تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار برگزیده, اخبار مهم, بین الملل
شماره : 142140
تاریخ : 15 دی, 1404 :: 11:32
دستگیری مادورو چه معنایی برای چین و روسیه دارد؟ مسکو و پکن خطوط کلی نظم جهانی جدیدی را می‌بینند که با حوزه‌های نفوذ منطقه‌ای و سلطه قدرت‌های منطقه‌ای تعریف می‌شود. از نگاه آنان، آمریکا به‌تدریج نقش پلیس جهانی را کنار می‌گذارد و به پشت دیوارهای دژی نیرومند اما منطقه‌ای عقب‌نشینی می‌کند. شاید سرانجام دوران چندقطبی‌ای که مدت‌ها آرزویش را داشتند، در حال طلوع باشد.

گروه بین الملل عصرقانون: در سال ۱۹۸۹، دو هفته طول کشید تا نیروهای آمریکایی مهاجم به پاناما، مانوئل نوریگا، را پیدا کرده، محاصره و دستگیر کنند؛ عملیاتی که ۲۶ کشته آمریکایی برجای گذاشت و صدها پانامایی را به کام مرگ فرستاد. آن هم در حالی که پاناما کشوری کوچک با یک شهر بزرگ است و آمریکا از پیش حضور نظامی قابل‌توجهی در آنجا داشت. به‌نظر می‌رسید عملیات در ونزوئلا که کشوری بسیار وسیع‌تر با ارتشی بزرگ و شبه‌نظامیان وفادار است، یادآور تهاجم آمریکا به عراق باشد که نه ماه طول کشید تا صدام حسین ردیابی شود و تغییر رژیم به هرج‌ومرج و خونریزی انجامید و به اعتبار جهانی واشنگتن لطمه زد. با این حال تا اینجا، ترامپ منتقدانش را شگفت‌زده کرده و عملیاتی تماشایی را رقم زده است. رئیس‌جمهور آمریکا خواهد کوشید این عملیات را لحظه‌ای برای نمایش قدرت و اثباتی بر این‌که آمریکا هنوز بر جهان سایه افکنده، جلوه دهد. با این خوانش، به‌راحتی می‌توان تصور کرد که یورش برق‌آسای پایتخت ونزوئلا موجب نگرانی عمیق در مسکو و پکن، دو پشتیبان خارجی اصلی مادورو شده باشد. به‌هرحال، آمریکا ظاهراً با سهولتی غیرمنتظره، بازوی اصلی شبکه جهانی ضدآمریکایی در آمریکای جنوبی را قطع کرده است. با این همه، این دغدغه‌ها شاید آن‌قدرها هم عمیق نباشد. بی‌تردید در مسکو و پکن کسانی خواهند گفت عملیات کاراکاس شواهد تازه‌ای است بر این‌که ترامپ بیش از آن‌که به نمایش قدرت جهانی علاقه‌مند باشد، در پی اعمال قدرت منطقه‌ای است. ترامپ نشان داده که مایل است سلطه‌اش را در جغرافیایی گسترده اما با عملیات‌هایی محدود اعمال کند: حملات هوایی پراکنده و هدفمند علیه شاخه‌های داعش در نیجریه، شبه‌نظامیان انصارالله در یمن، و عملیاتی پرسر‌وصدا اما کوتاه علیه برنامه هسته‌ای ایران. سند امنیت ملی آمریکا و جهان مبتنی برحوزه‌های نفوذ مشاوران به پوتین و شی خواهند گفت که ترامپ به‌وضوح راضی است با رقبای ضعیف‌تر درگیر شود. او تمایل کمتری برای ایستادن در برابر روسیه بر سر اوکراین نشان داده و نگرانی‌هایی برانگیخته که شاید در پی معامله‌ای بزرگ با چین، تایوان را رها کند. در اوایل دسامبر، دولت ترامپ «راهبرد امنیت ملی» خود را منتشر کرد؛ سندی شگفت‌آور که به‌طور رسمی چرخش سیاست خارجی آمریکا به سوی جهان‌بینی مبتنی بر حوزه‌های نفوذ و معامله‌گری «اول آمریکا» را صورت‌بندی می‌کرد. اگر رهبران چین و روسیه به این نتیجه برسند که دستگیری مادورو بخشی از راهبردی است که در آن آمریکا از نقش جهانی خود عقب می‌نشیند تا به هژمونی منطقه‌ای بسنده کند، ممکن است بیش از آن‌که بازدارنده باشد، جسارت بیشتری به آن‌ها بدهد. مقامات آمریکایی چنین تفسیری را رد می‌کنند و می‌گویند تنها با بازاستقرار برتری خود در نیم‌کره غربی است که آمریکا می‌تواند سلطه جهانی‌اش را دوباره تثبیت کند. صرف‌نظر از این‌که کدام تفسیر غالب شود، روشن است که نیم‌کره غربی بار دیگر به صحنه مرکزی سیاست خارجی واشنگتن بدل شده است؛ حتی در حالی که به دشمنان سنتی آمریکا در جاهای دیگر دست بازتری داده می‌شود. از زمان بازگشت به قدرت، ترامپ کوشیده دکترین مونرو ۱۸۲۳ را احیا کند؛ هشداری به قدرت‌های بیرونی برای دور ماندن از نیم‌کره غربی. در واقع، او حتی فراتر رفته است: ادعای تبدیل کانادا به ایالت پنجاه‌ویکم، تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا» و مطالبه واگذاری گرینلند به ایالات متحده. با گذر سال نخست ریاست‌جمهوری‌اش، او آنچه را طنز‌پردازان «دکترین دونرو» نامیدند بسط داد تا تغییر رژیم در ونزوئلا را نیز دربر گیرد. روی دیگر سکه نارضایتی در آمریکای جنوبی و خشم در سراسر جهان در حال توسعه ممکن است در نهایت به سود روسیه تمام شود. مسکو به‌سرعت اقدام تجاوزکارانه مسلحانه را محکوم کرد و مشتاق خواهد بود آمریکا را تهدیدی برای نظم بین‌المللی تصویر کند و از این عملیات برای توجیه حمله خود به اوکراین بهره ببرد. استدلال‌های اخلاقی غرب علیه جنگ پوتین بی‌تردید دشوارتر قابل دفاع خواهد شد. برای پکن نیز پیامدها به همان اندازه مهم است. آمریکا اکنون سابقه تازه‌ای برای به‌کارگیری نیروی نظامی توسط قدرت‌های بزرگ برای تغییر رژیم در همسایگی خود ایجاد کرده است. از این‌رو، مقامات تایوان احتمالاً رخدادهای این آخر هفته در آمریکای جنوبی را با نگرانی ویژه‌ای دنبال کرده‌اند. مسکو و پکن خطوط کلی نظم جهانی جدیدی را می‌بینند که با حوزه‌های نفوذ منطقه‌ای و سلطه قدرت‌های منطقه‌ای تعریف می‌شود. از نگاه آنان، آمریکا به‌تدریج نقش پلیس جهانی را کنار می‌گذارد و به پشت دیوارهای دژی نیرومند اما منطقه‌ای عقب‌نشینی می‌کند. شاید سرانجام دوران چندقطبی‌ای که مدت‌ها آرزویش را داشتند، در حال طلوع باشد.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.