به گزارش گروه فرهنگی عصر قانون: عبدالله عبداللهی سردبیر طی یادداشتی درباره حواشی مناظرهی حامد کاشانی و سلیمانی اردستانی با موضوع «شهادت حضرت زهرا» که بعد از ظهر امروز از رسانهای «آزاد» در یوتوب بخش شد، نوشت:
موضوع حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای ما شیعیان حتماً یک موضوع ناموسی است و در این تعارفی هم نیست؛ این را آخر مناظره، آقای حامد کاشانی هم گفت؛ به همین دلیل دیدن این مناظرهای که بنا بود میان آقای کاشانی و آقای عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، آن هم کمی پس از ایام فاطمیه و آن هم درباره ماجرای شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها برگزار شود، کار چندان آسانی به شمار نمیرود و نمیرفت.
خیلیها بسیاری از روضههای ماجرای شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را هم نمیتوانند در هیاتها بنشینند و گوش دهند؛ شنیدن آن ظلمی که به آن صورت رخ داده، در حق مادری که همسر امیرالمومنین علیهالسلام است، دختر رسول الله صلی الله علیه و آله است و اصلاً چه میگویم -به تعبیر دکتر شریعتی – فاطمه فاطمه است، حتماً کار بسیار دشواری است؛ و حالا فرض کن بخواهی درباره آن موضوع، مناظره هم گوش کنی؛ آن هم نه مناظره میان یک شیعه و مثلاً یک وهابی، بلکه مناظرهای میان یک شیعه و دیگری که او هم علیرغم ایجاد تردیدهایی در ماجرای شهادت حضرت زهرا، تأکید میکند که قطعاً شیعه است، اما با مختصات و معادلات خودش (و البته کسی هم اینجا قصد ندارد که بگوید او خارج از شیعه است).
اما این مناظره در همان چند دقیقه اول تعیین تکلیف میشود و لبخند شادمانی بر لبهای همانها که حضرت زهرا سلام الله علیها را ناموس شیعه میدانند، مینشیند. و البته چه میگویم؟ چه لبخند شادمانی؟ شادمانی از آن جهت که میفهمد حریف منکر آن روایت اصلی، چیزی در چنته ندارد؛ وگرنه لبخند که نه، اثبات خیلی روشن آن ماجرای شهادت، باز هم خودش روضه است. هرچند جناب کاشانی، بسیار تلاش کرد که کار را به روضه نکشاند.
آقای سلیمانی اردستانی در همان چند دقیقه اوّل گفت که اساساً هیچ ادعایی در تاریخ ندارد؛ همین اذعان، نصف کار را علیه خودش پیش برد! درباره یک ماجرایی که تاریخی است، اگر هیچ ادعایی در تاریخ نداشته باشی و در ادامه بحث هم ثابت کنی که دربارهی چیز خاصی از تاریخ احاطه کامل نداری، پس چگونه میخواهی بحثی پیش ببری؟ لذا جناب اردستانی گفت که روشش «پدیدارشناسانه» است! البته ایشان توضیح نداد که پدیدارشناسی مورد نظرش هم چه نوع پدیدارشناسی است؟ از جنس آن پدیدارشناسی است که هوسرل میگفت؟ یا مرلوپونتی مدعا میکرد؟ یا به پدیدارشناسی وجودی هایدگر نزدیک بود؟ یا مسئلهاش پدیدارشناسی هرمنوتیک گادامر و ریکور و بقیه بود؟
امّا با تساهل، تصور میکنیم که منظور ایشان پدیدارشناسی هوسرلی بود که مسئلهاش اپوخه و تعلیق کردن همهی ادعاها و روایتها و صرفاً چسبیدن به خود شکلگیری تجربه آگاهانه یا خودِ آگاهی باشد که البته جناب اردستانی هیچ توضیحی درباره این مسئله نداد.
اگر کسی بخواهد به آقای اردستانی کمک کند، میتواند بگوید که مرادش تئوری حقیقت از جنس «انسجام» (Coherence) بوده است؛ یعنی آقای اردستانی میگفت من اصلاً هیچ کاری به تاریخ ندارم، فقط روایتی که شما از صحنه منجر به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها دارید، با یکدیگر انسجام ندارد؛ اگر آن را بخواهیم بپذیریم، باید از عدالت امیرالمومنین علی علیهالسلام عدول کنیم!
این ادعا، به هرحال، ادعای قابل توجهی بود؛ امّا چرا در عنوان گفتیم که تکلیف مناظره در چند دقیقه اول مشخص شد؟ علت آن بود که اساساً روایتی که آقای اردستانی تعریف میکرد و بر مبنای آن چنین استنتاجی را نتیجه میگرفت، اساساً موضوع بحث نبود و آقای حامد کاشانی چندین بار عنوان کرد که سند این روایتی که میگویی کجاست؟ در واقع، جناب اردستانی علیرغم اینکه میگفت تخصصی در تاریخ ندارد، یک یا دو روایت تاریخی را مدنظر قرار میداد، آن هم بدون اینکه بگوید چه کسی گفته اینها دقیقاً همان جزئیاتی است که همه به آن باور دارند؟ و ثانیاً با استناد به اینها میگفت که این روایتها با عدالت امیرالمومنین علیهالسلام نمیتواند انسجام و سازگاری داشته باشد!
کار برای جناب کاشانی اساساً دشوار نبود و با رد سادهی بنیان استدلال جناب اردستانی عملاً مسئله فیصله یافت و آنچه در ادامهی این مناظره نزدیک به ۳ ساعت جریان داشت، تحکیم همین نتیجه اوّل بود. با این حال، آقای کاشانی در انتهای بحث خود، اسناد تاریخی قابل توجهی را از اذعان گروهها و مذاهب مختلف، درباره صحت ماجرای شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به بینندگان مناظره عرضه کرد.
و جناب کاشانی در انتها گفت که علیرغم اینکه موضوع برایمان ناموسی بود، اما سعی کردیم که با احترام کامل به شبهه پاسخ دهیم؛ جناب اردستانی اما اینجا هم متوجه نشد که مقصود از ناموسی بودن چیست؛ و پاسخ داد که من برایم ناموسی نبود، چون شهادت یا عدم شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها چیزی از فضایل ایشان کم نمیکند. قطعاً اگر حضرت زهرا سلام الله علیها شهید نمیشدند هم باز درجهی بینظیری را دارا بودند، اما اینکه چیزی ناموسی باشد یا خیر، آن چیزی نبود که آقای اردستانی میفهمید.
https://asrghanoon.ir/?p=139586
آقای سلیمانی اردستانی در همان چند دقیقه اوّل گفت که اساساً هیچ ادعایی در تاریخ ندارد؛ همین اذعان، نصف کار را علیه خودش پیش برد!




نظرات