مذاکرات اسلامآباد؛ آزمون میانجیگری پاکستان و حسن نیت آمریکا
اسلامآباد از امروز میزبان یکی از حساسترین آزمونهای دیپلماتیک منطقه است؛ جایی که مذاکرات ایران و آمریکا نه تنها سرنوشت تجاوزی ۴۰ روزه را تعیین خواهد کرد بلکه به مثابه محکی جدی برای میانجیگری اقتدارآمیز پاکستان و حسن نیت واقعی واشنگتن عمل میکند. موفقیت یا شکست این گفتوگوها، میتواند معادلات قدرت در غرب آسیا را برای سالهای آینده بازتعریف کند.
اسلامآباد، پایتخت پاکستان، میزبان دور جدیدی از مذاکرات میان هیئتهای بلندپایه ایران و ایالات متحده آمریکا است؛ مذاکراتی که هدف اصلی آن دستیابی به صلح پایدار پس از برقراری آتشبس ۴۵ روزه در منطقه پرتنش غرب آسیا است. این ابتکار دیپلماتیک، که نخستین بار توسط شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، پیشنهاد شد، پس از هفتهها میانجیگری پنهان و آشکار اسلامآباد به مرحله اجرایی رسیده و از امروز شنبه ۱۱ آوریل ۲۰۲۶ (۲۲ فروردین ۱۴۰۵) در اسلامآباد آغاز شد. شریف با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از هر دو طرف دعوت کرده تا با حضور در پاکستان، بر سر جزئیات توافق جامع به بحث بنشینند و این آتشبس موقت را به صلح دائمی تبدیل کنند. پیشنهاد اولیه نخستوزیر پاکستان برای برقراری آتشبس، با هدف فراهم کردن فضای کافی برای دیپلماسی و جلوگیری از تشدید درگیریها، در روزهای اخیر به عنوان پلی میان ضربالاجلهای واشنگتن و موضع تهران عمل کرده است. شریف که پاکستان را به عنوان «واسطه بیطرف» معرفی کرده، از دونالد ترامپ درخواست تمدید مهلت کرده و همزمان از ایران خواسته بود تا به عنوان حسننیت، تنگه هرمز را برای مدت مشابه بازگشایی کند. این پیشنهاد که ابتدا با واکنشهای محتاطانه دو طرف مواجه شد، سرانجام به توافق بر سر آتشبس دو هفتهای اولیه منجر گردید؛ آتشبسی که اکنون زمینهساز مذاکرات اسلامآباد شده و انتظار میرود در صورت موفقیت به توافق نهایی گسترش یابد. نقش پاکستان در این فرآیند نه تنها بازتابدهنده نفوذ دیپلماتیک رو به رشد اسلامآباد در کاخ سفید است، بلکه نشاندهنده تلاش یک کشور همسایه و دوست با ایران برای جلوگیری از «فاجعه انسانی و اقتصادی» در خلیج فارس به شمار میرود. منابع دیپلماتیک پاکستان تأکید دارند که این میزبانی، فراتر از یک میانجیگری ساده، فرصتی تاریخی برای تبدیل تنشهای طولانیمدت ایران و آمریکا به گفتوگوی سازنده ایجاد کرده و میتواند الگویی برای حل سایر مناقشات خاورمیانه باشد. با این حال، موفقیت این دور از مذاکرات به میزان انعطافپذیری و حسن نیت ایالات متحده در قبال مسائل کلیدی مانند برنامه هستهای، تحریمها و امنیت کشتیرانی وابسته خواهد بود.
این محوریت نظامی در دیپلماسی پاکستان، ریشه در واقعیتهای ساختاری این کشور دارد. ارتش پاکستان نه تنها در سیاست خارجی حرف اول را میزند، بلکه در بحرانهای منطقهای مانند تنشهای غرب آسیا، به عنوان اهرم ثبات عمل میکند. فیلد مارشال منیر که در اردیبهشت ۱۴۰۴ (مه ۲۰۲۵) به درجه فیلد مارشالی ارتقا یافت، با تکیه بر تجربه فرماندهی سابق اطلاعات ارتش (ISI) و رهبری در درگیریهای اخیر با هند، توانست واشنگتن را متقاعد کند که اسلامآباد بهترین پل ارتباطی با تهران است. او شخصاً در جلسات پشتپرده، بر لزوم بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنشهای کشتیرانی تأکید ورزیده و همزمان تضمینهای امنیتی لازم برای هر دو طرف را ارائه کرده است. کارشناسان معتقدند بدون حضور فعال و اقتدارآمیز منیر، هیچ یک از طرفین به میز مذاکرات اسلامآباد اعتماد نمیکردند.
ارتباط شخصی فیلد مارشال منیر با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، یکی از کلیدهای موفقیت این میانجیگری بوده است. ترامپ که منیر را «ژنرال مورد علاقهام» خطاب کرده، حداقل سه بار در سال ۲۰۲۵ با او دیدار مستقیم داشته؛ از جمله ناهار خصوصی در کاخ سفید در ژوئن، دیدار مشترک با نخستوزیر شریف در سپتامبر، و جلسات بعدی. در این دیدارها، ترامپ نه تنها از دانش منیر نسبت به ایران ستایش کرده («آنها ایران را بهتر از اکثر کشورها میشناسند») بلکه بر نقش او در جلوگیری از جنگ با هند و ثبات منطقهای تکیه کرده است. این رابطه شخصی، که فراتر از پروتکلهای دیپلماتیک است، به منیر اجازه داده تا مستقیماً از ترامپ تمدید مهلتها را درخواست کند و همزمان پیامهای محرمانه تهران را به گوش واشنگتن برساند؛ پیوندی که اکنون به عنوان پشتوانهای برای آتشبس عمل میکند و شانس تبدیل آن به صلح پایدار را تا اینجای کار افزایش داده است.
در اقدامی نمادین و عملی، دولت پاکستان برای هیئت ایرانی یک هواپیمای ویژه نظامی از نوع C-۱۳۰J با اسکورت کامل جنگندههای JF-۱۷ Thunder اعزام کرد تا هیئت ایرانی را مستقیماً به پایگاه هوایی نور خان در اسلامآباد منتقل کند. این پرواز، تحت فرماندهی مستقیم فیلد مارشال عاصم منیر و با هماهنگی کامل با سپاه پاسداران ایران صورت پذیرفت. اسکورت نظامی شامل دو فروند جنگنده و هلیکوپترهای پشتیبانی بود که مسیر پرواز را تا لحظه فرود امن نگه داشت. این ابتکار نه تنها نشاندهنده سطح بالای اعتماد متقابل میان ارتش پاکستان و ایران است، بلکه به جهان نشان میدهد که اسلامآباد حاضر است برای موفقیت این فرآیند، هزینههای امنیتی و لجستیکی را متحمل شود.
در صورت دستیابی به توافق برای آتشبس و تبدیل آن به صلح پایدار، جایگاه پاکستان در معادلات خاورمیانه به شکل چشمگیری ارتقا خواهد یافت و موفقیت اسلامآباد میتواند این کشور را از یک «واسطه حاشیهای» به «بازیگر کلیدی» در حل بحرانهای بزرگ تبدیل کند؛ موقعیتی که نه تنها نفوذ دیپلماتیک آن را در برابر هند و افغانستان تقویت میکند، بلکه میتواند منجر به افزایش کمکهای اقتصادی آمریکا، کاهش فشارهای مالی بر اقتصاد پاکستان و حتی نقشآفرینی در بازسازی پس از جنگ غرب آسیا شود. برای نخستوزیر شهباز شریف و فرمانده ارتش، این مذاکرات بیش از هر چیز فرصتی تاریخی است تا پاکستان را به عنوان قدرت ثباتساز منطقهای معرفی کنند؛ الگویی که اگر به ثمر بنشیند، میتواند معادلات قدرت در آسیای جنوبی و غرب آسیا را برای سالهای آینده تغییر دهد.
ایران مذاکرات را فرصتی برای نهایی کردن جزئیات پیروزی خود و نه عقبنشینی میداند. بیانیه شورای عالی امنیت ملی که عراقچی آن را منتقل کرده، صراحتاً اعلام میدارد که «این به معنای خاتمه جنگ نیست و ایران خاتمه جنگ را تنها زمانی خواهد پذیرفت که با توجه به پذیرش اصول مدنظر ایران در طرح ۱۰ مادهای، جزئیات آن نیز در مذاکرات نهایی گردد». بنابراین، دیدگاه تهران ترکیبی از احتیاط حداکثری، پافشاری بر شروط اصولی و آمادگی برای گفتوگوی مشروط است؛ مذاکراتی که اگر به نتیجه نرسد، خللی در اراده دفاعی ملت ایران ایجاد نخواهد کرد و صرفاً دو هفته زمان برای روشن شدن موضع واقعی واشنگتن خواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران همچنین پاکستان را میانجی قابل اعتماد، برادر و صادق میداند که تلاشهای خستگیناپذیر آن برای پایان جنگ مورد قدردانی عمیق قرار گرفته است. عراقچی در پیام مستقیم خود نه تنها از «درخواست برادرانه نخستوزیر پاکستان» تشکر کرده، بلکه با تأکید بر «هرگز از رفتن به اسلامآباد امتناع نکردهایم» و افزودن عبارت «پاکستان زنده باد» به زبان اردو، قدردانی صمیمانه تهران را نشان داده است. از نظر ایران، اسلامآباد با توجه به روابط تاریخی، مرز مشترک و حسن نیت واقعی، توانسته اعتماد دو طرف را جلب کند و نقش تسهیلگر را به بهترین شکل ایفا نماید؛ نقشی که تهران آن را نه تنها مثبت، بلکه الگویی از دیپلماسی اسلامی و همسایگی سازنده ارزیابی میکند.