به گزارش گروه فرهنگی عصر قانون: در سالهای اخیر، فضای تولید محتوا در ایران چه در پلتفرمهای فیلترشدهای مانند یوتیوب و چه در برخی سکوهای داخلی بهسرعت به سمت جنجالسازی، بیپروایی و عبور از خطوط اخلاقی حرکت کرده است. برنامهسازانی که زمانی در رسانههای رسمی با ظاهری آرام، اخلاقمدار و «قابلاعتماد» دیده میشدند، حالا در فضای مجازی با چهرهای کاملاً متفاوت ظاهر میشوند؛ چهرهای که در آن شوخیهای خارج از عرف، ادبیات تند، رفتارهای تحریکآمیز و محتوای سطحی اما پرهیاهو به ابزاری برای جلب توجه و کسب درآمد تبدیل شده است.
این تغییر هویت رسانهای، محصول رهاشدگی فضای مجازی و نبود سازوکار نظارتی مشخص است؛ فضایی که در آن هرچه محتوا تندتر و ساختارشکنانهتر باشد، بازدیدها بیشتر، درآمد دلاری بالاتر و جذابیت برای تولیدکنندگان افزونتر خواهد شد. از همین رو، بسیاری از مجریان و چهرههای شناختهشده ترجیح دادهاند شبانه از قاب رسمی تلویزیون فاصله بگیرند و در قالبی جدید، بیپروا و رها، خود را در برابر دوربینهای یوتیوب و حتی آپارات بازتعریف کنند.
در چنین شرایطی، برنامه «نصفشب» علی صبوری به یکی از نمادهای این بینظمی و عبور از مرزهای اخلاقی تبدیل شد. برنامهای که با حضور تماشاگر و اجرای تعاملی، به جای طنز سالم و سرگرمی، به سمت شوخیهای رکیک و رفتارهای مغایر با شئون اجتماعی رفت؛ رفتاری که تنها برای «دیده شدن» بیشتر طراحی شده بود و نه برای احترام به مخاطب یا ارتقای کیفیت محتوا.
با این حال، استمرار چنین روندی نمیتوانست بدون واکنش باقی بماند. دستور مقام قضایی برای توقف برنامه، بازداشت علی صبوری و ۶ نفر از عوامل تولید، نقطه پایان یک مسیر پرحاشیه و آغاز مرحلهای تازه در ساماندهی به این حوزه بود. این رویداد، تنها یک بازداشت ساده نیست؛ بلکه هشداری جدی به فضای برنامهسازی یوتیوبی و نشانهای از ضرورت بازنگری اخلاقی، فرهنگی و حقوقی در تولید محتوا در ایران است.
بازداشت عوامل «نصفشب» نشان داد که دوران بیضابطگی طولانی در فضای مجازی، دیگر نمیتواند بدون پیامد ادامه یابد؛ و اینکه هرچند آزادی در تولید محتوا ضروری است، اما عبور از مرز اخلاق، حرمت انسانی و شأن جامعه، بهایی دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید.
بخش اول | بازداشت عوامل برنامه «نصفشب»؛ پایان یک تجربه خطرناک در فضای رهاشده مجازی
اعلام خبر بازداشت عوامل برنامه «نصفشب» از سوی مرکز رسانه قوه قضائیه، نقطه پایانی بود بر تجربهای که از ابتدا بر مدار هیجانسازی، عبور از خطوط قرمز اخلاقی و تلاش برای جذب بازدید بیشتر بنا شده بود. طبق اطلاع رسمی، ۷ نفر از عوامل تولید این برنامه که با حضور تماشاگر و اجرای تعاملی علی صبوری ضبط میشد، پس از انتشار بخشهایی شامل شوخیهای رکیک، رفتارهای خارج از عرف و محتوای مغایر ارزشهای اجتماعی بازداشت و برای آنان پرونده قضایی تشکیل شد.
علی صبوری مجری، بازیگر و چهره اصلی برنامه نیز به دلیل انتشار محتوای غیراخلاقی بازداشت شد. با دستور مقام قضایی، فعالیت برنامه بهطور کامل متوقف گردید و مراحل تحقیقات قضایی درباره نقش عوامل مختلف ادامه دارد. برخی اعضای تیم با قرار وثیقه آزاد شدهاند اما تعدادی همچنان تحت بازداشت هستند.
این برخورد قضایی در خلأ و ناگهانی رخ نداد؛ بلکه پاسخی مستقیم بود به نگرانیهای رو به افزایش خانوادهها، کارشناسان فرهنگی و حتی کاربران عادی که طی ماههای گذشته بارها نسبت به عادیسازی ادبیات توهینآمیز، شوخیهای جنسی، تمسخر مهمانان، و ترویج رفتارهای بیاخلاق در فضای مجازی هشدار داده بودند. «نصفشب» تنها یک نمونه از موج گستردهتر برنامههایی بود که برای دیده شدن و کسب درآمد بیشتر، بهجای خلاقیت و کیفیت، مسیر تحریک مخاطب و مرزشکنی اخلاقی را برگزیدند.
اهمیت این بازداشتها از آن جهت است که نشان میدهد دوران بیقانونی آشکار و رهاشدگی رسانهای در پلتفرمهایی مانند یوتیوب، که عملاً خارج از هر نظارتی فعالیت میکنند، دیگر نمیتواند بدون پاسخ بماند. توقف «نصفشب»، تنها تعطیلی یک برنامه سرگرمی نیست؛ بلکه نشانهای است از اینکه نهادهای نظارتی و قضایی، اکنون اراده جدیتری برای مواجهه با محتواهای آسیبزا و خارج از چارچوب پیدا کردهاند.
این اقدام، برای نخستینبار پیام روشنی به تولیدکنندگان محتوای مجازی ارسال کرد: اینکه جستوجوی بازدید بیشتر، مجوز عبور از اخلاق، قانون و شأن اجتماعی جامعه نیست و آزادی تولید محتوا الزاماً به معنای رهاشدگی و بیمسئولیتی نیست.
یوتیوب؛ زمین بازی مجریهای چندچهره و بیضابطه
یوتیوب با آنکه در ایران فیلتر است در سالهای اخیر به پناهگاه تازهای برای اجراکنندگان، بازیگران و چهرههای مشهور تبدیل شده؛ پناهگاهی که در آن خبری از چارچوبهای نظارتی رادیو و تلویزیون، محدودیتهای قانونی یا تعهد به اخلاق حرفهای نیست. همین فضای آزاد و رها، سبب شده برخی چهرهها دو شخصیت کاملاً متفاوت از خود ارائه دهند: یک چهره رسمی، کنترلشده و اخلاقمدار جلوی دوربینهای تلویزیون؛ و چهرهای بیپرواتر، تندتر و بدون حد و مرز در یوتیوب.
این دوگانگی رفتاری نه تنها مخاطب را دچار سردرگمی میکند، بلکه به مرور سرمایه اجتماعی رسانهها را کاهش میدهد؛ زیرا مخاطب نمیداند کدام تصویر واقعی است: آن مجری خندان و مودب روی آنتن، یا همان فردی که در فضای مجازی با نصایح اخلاقی خداحافظی میکند اما شبهنگام در یوتیوب از ادبیات تند، کنایههای تمسخرآمیز و شوخیهای خلاف عرف استفاده میکند.
این وضعیت، چهرهها را به مجریهای «چندچهره» تبدیل کرده؛ افرادی که برای حفظ موقعیت رسمی، نقاب میزنند و برای جلب مخاطب آنلاین، آن نقاب را کنار میگذارند. در نبود هرگونه ضابطه مشخص، این رفتار در حال تبدیل شدن به یک «هنجار معکوس» در فضای رسانهای کشور است.
نمونه بارز این تناقض: ماجرای رفتار توهینآمیز با مسعود فراستی
یکی از برجستهترین نشانههای این رهاشدگی، ماجرای حضور مسعود فراستی در یک برنامه یوتیوبی است. منتقد باسابقه که در رسانه ملی معمولاً در فضای رسمی و چارچوبدار نقد میکند، در آن برنامه با فضایی توهینآمیز، بیاحترام و کاملاً غیرحرفهای مواجه شد.
در آن صحنه نه احترام مهمان حفظ شد، نه قواعد حداقلی گفتگو رعایت شد و نه حرمت و ساختار برنامه در نظر گرفته شد. هدف تماماً «ساختن لحظهای جنجالی» برای افزایش بازدید بود.
این اتفاق، برای بسیاری تبدیل به زنگ خطری شد درباره اینکه یوتیوب فارسی به سرعت در حال تبدیل شدن به میدان مسابقهای برای تندتر، بیپرواتر و جنجالیتر بودن است؛ میدانی که در آن: احترام ارزشی ندارد، اخلاق مانع است و مهمان تنها ابزاری برای تولید سوژه است.
از آزادی تا بیبندوباری؛ یوتیوب در مسیر خطرناک
مشکل اصلی نه «آزادی بیان» است و نه «تولید مستقل محتوا». مشکل اینجاست که نبود هرگونه معیار حرفهای—از منشور اخلاقی گرفته تا مسئولیت اجتماعی—موجب شده یوتیوب فارسی به زمین باز بازیگرانی تبدیل شود که تنها ملاکشان «بازدید بیشتر» و «درآمد بالاتر» است.
در این مدل: هرچه رفتار توهینآمیزتر باشد، بازدید بیشتر میشود. هرچه حد و مرزهای اخلاقی شکسته شود، ویدئو پرطرفدارتر است. هرچه شوخیها سنگینتر و خارج از عرفتر باشند، درآمد دلاری بالاتر میرود. در نتیجه، یوتیوب فارسی از یک فضای تولید محتوا به یک میدان جنجالسازی سیستماتیک تغییر ماهیت داده است؛ جایی که مجریها و چهرهها برای «بقا» ناچارند تندتر از دیروز و بیپرواتر از رقیب ظاهر شوند.
نقش آپارات؛ پلتفرمی داخلی، اما احتمال افتادن در مسیر یوتیوب
اگرچه بیشترین جنجالها در یوتیوب رخ میدهد، اما آپارات نیز بهعنوان بزرگترین پلتفرم داخلی اشتراک ویدئو، در سالهای اخیر با رشد سریع تولید محتوا و ورود گسترده کاربران مواجه شده است؛ رشدی که در کنار فرصتهای فراوان، چالشهایی هم ایجاد کرده است. برخلاف تصور رایج که آپارات به دلیل داخلی بودن محیطی کاملاً کنترلشده و بیخطر است، تجربه کاربران نشان میدهد این پلتفرم همچنان نیازمند تقویت زیرساختهای نظارتی و استانداردسازی محتوایی است—بهویژه در بخشهایی که مخاطب اصلی آنها کودکان و نوجوانان هستند.
آپارات امروز میزبان هزاران ویدئو آموزشی، سرگرمی، گیمپلی و دوبله است و همین تنوع، آن را به بستری اثرگذار و مهم تبدیل کرده است. با این حال، نبود نظارت کافی بر برخی دستهها باعث شده بخش «ویژه کودک و نوجوان» گاه در معرض محتوایی قرار گیرد که با حساسیتهای تربیتی همخوانی ندارد؛ موضوعی که خانوادهها بارها درباره آن هشدار داده و خواستار توجه جدیتر شدهاند.
این وضعیت نشان میدهد که آپارات، با وجود ظرفیتهای گسترده و میزان بالای اعتماد کاربران داخلی، میتواند با تقویت نظارت و ایجاد چارچوبهای روشنتر، تبدیل به الگویی برای تولید محتوای سالم و امن در فضای مجازی ایران شود.
محتواهای نگرانکننده آپارات؛ از دوبلهها تا گیمپلیها
۱. دوبلههای غیراستاندارد و شوخیهای زیرپوستی
در سالهای اخیر، بسیاری از دوبلاژهای غیررسمی که کاربران برای سرگرمی تولید میکنند، حاوی: کنایهها و اصطلاحات نامناسب، شوخیهای دوپهلو، تقلیدهای صوتی با ادبیات سخیف و حتی تمسخر شخصیتها است؛ دوبلههایی که معمولاً بر روی انیمیشنها یا ویدئوهایی قرار میگیرند که مخاطب اصلی آنها کودکان هستند. این ترکیب خطرناک، باعث شده بسیاری از خانوادهها احساس کنند در حال تماشای محتوایی امن هستند، اما در عمل با ادبیات ناهنجار روبهرو میشوند.
۲. گیمپلیها؛ از سرگرمی کودکانه تا بازتولید ادبیات خشن
دسته دیگری از ویدئوهای پرطرفدار آپارات، گیمپلیهای بازیهایی مانند: ماینکرفت دونفره، چالشهای چندنفره و گیمپلیهای نقشآفرینی و ترسناک هستند. این ویدئوها بهطور گسترده توسط کودکها و نوجوانان دنبال میشوند. اما در بسیاری از آنها: ناسزاهای مداوم، شوخیهای خارج از عرف، کلکلهای غیراخلاقی و رفتارهای رقابتی پرتنش به بخش ثابتی از روند بازی تبدیل شده است.
نکته تأسفبار این است که بازیکنان اصلی این ویدئوها اغلب نوجوانان یا جوانانی هستند که بدون درک حساسیت مخاطب کودک، عملاً ادبیات خود را وارد ذهن نسل کمسنتر میکنند.
۳. مخاطب اصلی: کودکان و نوجوانان
این مسئله دقیقا نقطه بحران است. در حالی که یوتیوب اغلب توسط نوجوانان و بزرگسالان دنبال میشود، بخش بزرگی از کاربران آپارات زیر ۱۵ سال هستند. این بدان معنی است که: هر ناسزا، هر شوخی دوپهلو، هر رفتار تنشزا و هر الگوی ارتباطی نامناسب میتواند بهسرعت «طبیعی» شود و در مدرسه یا فضای واقعی بازتولید گردد.
خطر آنجاست که کودکان و نوجوانان معمولاً: هنوز تمیز اخلاقی قوی ندارند، تقلیدگرند و تحت تأثیر مستقیم الگوهای آنلاین قرار میگیرند.
نگرانیهای خانوادهها؛ هشداری که مدتها نادیده گرفته شده است
بارها والدین در بخش نظرات ویدئوهای آپارات گلایه کردهاند: «لطفاً این ویدئو را محدود سنی کنید.»؛ «فرزند من دارد از این کلمات تقلید میکند.»؛ «فکر نمیکردم محتوای ماینکرفت چنین چیزهایی داشته باشد.»
این کامنتها نشان میدهد مسئله تنها «وجود چند ویدئوی نامناسب» نیست، بلکه به یک روند تبدیل شده است. خانوادهها متوجه میشوند که کنترل محتوا تقریباً غیرممکن شده، کودکان با نسخه بدون فیلتر از فضای آنلاین روبهرو هستند و پلتفرم داخلی عملاً همان مشکلات پلتفرم خارجی را بازتولید میکند. این مسئله ثابت میکند چالش، فقط یوتیوب نیست؛ بلکه خلأ نظارتی در فضای محتوای آنلاین کشور یک بحران ملی است.
بخش سوم | علی صبوری؛ استعداد در طنز، اما گرفتار در دام حاشیههای پیدرپی
بازداشت اخیر علی صبوری در ماجرای برنامه «نصفشب»، یک حادثه ناگهانی و جدا از سوابق او نیست؛ بلکه حلقه تازهای از زنجیره حاشیههای پیدرپی است که در چند سال گذشته چهره حرفهای او را تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند صبوری با وجود استعداد قابلتوجه در طنز و ارتباطگیری با مخاطب، بهدلیل مدیریت نادرست شهرت، تصمیمهای احساسی و حضور بیمحابا در فضای مجازی، بارها مسیر حرفهای خود را به خطر انداخته است.
آنچه امروز در قالب «بازداشت» دیده میشود، محصول مجموعهای از رفتارها و روندهایی است که اگر پیشتر اصلاح میشد، شاید هرگز به این نقطه نمیرسید.
۱. درگیری در بیمارستان و بازداشت سال ۱۴۰۰؛ آغاز سقوط از مسیر حرفهای
یکی از مهمترین و شناختهشدهترین حواشی صبوری، ماجرای درگیری لفظی و رفتاری او با کادر درمان و سپس پلیس در سال ۱۴۰۰ بود. او که با مشکل قلبی به بیمارستان مراجعه کرده بود، پس از اختلافنظر درباره روند معاینه و تشخیص پزشک، درگیر تنش لفظی شد و این تنش به درگیری با پلیس کشیده شد.
نتیجه این درگیری: بازداشت، قرار گرفتن تحت نظر با پابند و موج گسترده واکنشها در فضای مجازی بود. صبوری بعدها از پزشکان و خانواده کادر درمان رسماً عذرخواهی کرد؛ اما این اتفاق اولین زنگ خطر جدّی درباره رفتارهای هیجانی و کنترلنشده او بود؛ زنگ خطری که بعدها در وقایع دیگر نیز تکرار شد.
۲. تأخیر طولانی در پخش سریال «آخر خط»؛ هزینهای حرفهای برای یک رفتار شخصی
حاشیههای صبوری تنها محدود به فضای عمومی نبود؛ بلکه مستقیماً وارد حوزه کاری او نیز شد. سریال «آخر خط» به کارگردانی علی مسعودی (علی مشهدی)، که صبوری یکی از چهرههای اصلی آن بود، مدتی طولانی بهدلیل مشکل ممنوعالتصویری صبوری در صف انتظار پخش باقی ماند. کارگردان سریال نیز در گفتوگوهای مختلف از این رفتارها انتقاد کرده بود؛ چراکه تصمیمها و مشکلات شخصی صبوری، مستقیماً بر: سرنوشت کاری دیگران، اعتبار یک پروژه تلویزیونی و هزینههای تولید تأثیر گذاشت.
۳. رفتارهای پرحاشیه در اینستاگرام؛ طنز بدون مرز و تنشهای بیدلیل
صبوری از ابتدا با لایوهای جنجالی، شوخیهای بیپروا، پاسخهای تند به مخاطبان و حاشیههایی که در فضای اینستاگرام ساخت به شهرت رسید. همین فضای شلوغ و پرهیاهوی اینستاگرام، هم سکوی رشد او بود و هم بستری برای شکلگیری حاشیههای متعدد: شوخیهایی که بعضاً از مرز عرف عبور میکردند، انتقاد به دیگر هنرمندان با لحنی طعنهآمیز، واکنشهای احساسی و سریع بدون درنظرگرفتن پیامد، انتشار ویدئوهایی که برای بخشی از جامعه «بیاحترامی» تلقی میشد و این روند، این پرسش را بهطور جدی مطرح کرد که آیا صبوری توانایی مدیریت شهرت و ارتباط حرفهای با مخاطبان را دارد یا خیر.
۴. «نصفشب»؛ نقطه انفجار حاشیهها
با آغاز برنامه «نصفشب»، صبوری وارد مرحلهای تازه شد؛ مرحلهای که در آن مرز میان طنز و بیاخلاقی، شوخی و توهین، خلاقیت و جنجالسازی بهطور کامل کمرنگ شده بود. این برنامه که با حضور تماشاگر ضبط میشد، بهشدت وابسته به: شوخیهای نامتعارف، چالشهای لفظی و جلب خنده با عبور از خط قرمزها بود؛ و همین، برنامه را در مسیر تقابل مستقیم با ارزشهای اخلاقی و اجتماعی قرار داد.
۵. «صبوری»؛ استعداد در طنز، اما نیازمند چارچوب
با وجود همه این حواشی، بسیاری از کارشناسان رسانه و طنز معتقدند: صبوری استعداد ذاتی در خنداندن مخاطب دارد، توانایی «برقراری ارتباط سریع» با بیننده را دارد و اگر در قالبهای حرفهای و چارچوبدار قرار گیرد، میتواند موفق باشد. مسئله اصلی، نه فقدان استعداد، بلکه عدم رعایت اصول حرفهای، بیتوجهی به پیامدهای رفتاری و عدم مدیریت درست مسیر شهرت است.
صبوری امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند: بازنگری در رفتار رسانهای، احترام به حقوق مخاطب، پایبندی به ضوابط اخلاقی و بازگشت به مسیر حرفهای کنترلشده است. بدون این تغییر، هر ساختاری با بهترین سناریو دوباره او را به سمت حاشیههای تازه خواهد برد.
بخش چهارم | یوتیوب؛ میدان تازه مجریهایی با دو چهره
یوتیوب در ایران بهدلیل فیلتر بودن و نبود هرگونه سازوکار نظارتی به فضایی تبدیل شده که در آن بسیاری از مجریها، بازیگران و چهرههای رسانهای، رفتارهایی کاملاً متفاوت با تصویری که در تلویزیون و رسانه رسمی دارند، از خود نشان میدهند. صبحها در قاب رسمی با ادبیات کنترلشده ظاهر میشوند، اما شبها در یوتیوب، بیپرواتر، گاهی عصبیتر، و در مواردی با ادبیاتی کاملاً خارج از عرف.
این دوگانگی رفتاری نهتنها مخاطب را سردرگم میکند، بلکه سرمایه اجتماعی رسانه را نیز بهشدت کاهش میدهد؛ زیرا مخاطب نمیداند با کدام چهره طرف است: نسخه رسمی یا نسخه واقعی؟
پیامدهای این دوگانگی؛ وقتی مرزها از بین میروند
۱. سردرگمی مخاطب
چهره رسانهای که تا دیروز الگو بود، امروز در یوتیوب به فردی تبدیل شده که بدون محدودیت هر حرف و رفتاری را مجاز میداند.
۲. تضعیف اعتماد عمومی
اعتماد مخاطب زمانی آسیب میبیند که احساس کند شخصیت رسانهای تنها نقشی «نمایشی» است.
۳. ترویج رفتارهای خارج از عرف
وقتی مجریهای رسمی بدون هیچ محدودیتی در یوتیوب هرگونه شوخی و ادبیات را به کار میبرند، مرزهای فرهنگی عملاً بیمعنا میشود.
۴. تبدیل بیادبی به سرگرمی
ادبیات خشن، کنایههای تحقیرآمیز و تمسخر، تبدیل به ابزاری برای خنده و جذب مخاطب شده است.
چرا چهرهها به یوتیوب مهاجرت کردهاند؟
۱. فرار از نظارت
در یوتیوب تقریباً هیچ خطقرمزی وجود ندارد. هر نوع شوخی، ناسزا، اظهار نظر و رفتار، بدون پیامد منتشر میشود.
۲. درآمد دلاری و وسوسهآور
بسیاری از برنامهها ماهانه صدها میلیون تا میلیاردها تومان درآمد دارند. برای مثال، درآمد برخی برنامهها مانند «رُک» گفته شده که تا ۸۰۰ میلیون تومان در ماه بوده است. این مدل اقتصادی، سازندگان را به سمت «تحریک بیشتر، جنجال بیشتر، درآمد بیشتر» سوق میدهد.
بخش پنجم | اقتصاد جنجال: دلار بیشتر، اخلاق کمتر
واقعیت این است که پول موتور محرک اصلی جنجالسازیهای یوتیوبی است. هرچه محتوا تندتر، رکیکتر و بحثبرانگیزتر باشد، الگوریتم یوتیوب آن را بیشتر پخش میکند و درآمد بالاتری به سازندگان میدهد.
این مدل باعث میشود: جنجال ارزشمندتر از خلاقیت باشد، توهین سودآورتر از گفتوگو باشد، تحقیر جذابتر از احترام باشد و این دقیقاً همان مسیری است که کیفیت فرهنگی را قربانی کرده است.
حرف آخر؛ یک هشدار جدی و بهموقع
بازداشت عوامل برنامه «نصفشب» و علی صبوری، نشانهای است از اینکه: یوتیوبِ بدون قانون، بهشدت آسیبزاست. آپارات هم از این آسیبها بینصیب نمانده. رفتارهای دوگانه مجریهای رسمی، اعتماد عمومی را تخریب میکند. کودکان و نوجوانان در صف اول آسیبها قرار دارند. و مهمتر از همه: حق مخاطب قابل معامله نیست.
اگر فضای تولید محتوا قانونمند نشود، اگر اخلاق رسانهای بازتعریف نشود و اگر پلتفرمها مسئولیتپذیر نباشند، این چرخه خطرناک نهتنها تکرار، بلکه عمیقتر خواهد شد.
https://asrghanoon.ir/?p=139487
با ورود قوه قضائیه به ماجرای تولید برنامههای بیضابطه در فضای مجازی، چند نفر از عوامل برنامه «نصفشب» بازداشت و فعالیت این برنامه متوقف شد؛ اقدامی که بسیاری آن را آغاز راه ساماندهی به محیط رهاشده یوتیوب و پلتفرمهای داخلی میدانند.




نظرات