شلیک تروریستها به زن و مرد میانسال در حیاط خانه
پس از حمله تروریستی به کلانتری 126تهرانپارس برای پاکسازی به آنجا رفتیم ولی بازهم مسلح نبودیم.
اغتشاشات شبهای هجدهم و نوزدهم دیماه 1404، صرفاً تجمعهای اعتراضی نبود؛ صحنههایی از خشونت سازمانیافته، تیراندازیهای هدفمند و رفتارهایی که از نگاه نیروهای حاضر در میدان، شباهت بیشتری به یک عملیات تروریستی داشت تا ناآرامی خیابانی. ما در گفتوگو با دو نفر از مأمورانی که در این دو شب در میدان حضور داشتند، روایتهایی شنیدیم که تاکنون کمتر گفته شده است؛ روایتهایی از سلاح جنگی تروریستها، کشتهسازی، رهگذران هدفگرفتهشده و عملیاتهایی که جان مردم عادی را نشانه گرفته بود. به گفته این مأمور، مأموریت شب اول (هجدهم دی) آنها پاکسازی محدوده تهرانپارس و اطراف کلانتری 126 بود؛ جایی که حمله مسلحانه به کلانتری گزارش شده بود. او تأکید میکند: ما در آن مأموریت سلاح جنگی در اختیار نداشتیم و صرفاً در حالت احتیاط بودیم. سلاحهای جنگی در اختیار تیم پشتیبانی بود، اما از آن استفاده نشد. مأموریت ما پاکسازی کوچهبهکوچه و ماشینبهماشین با هماهنگی نیروهای کلانتری بود. تفاوت اغتشاشات دی با ناآرامیهای گذشته مامور دیگری که در میدان حضور داشته، تفاوت این اغتشاشات با نمونههای قبلی را اینگونه توصیف میکند: در اغتشاشات سالهای قبل، سلاح گرم وجود نداشت؛ نهایتاً چاقو، قمه یا سنگ. اما این بار ما با چشم خودمان دیدیم که از داخل جمعیت به سمت مأموران، بسیجیان، سپاهیان و حتی مردم عادی تیراندازی میشد. او ادامه میدهد: آثار اصابت تیرهایی که ما دیدیم، کاملاً جنگی بود؛ چه روی بدن یک بسیجی و چه روی بدن یک رهگذر. این تیرها؛ تیر تجهیزات ضداغتشاش مثل پینتبال نبود؛ آثار مرمی سلاح جنگی مشخص است. صحنههایی که هرگز فراموش نمیشود یکی از تلخترین صحنههایی که مأموران روایت میکنند، مربوط به خیابانهای اطراف کلانتری 126 است؛ یکی از آنها میگوید: پیرمردی حدود 70 تا 75 ساله را دیدم که از فاصله صفر به سرش شلیک شده بود. مشخص بود نه اغتشاشگر است و نه درگیری داشته؛ رهگذر بود. اینها نشانه یک عملیات هدفمند تروریستی بود. او اضافه میکند: در همان محدوده، یک پیرزن و پیرمرد را دیدیم که داخل حیاط خانهشان مورد هدف گلوله قرار گرفته بودند؛ یکی تیر به نزدیکی قلبش خورده بود و دیگری به سرش. اینها هیچ نقشی در اغتشاش نداشتند. سلاحها، لیدرها و کشتهسازی به گفته مأموران حاضر در میدان، در دستگیری لیدرهای اغتشاشات، انواع سلاحهای جنگی و شکاری، بمبهای دستساز آتشزا و کوکتل مولوتوف کشف شد. یکی از مأموران میگوید: ما لیدرهایی را گرفتیم که وظایف مشخص داشتند؛ از توزیع پول و دلار در جمعیت گرفته تا پخش مشروبات الکلی و مواد توهمزا. هدف مشخص بود، کشتهسازی و بالا بردن آمار تلفات؛ فرقی نمیکرد مأمور کشته شود یا یک مغازهدار و رهگذر. چرا جمعیت شب دوم (نوزدهم دی) کمتر شد؟ این مأموران معتقدند پس از تیراندازیهای شب اول (هجدهم دی)، بسیاری از مردم عادی متوجه ماهیت واقعی ماجرا شدند. یکی از آنها میگوید: "شب اول خیلیها فکر میکردند اعتراض است، اما وقتی سلاح و تیراندازیها را دیدند، فهمیدند داستان چیز دیگری است. برای همین شب دوم جمعیت کمتر شد و فقط افراد آموزشدیده و هدفمند در میدان ماندند." مردم، سپر انسانی تروریستها در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود آموزشها، برخی مأموران مجروح یا شهید شدند، یکی از مأموران میگوید: "ما آموزش ضداغتشاش و تجمع غیرقانونی دیدهایم، اما وقتی عوامل تروریستی مردم عادی را سپر انسانی میکنند، دست نیروی آموزشدیده هم بسته میشود. در چنین شرایطی گاهی مأمور مجبور است جانش را فدای مردم کند تا امنیت برقرار شود." مأموران همچنین از صحنههایی میگویند که مسیر امدادرسانی عمداً مسدود شده بود. یکی از آنها روایت میکند: "در میدان رسالت، اتوبوسها و خودروها را آتش زده بودند و با سطل زباله و نرده، مسیر را بسته بودند؛ حتی آتشنشانها هم نمیتوانستند عبور کنند و برخی خودروها کاملاً سوختند."