تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار مهم, اقتصاد
شماره : 134141
تاریخ : 9 شهریور, 1404 :: 14:41
چشم‌انداز بازار ارز و طلا بر اساس حافظه تاریخی؛ تب هیجانی دوباره فروکش می‌کند؟ با بررسی رفتارشناسی بازار طلا و ارز در دو سال گذشته، الگویی تکرارشونده مشاهده می‌شود: شوک سیاسی، افزایش هیجانی قیمت‌ها و در نهایت، بازگشت تدریجی به تعادل پس از فروکش التهاب و در پس این الگوی تکراری، همیشه خریداران هیجانی طلا، سکه و ارز متضرر می‌شوند.

در روزهای اخیر، شاهد افزایش نرخ ارز و طلا در بازار بوده‌ایم؛ این افزایش که عمدتاً ناشی از هیجانات کوتاه‌مدت و نگرانی‌های سیاسی پیرامون فعال‌سازی مکانیزم ماشه است، بیش از آنکه ریشه در عوامل بنیادین اقتصادی داشته باشد، محصول فضای روانی حاکم بر بازار است. با بررسی رفتارشناسی بازار طلا و ارز در دو سال گذشته، الگویی تکرارشونده مشاهده می‌شود: شوک سیاسی، افزایش هیجانی قیمت‌ها و در نهایت، بازگشت تدریجی به تعادل پس از فروکش کردن التهاب و در پس این الگوی تکرارشونده، همیشه خریداران هیجانی طلا، سکه و ارز متضرر می‌شوند. معامله‌گران حرفه‌ای بازارهای مالی همواره هشدار می‌دهند که خرید و فروش دارایی‌ها در شرایطی که بازار آن‌ها دچار التهاب و هیجانات روانی است، می‌تواند خطرناک باشد. تحلیل الگوی تاریخی بازار؛ تکرار یک سناریوی آشنا اقتصاد ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه از دهه 1400 به بعد، مقاومت قابل‌توجهی در برابر شوک‌های خارجی از خود نشان داده است. تجربه چندین دوره تنش‌زای سیاسی حاکی از آن است که بازار ارز و طلا در ایران از یک «حافظه رفتاری» برخوردار شده است و با رویارویی با هر تنش سیاسی گرچه نوسانی موقتی را تجربه می‌کند اما در مدت کوتاهی قیمت‌ها به تعادل قبلی برمی‌گردد، نمونه بارز این الگو، اواخر سال 1403 اتفاق افتاد، در آن مقطع، نگرانی‌های ژئوپولیتیک و افزایش ریسک‌های سیاسی، دلار را در یک حرکت کاملاً هیجانی به بالای 100 هزار تومان رساند. با اینکه بسیاری از تحلیلگران و فعالان بازار، حفظ این نرخ را محتمل می‌دانستند اما با تعدیل فضای روانی و روشن‌تر شدن اوضاع، بازار اصلاح شد و دلار در نهایت به دامنه 80 هزار تومان بازگشت، این حرکت، یک شوک هیجانی موقت بود و نه یک تغییر پارادایم پایدار. در تجربه جنگ 12روزه بار دیگر این الگو تکرار شد و بازار ارز با درگیری کشور در یک جنگ مستقیم تحمیلی دچار نوسانات محدود شد و نرخ دلار به نزدیکی 100 هزار تومان رسید اما بعد از آتش‌بس قیمت‌ها به‌سرعت به تعادل قبل و دامنه 80 هزار تومان برگشت. در دو سال اخیر حتی در شدیدترین شرایط، مانند جنگ 12روزه و افزایش تنش‌های منطقه‌ای و حتی شهادت رئیس‌جمهور رئیسی، بازار ارز تنها برای مدت کوتاهی دچار التهاب شد و پس از آن، با مدیریت سیاستگذار و کاهش نگرانی‌ها، قیمت‌ها به روند قبلی خود بازگشتند، این موارد به‌وضوح نشان می‌دهد که بازار ارز ایران، تا حدی در برابر تنش‌های سیاسی «مصونیت» نسبی پیدا کرده است و واکنش‌های آن کوتاه‌مدت و زودگذر است. عوامل بنیادین حاکی از وجود تعادل در بازار شواهد نشان می‌دهد که افزایش اخیر قیمت‌ها فاقد پشتوانه تقاضای واقعی و عوامل اقتصادی کلاسیک و تنها ناشی از هیجانات تنش‌های سیاسی است، این موضوع، مهم‌ترین دلیل برای پیش‌بینی بازگشت قریب‌الوقوع قیمت‌ها به سطوح قبلی است. عدم وجود تقاضای واقعی: بخش عمده‌ای از تقاضا در این قله قیمتی، سوداگرانه (Speculative) و ناشی از «انتظارات تورمی» است. تقاضای واقعی برای واردات کالا و خدمات یا سفرهای خارجی، عمدتاً از طریق بازار رسمی و سیستم‌های بانکی مرتفع می‌شود. بانک مرکزی با تخصیص ارز در بازار ارز تجاری و همچنین مکانیزم‌های  عمده نیازهای واقعی اقتصاد را پوشش می‌دهد، بنابراین، فشار موجود در بازار آزاد، ناشی از یک حباب سوداگرانه است و حباب‌ها ذاتاً می‌ترکند. ثبات نسبی در شاخص‌های کلان: به‌خلاف سال‌هایی مانند 1397، که اقتصاد با کسری بودجه شدید، رشد نقدینگی بالا و تورم افسارگسیخته دست‌وپنجه نرم می‌کرد، در شرایط کنونی سیاست‌های انقباضی‌ ناشی از کنترل مقداری ترازنامه بانک‌ها و اجرای سیاست تثبیت اقتصادی موجب شده است رشد نقدینگی به میانگین بلندمدت خود نزدیک‌تر شود و تورم تاحدودی کنترل شده است. اگرچه تورم همچنان بالاست، اما روند آن تا حدی کنترل‌شده‌تر است و نمی‌توان نوسان شدید پایداری ناشی از تورم را در نظر گرفت و این ثبات نسبی، بستر لازم برای یک شوک قیمتی پایدار را فراهم نمی‌کند. قدرت مداخله‌گری بازارساز و پشتوانه‌های طلا و ارز یکی از کلیدی‌ترین تفاوت‌های شرایط فعلی با گذشته، توانایی بسیار بالاتر بانک مرکزی برای اعمال مدیریت و کنترل بر بازار است، این توانایی ناشی از ذخایر قدرتمند ارزی و تجربه موفق در مدیریت قبلی بحران‌هاست. ذخایر ارزی و طلای کشور در وضعیت به‌مراتب مطلوب‌تری نسبت به گذشته قرار دارد، چرا که گزارش‌ها از ورود بیش از 100 تن طلا تنها در سال 1403 حکایت دارد، این حجم از ورود طلا، نه‌تنها پشتوانه محکمی برای پول ملی ایجاد می‌کند، بلکه مهم‌ترین ابزار را برای کنترل بازار طلا و سکه در اختیار بانک مرکزی قرار می‌دهد. بانک مرکزی می‌تواند با عرضه مستقیم طلا و سکه به بازار، از طریق برگزاری حراج‌های شمش و سکه و پیش‌فروش سکه، فشار خرید هیجانی را خنثی کند و قیمت‌ها را به‌سرعت به کانال واقعی خود بازگرداند. از سوی دیگر، بانک مرکزی در مدیریت التهاب‌های گذشته، از طریق ایجاد بازار ارز تجاری و پاسخ مناسب به نیازهای واقعی اقتصاد، مداخله در بازار ارز و تشدید برخورد با اخلالگران بازار نتایج مثبتی گرفته است. این تجربه موفق، به سیاستگذار این جرئت را می‌دهد که در زمان لازم با قاطعیت و به‌میزان کافی در بازار مداخله کند و افسار بازار ارز را بکشد اما اجرای چنین سیاست‌هایی باید تنها در زمانی انجام شود که هیجانات بازار فروکش کرده است تا از هدررفت ذخایر ارزی جلوگیری شود، بنابراین بعد از فروکش هیجانات بازار انتظار می‌رود سیاستگذار ارزی به بازار ارز ورود کند و نرخ‌ها را تا رسیدن به تعادل قبلی کنترل کند. معامله‌گران هیجانی بازار ارز چه‌کسانی هستند؟ بازارهای مالی تا حد زیادی با روان‌شناسی جمعی و انتظارات بازیگران آن هدایت می‌شوند و در شرایطی که بازار دچار هیجانات می‌شود، دو گروه بیشتر در بازار ارز حضور دارند: معامله‌گران نوسان‌گیر (سوداگران): این گروه که محرک اصلی افزایش قیمت هستند، با شنیدن اخبار سیاسی به‌امید سودهای کلان وارد بازار می‌شوند و با ایجاد جو روانی سعی می‌کنند که دلارهای خود در سقف قیمتی به فروش برسانند و بعد از فروکش کردن هیجانات و ریزش قیمت‌ها دوباره ارز خود را خریداری کنند. خریداران هیجانی و افراد بی‌اطلاع: این گروه تحت تأثیر هیجانات روانی قرار می‌گیرند و در شرایطی که بازار روند صعودی دارد، حتی در سقف قیمتی اقدام به خرید ارز می‌کنند، در واقع این افراد هستند که ارز سوداگران را خریداری می‌کنند. با روشن‌شدن وضعیت و بازگشت بازار به تعادل قبلی، گروه اول دوباره ارز خود را خریداری می‌کنند اما نقدینگی گروه دوم در بازار ارز قفل می‌شود و این افراد به‌تدریج برای خروج از بازار تحت فشار قرار می‌گیرندِ؛ چرا که ارز را در سقف قیمتی خریداری کرده‌اند و در صورت فروش ارز خود پایین‌تر از قیمت خرید، متحمل ضرر و زیان می‌شوند. احتمال بازگشت بازار ارز و طلا به تعادل قبلی با جمع‌بندی کلیه عوامل ذکرشده می‌توان به این نتیجه رسید که احتمال بازگشت بازار طلا و ارز ایران به سطوح تعادلی پیشین در آینده نزدیک بالاست و این افزایش قیمت، ریشه در هیجان و ترس ناشی از یک رویداد سیاسی خاص دارد و فاقد هرگونه پشتوانه اقتصادی پایدار است. تکرار الگوی تاریخی ثابت کرده است که بازار ایران پس از هر شوک هیجانی، به آرامش و تعادل بازمی‌گردد و عدم وجود تقاضای واقعی نشان می‌دهد که این افزایش، حبابی و سوداگرانه است. پشتوانه‌های قوی ارزی و طلای بانک مرکزی، مهم‌ترین ابزار برای مهار التهاب و هدایت بازار را در اختیار سیاستگذار قرار داده است و با توجه به تجربه موفق بانک مرکزی در مدیریت بازار ارز طی تنش‌های متعدد سیاسی دو سال اخیر، به‌نظر می‌رسد سیاستگذار ارزی دوباره بتواند بعد از فروکش کردن هیجانات و بازگشت آرامش به بازار، نرخ‌ها را تا تعادل قبلی هدایت کند، علاوه بر این، تداوم اجرای سیاست تثبیت اقتصادی از سوی بانک مرکزی، چشم‌انداز تداوم تثبیت بازارها در ماه‌های آتی را تقویت کرده است که این عامل نیز در مدیریت انتظارات تورمی و حفظ ثبات بازار ارز بسیار اثرگذار خواهد بود، بنابراین به‌نظر می‌رسد روند کلی بازار در هفته‌های آینده به‌سمت تعدیل قیمت‌ها و بازگشت تدریجی نرخ ارز و طلا به کانال‌های تعادلی قبلی خواهد بود، البته سرعت این بازگشت به میزان شدت و تداوم اخبار سیاسی منفی، فروکش هیجانات و زمان‌بندی بانک مرکزی در مداخله ارزی بستگی دارد، اما جهت کلی حرکت، بدون شک کاهشی و به‌سمت تعادل پیشین است. فعالان بازار و مردم می‌توانند با دوری از تصمیم‌های هیجانی و با اتکا به داده‌های عینی، از ایجاد ضررهای مالی بر اثر خرید در قله قیمتی جلوگیری کنند.

© 2025 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.