلی که به‌ وکیل وکالت بلاعزل داده خودش میتواند مورد وکالت را انجام دهدیا چون وکالت بلاعزل است ممنوع است؟ درپاسخ بایدگفت بلی میتواند و هیچ منع قانونی ندارد و با این کار وکالت منفسخ میشود مگر اینکه موکل ضمن عقد خارج لازمی انجام مورد وکالت را از خود سلب و ساقط کرده باشد درین صورت هم عزل وکیل هم انجام مورد معامله را از خود سلب وساقط کرده و همچنین اگر مورد وکالت رادرقالب بیع واگذارکرده باشد دیگرحق انجام انر اندارد زیرا بابیع ملک از ملکیت موکل خارج و بوکیل منتقل شده و اینکار یعنی فروش مال غیر.                                           

 4.اگرچه وکالت بلاعزل محاسن خاص خودرادارد و اهداف طرفین را برآورده می‌سازد اما درپاره ای موارد می‌تواند ضررهای غیرقابل جبرانی در پی داشته باشد و باعث کلاهبرداری شود لذا باید دقت کرد که اولا بایدوکالت در امورجزئی داده شود نه همه امور وثانیا همه جوانب و جزئیات وکالت به دقت مطالعه شود و صرفا محدود به مواردی باشد که مدنظر طرفین است و ثالثا صرفا در مواردخاص باشد نه همه موارد مثلا صرفا محدود به همان موردی باشد که به وکیل منتقل شده است.

بنابراین  اگر می‌خواهید تمام کار‌ها توسط وکیل انجام شود وموکل حق انجام مورد وکالت رانداشته باشد به طور صریح در وکالت ‌نامه قید کنید که موکل حق دخالت و اجرای امور را ندارد.

5.در وکالتهای بلاعزل اگر موکل فوت کند، و خریدار هنوز سند مالی که خریده است به نام نزده باشد، باید وراث متوفی برای انتقال و امضای سند رسمی اقدام کنند چراکه قرارداد با فوت موکل منفسخ شده  پس باید دراسرع وقت سندرابنام بزنید وگرنه با مشکلات فراوان روبرو میشوید.

 6.بایددقت کرد درموارد وکالتهای بلاعزل وکالت‌نامه‌ای که تنظیم می‌شود هم  محدودیت زمانی داشته باشد وسریع کارانتقال صورت گیرد وهم از انجام وکالت در مورد معامله‌های وراثتی و شراکتی که موکلین(فروشندگان) بیش از یک نفر هستندپرهیزکنید.                         

7.همزمان با تنظیم وکالت‌نامه، مبایعه‌نامه هم تنظیم کنید و در وکالت‌نامه حق انتقال و فروش ملک به شخص دیگر را از فروشنده سلب کنید با این کار یعنی شما مالک ملک هستید ودرصورت بروز هر مشکلی، می‌توانید در دادگاه حقانیت خودرا ثابت کنید.

 8.با توجه به اینکه اعطای وکالت، قانوناً موجب سلب مالکیت نمی‌شود، تا زمانی که سند نقل و انتقال قطعی نشده است، موکل یعنی فروشنده به عنوان مالک شناخته می‌شود، در این وضعیت طلبکاران می‌توانند مالی را که نسبت به آن وکالت بلاعزل دارید به راحتی توقیف و نهایتاً منتقل نمایند. اجرای مهریه در این موارد بسیار مرسوم است!

 نتیجه: با توجه به مواردفوق روشن است که وکالت بلاعزل خطرات خاص خود را دارد بنابراین حتی المقدوراز انجام آن باید از ان پرهیزکرد اماگاهی اوقات مجبور به آن هستیم در این صورت باید اصول اسناد و مدارک ملک را بگیریم و مطمئن شویم که سند توقیف یا در رهن نیست و بدهی مالیاتی ندارد وسپس با مشورت یک وکیل وحقوقدان علاوه بر وکالت نامه بلاعزل مبایعه نامه نیزتنظیم کنیم و بامراجعه به دفترخانه اسناد و ارائه کارت ملی و شناسنامه وکیل و موکل، اصل سندملک که نشان‌دهنده مالکیت موکل است وکالتنامه را بصورت کتبی تنظیم و  در دفترخانه ثبت و ازوکالتنامه دونسخه تهیه یک نسخه جهت خریدارویک نسخه جهت فروشنده و دراسرع وقت سند وکالتی را تبدیل به سند قطعی کنیم و ازمعامله وکالتی با افرادی که نمی‌شناسیم بشدت پرهیزکنیم.

 اکبرمنفرد
عضوکمیته رسانه کمیسیون حمایت وصیانت مرکز وکلای قوه قضائیه

* انتهای پیام *