اشغال جزایر ایرانی توسط آمریکا چه سرانجامی خواهد داشت؟
در سطح راهبردی، پیادهکردن نیروی زمینی ایران را وادار به تسلیم نخواهد کرد. علاوه بر این، ایران هنوز به سراغ گزینههای نظیر مینگذاری تنگه هرمز نرفته است. همچنین مطابق نظرسنجیها، حتی بخش قابل توجهی از پایگاه رأی ترامپ نیز با حمله زمینی مخالف است و از این جهت فشار سیاسی بالایی به ترامپ وارد خواهد شد.
با گذشت نزدیک به یک ماه از جنگ رمضان، ایران، آمریکا و اسرائیل در آستانه ورود به مرحله جدیدی از نبرد هستند. گزارشهای غربی متعددی نشان میدهند دولت ترامپ در حال بررسی گزینه اشغال زمینی خاک ایران است. چنین اقدامی نهتنها درگیریها را تشدید میکند، بلکه میتواند آن را تبدیل به یک نبرد فرسایشی برای طرفین و باتلاقی برای آمریکا کند. در این میان، این مسئله حائز اهمیت است که آمریکا به چه دلیل به این گزینه نزدیک شده و آیا در آن موفق خواهد بود؟ چه نیروهایی عازم منطقه هستند؟ طبق گزارشها، پنتاگون در حال آمادهسازی برای اعزام حدود ۵ هزار نیروی زمینی به خاورمیانه است. این نیروها ترکیبی از چتربازان ارتش و تفنگداران دریایی هستند. در میان آنها حدود ۱۵۰۰ چترباز از لشکر ۸۲ هوابرد حضور دارند که یکی از مهمترین و نخبهترین یگانهای رزمی زمینی ارتش آمریکا محسوب میشوند.به طور کلی، این لشکر برای تصرف سریع نقاط و مکانهای کلیدی طرف متخاصم و مستحکمسازی آنها برای سایر نیروهای زمینی مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین یگان اعزامی سیویکم تفنگداران دریایی ــ یک نیروی واکنش سریع با حدود ۲۲۰۰ نفر ــ نیز قرار است پس از انتقال دریایی از ژاپن، در همین هفته به خاورمیانه برسد. هدف؛ کدام جزیره؟ تاکنون اخبار متعددی راجع به جزیره خارک -میزبان پایانه صادرات ۹۰٪ نفت ایران- منتشر شده است. با این وجود، اشغال چنین جزیرهای احتمال پایینی دارد. دولت آمریکا تاکنون از حمله به نفتکشهای ایرانی خودداری کرده است، زیرا نمیخواهد مسئله قیمت نفت و سوخت وخیمتر شود. جزیره لارک نیز یکی از گزینههای جدی برای افزایش تسلط بر تنگه است. گزینه محتملتر، یک یا همه جزایر سهگانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) است. فاصله این جزایر از سواحل ایران، نزدیکی به تنگه هرمز و همراهی بازیگران باانگیزهای همچون امارات احتمال حمله به جزایر مذکور را بالا میبرد. چالشهای راهبردی و عملیاتی اشغال جزایر در سطح راهبردی، پیادهکردن نیروی زمینی ایران را وادار به تسلیم نخواهد کرد. علاوه بر این، ایران هنوز به سراغ گزینههای نظیر مینگذاری تنگه هرمز نرفته است. همچنین مطابق نظرسنجیها، حتی بخش قابل توجهی از پایگاه رأی ترامپ نیز با حمله زمینی مخالف است و از این جهت فشار سیاسی بالایی به ترامپ وارد خواهد شد. در سطح عملیاتی نیز دشواریهای متعددی وجود دارد، به اندازهای که اندیشکده نومحافظهکار بنیاد دفاع از دموکراسیها آن را تلهای برای آمریکا میداند. 1️⃣لجستیک به گزارش نیویورکتایمز، طی حدوداً یک ماه گذشته ۱۳ پایگاه آمریکایی در منطقه به شدت آسیب دیده و غیر قابل استقرار شدهاند که پشتیبانی مداوم از نیروهای زمینی مستقر در جزایر را چالشبرانگیز میکند. با در نظر گرفتن اینکه جزایر ایرانی علیرغم دوری و نزدیکی نسبیشان به سواحل ایران، باز هم برای در دسترستر هستند، اشغال آنها برای آمریکا سختتر خواهد شد. 2️⃣چالش پدافندی مسئله پدافند، چالش دوم آمریکا است. پایگاههایی که تاکنون در سرتاسر منطقه مورد هدف قرار گرفتهاند، از سامانههای پدافندی بهرهمند بودند، اما یا ذخایر آنها رو به اتمام است یا عملاً ناتوان از دفاع هستند. حال، نیروهای آمریکایی که جزیره را اشغال کردهاند، بدون سامانههای پدافندی چگونه میتوانند در برابر حملات ایران از خود دفاع کنند؟ ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی، هفته گذشته گفت که هرگونه عملیات در خارگ احتمالاً «بیش از پیش ذخایر موشکی آمریکا را تحلیل خواهد برد.» 3️⃣تداوم پشتیبانی هوایی و تهاجمی بنابر تحلیل کارشناسان، دفاع از چند هزار سرباز در جزیره خارک، نیازمند پشتیبانی هوایی در محدودهای به وسعت ۱۰۰ مایل در اطراف جزیره و همچنین سرکوب مداوم تأسیسات موشکی/پهپادی جنوب کشور است. آمارهای منتشر شده نشان میدهند ذخایر موشکهای تهاجمی آمریکا به سرعت در حال مصرفشدن هستند. به عنوان نمونه، آمریکا تاکنون بیش از ۸۰۰ موشک کروز را برای حمله به ایران استفاده کرده که حتی از «عملیات آزادسازی عراق» بیشتر است. محدودیتهای لجستیکی، آسیبپذیری در برابر حملات موشکی و پهپادی، فرسایش ذخایر تسلیحاتی در کنار مخالفت رأیدهندگان جمهوریخواه، هزینههای نظامی-سیاسی اشغال جزایر ایرانی را بهشدت افزایش میدهد. در عین حال، چنین حملهای بعید است ایران را به عقبنشینی وادار کند و میتواند دامنه جنگ را گسترش دهد. در نتیجه، این سناریو به جای آنکه یک دستاورد راهبردی برای آمریکا باشد یا ایران را وادار به تسلیم کند، خطر گرفتارشدن در یک جنگ فرسایشی و پرهزینه را برای آمریکا به همراه دارد.