گروه بین الملل عصرقانون:
در حالی که جهان شاهد افزایش بیسابقه همکاریهای امنیتی و نظامی میان رژیم اشغالگر، ایالات متحده و برخی کشورهای همسایه ایران (از جمله امارات) است، مشخص است که یک بلوکسازی گسترده برای اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی در حال شکلگیری است. از تحریمهای گسترده اقتصادی تا ایجاد محدودیتهای پروازی و فضای تشنهی درگیری، همگی نشان از یک هدف واحد دارند: فلج کردن توان استراتژیک ایران. اما پرسش اصلی اینجاست: اگر این فشارها به تقابل نظامی تبدیل شود، آیا ایران به الگوی پاسخهای پیشین اکتفا خواهد کرد یا قواعد بازی را به کلی تغییر خواهد داد؟
۱. همافزایی دشمن؛ از تحریمهای هوایی تا همکاریهای منطقهای
تحلیلهای موجود نشان میدهد که آمریکا اکنون با استفاده از زیرساختهای کشورهای همسایه و همکاری نزدیک با امارات، در حال ایجاد یک «محاصره چندجانبه» است. این همکاریها تنها محدود به مسائل اقتصادی نیست؛ بلکه در حوزه فضای هوایی و پایشهای اطلاعاتی، تلاش میکنند تا ایران را در تنگنا قرار دهند. این سطح از همکاری نشان میدهد که دشمن، جنگ را نه به صورت تکجانبه، بلکه به صورت یک «جنگ ترکیبی» (Hybrid War) با حمایت مستقیم آمریکا و همکاری کشورهای منطقهای طراحی کرده است.
۲. فراتر از تجربه جنگ ۴۰ روزه: ضرورت تغییر دکترین پاسخ
تجربه تقابلهای اخیر (مانند جنگ ۴۰ روزه) نشان داد که ایران توان دفاعی و بازدارندگی بالایی دارد، اما در صورت افزایش تنشها و وقوع یک درگیری گسترده، پاسخ ایران نباید صرفاً «تدافعی» یا «متناسب با آسیبهای وارده» باشد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در صورت وقوع جنگی با ابعاد گستردهتر، ایران باید به سمت «ضربات استراتژیک و عمیق» حرکت کند. در این راستا، هدف قرار دادن مراکز حیاتی و استراتژیک دشمن، که در ادبیات نظامی به آنها «نقاط عصب» یا اهداف بسیار حساس گفته میشود، ضرورتی انکارناپذیر است.
۳. هدف قرار دادن «امارات»؛ پایان بازیهای بیاساس
یکی از مهمترین محورهای این تحلیل، ضرورت ضربه زدن به اهداف بسیار حساس و استراتژیک دشمن است.
چرا این اقدام حیاتی است؟
– سرکوب ادعاهای توخالی: دشمن با استفاده از قدرتهای منطقهای، مدام در حال بازسازی ادعاهای بیاساس و تکراری مانند ادعاهای مربوط به جزایر سهگانه است. ضربه زدن به توان استراتژیک دشمن، این پیام را صریح میرساند که هرگونه تجاوز به حاکمیت ایران یا بازی با ادعاهای جغرافیایی، هزینهای غیرقابل تحمل و ویرانگر خواهد داشت.
– از بین بردن جرات دشمن: اگر ایران در جنگ آینده، تنها به پاسخهای متناسب با جنگهای قبلی اکتفا کند، دشمن جسورتر خواهد شد. اما با هدف قرار دادن مراکز استراتژیک و ضرباتی که فراتر از تجربههای قبلی است، جرات دشمن برای هرگونه اقدام غیرقانونی در منطقه به کلی از بین خواهد رفت.
۴. اهمیت استراتژیک: ضربه به مرکز، نه به حاشیه
در یک جنگ تمامعیار، هدف ایران نباید صرفاً تلافی کردن باشد، بلکه هدف باید «از کار انداختن توان جنگی دشمن» باشد. ضربه به اهداف استراتژیک (مانند امارات)، باعث میشود که زنجیره فرماندهی و توان عملیاتی دشمن در منطقه فلج شود. این اقدام، نه تنها از تداوم جنگ جلوگیری میکند، بلکه باعث میشود رژیم اشغالگر و حامیانش درک کنند که اشتباه در محاسبه توان ایران، به معنای نابودی زیرساختهای حیاتی آنهاست.
ایران در آستانه یک تحول در دکترین دفاعی*اگر بلوکسازی آمریکا و متحدانش در کشورهای همسایه به هدف خود (فلج کردن ایران) نزدیک شود، ایران خود را ملزم به اجرای یک دکترین پاسخ متفاوت میبیند. پاسخ به جنگ آینده، نباید بازتابی از گذشته باشد، بلکه باید ضربهای باشد که قواعد قدرت را در منطقه بازتعریف کند و هرگونه ادعای بیاساس دشمن را در خاک خودشان دفن کند.
https://asrghanoon.ir/?p=157740
ایران در آستانه یک تحول در دکترین دفاعی*اگر بلوکسازی آمریکا و متحدانش در کشورهای همسایه به هدف خود (فلج کردن ایران) نزدیک شود، ایران خود را ملزم به اجرای یک دکترین پاسخ متفاوت میبیند. پاسخ به جنگ آینده، نباید بازتابی از گذشته باشد، بلکه باید ضربهای باشد که قواعد قدرت را در منطقه بازتعریف کند و هرگونه ادعای بیاساس دشمن را در خاک خودشان دفن کند.




نظرات