چرا تصاعد تنش به نفع ایران است؟
در نتیجه، آمریکا اکنون با دو گزینه دشوار روبهروست: تشدید جنگ و ورود به یک درگیری طولانی یا پایان دادن به جنگ با پذیرش هزینه سیاسی کوتاهمدت.
حمله مشترک آمریکا و اسرائیل با وجود موفقیت نظامی اولیه نتوانست جنگ را محدود نگه دارد، زیرا ایران با راهبرد «تصاعد افقی» دامنه درگیری را به سراسر خلیج فارس گسترش داد و با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا، زیرساختهای منطقه و مسیرهای انرژی، هزینههای جنگ را برای کشورهای بیشتری افزایش داد. ایران میداند توان نظامی آن برای مقابله مستقیم با آمریکا و اسرائیل کافی نیست؛ بنابراین به جای صرفاً تصاعد عمودی (پاسخ مستقیم نظامی به آمریکا و اسرائیل)، تلاش میکند جغرافیای درگیری را گسترش دهد تا هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی جنگ بالا برود. در این راهبرد، کشورهای منطقه که میزبان پایگاههای آمریکا هستند نیز در معرض خطر قرار میگیرند و همین مسئله فشار سیاسی و اقتصادی بر دولتهای متحد آمریکا را افزایش میدهد. تجربههای تاریخی مانند جنگ ویتنام و جنگ کوزوو نشان میدهد که برتری هوایی و حملات دقیق لزوماً به پیروزی سیاسی سریع منجر نمیشود، زیرا طرف ضعیفتر میتواند با طولانی کردن جنگ و گسترش دامنه آن، معادلات سیاسی را تغییر دهد. در نتیجه، آمریکا اکنون با دو گزینه دشوار روبهروست: تشدید جنگ و ورود به یک درگیری طولانی یا پایان دادن به جنگ با پذیرش هزینه سیاسی کوتاهمدت. حملات آمریکا و اسرائیل نشاندهنده موفقیت تاکتیکی بود. با این حال، موفقیت تاکتیکی به معنای راهبرد نیست. پاسخ ایران—که از نظر جغرافیایی گسترده، از نظر اقتصادی اخلالگر و از نظر سیاسی حسابشده است—با هدف تغییر دادن ساختار درگیری انجام میشود. تهران با گسترش میدان نبرد و طولانی کردن جنگ، در حال تبدیل این جنگ از نبردی بر سر تواناییهای نظامی به رقابتی بر سر تابآوری و استقامت سیاسی است.