میدان مین هرمز: دست بالای ایران و گزینههای محدود آمریکا
سپاه طی دههها توانمندیهای نظامی خود را با هدف تهدید تردد دریایی در تنگه هرمز توسعه داده است. پیش از آغاز جنگ، برخی برآوردها نشان میداد که ایران حدود ۵۰۰۰ مین دریایی در اختیار دارد. احتمالاً بخشی از آنها مینهای تماسی سادهای هستند از همان نوعی که ایران در جنگ نفتکشها در اواخر دهه ۱۹۸۰ استفاده میکرد.
گروه بین الملل عصرقانون: فارن افرز در شرایط عادی، حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکند. با این حال، طی هفته گذشته تردد نفتکشها از این تنگه بهشدت کاهش یافته است؛ چرا که ایران تهدید کرده هر شناوری را که تلاش کند از این مسیر عبور کند هدف قرار خواهد داد. این تهدیدها باعث جهش قیمت نفت و افزایش نگرانیها درباره پیامدهای اقتصادی در سطح جهانی شده است. به نظر میرسد مقامات دولت ترامپ از آشفتگی در بازار جهانی نفت غافلگیر شدهاند. آنها در جلسات محرمانه به قانونگذاران گفتهاند که احتمال تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز را از پیش در برنامهریزیهای خود در نظر نگرفته بودند. حتی اگر طبق ادعای ترامپ بخش زیادی از نیروی دریایی ارتش ایران غرق شده باشد، خطر ناشی از نیروی دریایی سپاه همچنان پابرجا است. این نیرو سالهاست برنامهریزی کرده تا با استفاده از ترکیبی از مینهای دریایی، موشکها، پهپادها، زیردریاییهای کوچک موسوم به “مینی”، شناورهای سطحی بدون سرنشین و قایقهای تندرو مسلح تردد در تنگه را تهدید کند. هر یک از این ابزارها بهتنهایی نیز هماکنون بسیاری از شرکتهای کشتیرانی را از ورود به خلیج فارس بازمیدارند و توضیح میدهند که چرا نیروی دریایی آمریکا از اسکورت نفتکشها خودداری کرده است. واقعیتهای تنگه سپاه طی دههها توانمندیهای نظامی خود را با هدف تهدید تردد دریایی در تنگه هرمز توسعه داده است. پیش از آغاز جنگ، برخی برآوردها نشان میداد که ایران حدود ۵۰۰۰ مین دریایی در اختیار دارد. احتمالاً بخشی از آنها مینهای تماسی سادهای هستند از همان نوعی که ایران در جنگ نفتکشها در اواخر دهه ۱۹۸۰ استفاده میکرد. اما برخی دیگر احتمالاً مینهای تأثیری بستر دریا هستند که یافتن آنها دشوارتر است. این مینها در واکنش به اثرات صوتی، مغناطیسی یا فشاری منفجر میشوند و دارای تایمر و شمارنده کشتی هستند که امکان کنترل بیشتری بر زمان انفجار فراهم میکند. پیش از جنگ، ایران همچنین چندین روش برای کارگذاری مین داشت؛ از جمله زیردریاییهای کوچک و صدها شناور کوچک دیگر که در امتداد سواحل جنوبی آن مستقر بودند. از نظر تاریخی، حتی تعداد نسبتاً کمی مین نیز تأثیرات بزرگی داشتهاند. برای مثال، در سال ۱۹۷۲ آمریکا تنهابا کارگذاری ۳۶ مین توانست تمام تردد به بندر هایفونگ در ویتنام شمالی را متوقف کند. در سال ۱۹۹۱، عراقیها با کارگذاری تنها ۱۰۰۰ مین در سواحل کویت توانستند حمله آبی-خاکی آمریکا را بازدارند؛ دو مورد از این مینها بعداً به ناوهای آمریکایی برخورد کردند اما آنها را غرق نکردند. این نمونهها نشان میدهد حتی یک مینگذاری محدود از سوی ایران میتواند مانع ورود نفتکشها به تنگه شود؛ همانگونه که تهدیدهای موشکی و پهپادی ایران در هفته گذشته چنین اثری داشتهاند. مینها احتمالاً نفتکشها را غرق نخواهند کرد، با این حال تهدید علیه خدمه واقعی است و همین مسئله هماکنون نیز نقش مهمی در کاهش تردد در تنگه دارد. گزینههای محدود ترامپ ادعا کرده است که آمریکا «بزرگترین توانایی مینروبی در جهان» را دارد. اما واقعیت این است که نیروی دریایی آمریکا هرگز پاکسازی مین را در اولویت قرار نداده است. اکنون تنها چهار کشتی از این نوع در ناوگان آمریکا باقی ماندهاند که در ژاپن مستقر هستند. از نظر تاریخی، عملیات مینروبی بسیار کند بوده و انجام آن زیر آتش دشمن تقریباً غیرممکن است. در سال ۱۹۹۱، آمریکا و متحدانش ۵۱ روز زمان صرف کردند تا ۹۰۷ مین را در سواحل کویت پاکسازی کنند، آن هم پس از پایان جنگ و در حالی که نقشه میدانهای مین توسط عراق شکستخورده در اختیار آنها قرار گرفته بود. اگر ایران تنگه هرمز را مینگذاری کند وجنگ گستردهتر همچنان ادامه داشته باشد، آمریکا با تصمیم دشواری روبهرو خواهد شد: آیا باید ناوهای گرانقیمت و بالگردهای خود را برای پاکسازی مینها به نزدیکی سواحل ایران بفرستد؟ آمریکا و اسرائیل تواناییهای ایران را تضعیف کردهاند، اما هنوز ممکن است ایران بتواند با موشکهای کروز ضدکشتی، پهپادها و حملات قایقهای کوچک به این تجهیزات مینروبی حمله کند. در واقع، کشاندن این تجهیزات به محدوده برد خود احتمالاً یکی از اهداف اصلی ایران خواهد بود. اگر ایران بتواند تنگه را بهطور مؤثر مینگذاری کند، هیچیک از گزینههای آمریکا ایدهآل نخواهد بود. بنابراین آمریکا باید تمرکز اصلی خود را بر جلوگیری از مینگذاری ایران در وهله نخست و یافتن راهی برای خروج از جنگ گستردهتر بگذارد. در غیر این صورت، واشنگتن باید انتظار داشته باشد که اخلال مداوم در تردد دریایی در تنگه تنها یکی از چندین پاسخی باشد که ایران به جنگ علیه خود میدهد.