تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار مهم, بین الملل, خبر برتر, سیاست
شماره : 144745
تاریخ : 6 اسفند, 1404 :: 16:55
صلح یا جنگ؟ ایران می‌داند که ترامپ هم‌زمان به دنبال نمایش اقتدار و پرهیز از یک جنگ فرسایشی است. همین دوگانگی، نوعی «شک راهبردی» در رفتار آمریکا ایجاد کرده است: آیا تهدیدها واقعی است یا بخشی از تاکتیک چانه‌زنی؟

به گزارش گروه بین الملل عصرقانون: محمدعلی حسن نیا سخنرانی اخیر ترامپ در کنگره درباره ایران، بیش از آنکه یک اعلام موضع قطعی باشد، بازتابی از تردیدهای عمیق در واشنگتن نسبت به مسیر پیش‌رو بود؛ تردید میان بازگشت به میز مذاکره یا لغزش به سمت یک درگیری پرهزینه دیگر در خاورمیانه. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره مخالفت رئیس ستاد کل ارتش آمریکا با ورود به جنگی تازه و نیز تحرکات دیپلماتیک برای احیای مسیر گفت‌وگوهای هسته‌ای، نشان می‌دهد که معادله «صلح یا جنگ» بیش از هر زمان دیگری به یک دوگانه واقعی تبدیل شده است. در سطح سیاسی، ترامپ تلاش می‌کند تصویری از «فشار حداکثری مؤثر» ارائه دهد؛ اما واقعیت میدانی پیچیده‌تر است. ایران نه در حوزه هسته‌ای تسلیم شده و نه در حوزه‌های موشکی و منطقه‌ای امتیاز داده است. تهران صراحتاً اعلام کرده که درباره توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای مذاکره نخواهد کرد و این خطوط قرمز را بخشی از بازدارندگی خود می‌داند. همین مسئله، دامنه هرگونه توافق احتمالی را محدود می‌کند و اگر مذاکراتی هم در پیش باشد، احتمالاً به چارچوب هسته‌ای محدود خواهد ماند. در سطح نظامی، مخالفت فرماندهان ارشد پنتاگون با جنگ، پیام روشنی دارد: هزینه‌های درگیری با ایران قابل مقایسه با جنگ‌های گذشته آمریکا نیست. تجربه عراق و افغانستان هنوز در حافظه نهاد نظامی آمریکا زنده است. ایران برخلاف بسیاری از بازیگران منطقه‌ای، شبکه‌ای از متحدان و بازیگران همسو در جغرافیای گسترده‌ای از عراق تا لبنان و یمن دارد. هرگونه حمله مستقیم به خاک ایران، به احتمال زیاد با پاسخ نامتقارن در سراسر منطقه همراه خواهد شد؛ پاسخی که می‌تواند پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس، عراق و حتی شرق مدیترانه را در معرض تهدید قرار دهد. از منظر راهبردی، سناریوی حمله محدود نیز بدون تبعات نیست. حتی یک عملیات محدود علیه تأسیسات حساس، می‌تواند به فعال شدن «راهبرد لایه‌ای پاسخ» ایران منجر شود؛ راهبردی که بر توزیع هزینه در چند جبهه استوار است. در چنین حالتی، آمریکا نه با یک میدان نبرد واحد، بلکه با چندین کانون تنش هم‌زمان روبه‌رو خواهد شد. همین واقعیت، دلیل اصلی تردید در سطوح عالی نظامی آمریکا است. در این میان، نقش نتانیاهو نیز قابل چشم‌پوشی نیست. نخست‌وزیر اسرائیل همواره کوشیده تهدید ایران را در اولویت سیاست خارجی آمریکا نگه دارد. منتقدان در واشنگتن معتقدند که تل‌آویو تلاش می‌کند از فضای سیاسی آمریکا برای پیشبرد اهداف امنیتی خود بهره بگیرد. اما مسئله اینجاست که منافع آمریکا الزاماً با محاسبات امنیتی اسرائیل هم‌پوشانی کامل ندارد. ورود آمریکا به جنگی فراگیر با ایران، می‌تواند اقتصاد جهانی و بازار انرژی را دچار شوک کند؛ موضوعی که برای کاخ سفید، به‌ویژه در آستانه رقابت‌های انتخاباتی، پرهزینه خواهد بود. اصلا روابط ایران و آمریکا بدون قید تل آویو قابلیت بررسی ندارد! در سوی دیگر، تهران نیز با دقت تحولات را رصد می‌کند. ایران می‌داند که ترامپ هم‌زمان به دنبال نمایش اقتدار و پرهیز از یک جنگ فرسایشی است. همین دوگانگی، نوعی «شک راهبردی» در رفتار آمریکا ایجاد کرده است: آیا تهدیدها واقعی است یا بخشی از تاکتیک چانه‌زنی؟ پاسخ ایران تاکنون مبتنی بر حفظ بازدارندگی و پرهیز از تحریک مستقیم بوده است؛ اما مقامات ایرانی بارها هشدار داده‌اند که هر حمله‌ای با پاسخ متناسب و حتی فراتر از انتظار روبه‌رو خواهد شد. در چنین فضایی، مذاکرات هسته‌ای می‌تواند به یک سوپاپ اطمینان تبدیل شود. حتی اگر توافقی جامع در کار نباشد، گفت‌وگو می‌تواند از سوءبرداشت‌های خطرناک جلوگیری کند. اما چالش اصلی اینجاست که دو طرف با بی‌اعتمادی عمیق وارد هر مذاکره‌ای می‌شوند. خروج آمریکا از توافق پیشین و تشدید تحریم‌ها، سرمایه سیاسی توافق جدید را کاهش داده است. از سوی دیگر، واشنگتن نیز نسبت به پایبندی بلندمدت تهران تردید دارد. بنابراین، پرسش «صلح یا جنگ؟» بیش از آنکه به اراده یک بازیگر وابسته باشد، به برهم‌کنش چند متغیر بستگی دارد: ارزیابی هزینه‌های نظامی، فشارهای داخلی در آمریکا، نقش اسرائیل، و میزان انعطاف‌پذیری در مذاکرات. در نهایت، نه تهران به دنبال جنگ فراگیر است و نه واشنگتن آماده پذیرش تبعات آن. اما تاریخ نشان داده که جنگ‌ها همیشه محصول تصمیم‌های از پیش طراحی‌شده نیستند؛ گاه از دل سوءبرداشت‌ها و رقابت‌های نیابتی زاده می‌شوند. اگر کانال‌های ارتباطی فعال بماند و هر دو طرف منطق بازدارندگی متقابل را بپذیرند، احتمال صلح تقویت می‌شود. در غیر این صورت، منطقه بار دیگر در آستانه آزمونی پرهزینه قرار خواهد گرفت؛ آزمونی که نتیجه آن نه‌تنها سرنوشت ایران و آمریکا، بلکه ثبات کل خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.