تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار مهم, بین الملل, خبر برتر
شماره : 144603
تاریخ : 3 اسفند, 1404 :: 12:32
پاس گل ویتکاف به ایران! ذهن آشفته ترامپ است. ذهنی که مانند دروازه غار هر کسی می تواند روی آن اثر بگذارد. بنابراین ایرانی ها می توانند از طریق کوشنر او را تحت تاثیر قرار دهند که حتی این فرد خیلی مهم تر از ویتکوف برای ترامپ است.

گروه بین الملل عصر قانون: محمدعلی حسن نیا اظهارات اخیر ویتکاف درباره کنجکاوی و ناامیدی ترامپ از مقاومت ایران، از چند زاویه قابل تحلیل است. نخست اینکه این نوع بیان عمومی می‌تواند به‌صورت ناخواسته یک پیام راهبردی معکوس ایجاد کند. وقتی مقامات آمریکایی از شگفتی در برابر عدم تسلیم ایران سخن می‌گویند، عملاً این برداشت را تقویت می‌کنند که سیاست فشار حداکثری تاکنون نتوانسته محاسبات راهبردی ایران را تغییر دهد. از این منظر، چنین اظهاراتی می‌تواند به تقویت روحیه تصمیم‌سازان ایرانی و حتی افزایش اعتماد به کارآمدی راهبرد مقاومت منجر شود؛ زیرا در ادبیات امنیتی، نشان دادن «عدم اثرگذاری فشار» خود به نوعی به معنای شکست بخشی از جنگ روانی تلقی می‌شود. در سطح دوم، این صحبت‌ها نشان می‌دهد که راهبرد آمریکا همچنان بر ترکیبی از فشار نظامی، تحریم اقتصادی و دیپلماسی مشروط استوار است. اشاره به فشار نظامی به عنوان ابزار تأثیرگذاری در مذاکرات، حاکی از آن است که واشنگتن هنوز معتقد است نمایش قدرت می‌تواند به افزایش قدرت چانه‌زنی منجر شود. اما در عمل، بیان عمومی چنین راهبردی می‌تواند به طرف مقابل امکان پیش‌بینی بهتر رفتار آمریکا را بدهد و از ارزش عنصر غافلگیری در سیاست خارجی بکاهد. در واقع در منازعات ژئوپلیتیک، افشای غیرمستقیم اهداف راهبردی ممکن است به تضعیف ابزارهای فشار منجر شود، زیرا طرف مقابل فرصت تنظیم سیاست‌های بازدارنده خود را پیدا می‌کند. از منظر سوم، این اظهارات بازتاب‌دهنده نوعی تردید در محاسبات کلان کاخ سفید است. به نظر می‌رسد دولت آمریکا میان دو مسیر اصلی در نوسان است: مذاکره برای کاهش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی، یا اعمال فشار سخت‌تر برای کسب امتیازات حداکثری. این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از نبود اجماع کامل در سطح تصمیم‌گیری راهبردی باشد. تجربه جنگ‌های منطقه‌ای، هزینه‌های مالی سنگین، و اثرات منفی احتمالی بر بازارهای انرژی جهانی از جمله عواملی هستند که احتمالاً در این تردید نقش دارند. به‌ویژه با توجه به وابستگی اقتصاد جهانی به ثبات انرژی خاورمیانه، هرگونه درگیری نظامی می‌تواند پیامدهای گسترده اقتصادی ایجاد کند. از منظر چهارم، این اظهارات بر فضای روانی منطقه نیز تأثیر می‌گذارد. متحدان منطقه‌ای آمریکا ممکن است چنین سخنانی را نشانه‌ای از محدودیت اراده واشنگتن برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار تفسیر کنند. در مقابل، ایران ممکن است این سخنان را به عنوان تأیید ضمنی کارآمدی سیاست بازدارندگی خود تلقی کند. در نظریه بازدارندگی، حفظ عدم قطعیت درباره قصد واقعی طرف مقابل اهمیت زیادی دارد، و وقتی یک طرف از نگرانی یا سردرگمی خود سخن می‌گوید، می‌تواند قدرت بازدارندگی خود را تا حدی کاهش دهد. در سطح داخلی آمریکا نیز این اظهارات می‌تواند بازتاب رقابت‌های سیاسی باشد. سیاست خارجی آمریکا معمولاً تحت تأثیر فشارهای داخلی، رسانه‌ای و اقتصادی قرار دارد. بنابراین بیان عمومی چنین جملاتی ممکن است بخشی از پیام‌سازی سیاسی برای مخاطبان داخلی باشد تا نشان دهد دولت همچنان در حال اعمال فشار بر رقباست، حتی اگر نتایج آن هنوز قطعی نشده باشد. در مجموع، این اظهارات بیش از آنکه نشانه یک راهبرد کاملاً تثبیت‌شده باشد، تصویرگر یک مرحله گذار در سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن است. از یک سو تلاش برای حفظ فشار حداکثری ادامه دارد و از سوی دیگر، نگرانی از تبعات امنیتی و اقتصادی جنگ مانع از تصمیم‌گیری قطعی برای تشدید درگیری نظامی می‌شود. این وضعیت، یک فضای مبهم راهبردی ایجاد کرده که در آن هر دو طرف تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارهای سیاسی، روانی و نظامی، موقعیت چانه‌زنی خود را تقویت کنند. نکته آخر ذهن آشفته ترامپ است. ذهنی که مانند دروازه غار هر کسی می تواند روی آن اثر بگذارد. بنابراین ایرانی ها می توانند از طریق کوشنر او را تحت تاثیر قرار دهند که حتی این فرد خیلی مهم تر از ویتکوف برای ترامپ است.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.