چرا ادعاهای ترامپ درباره تنگه هرمز محکوم به شکست است؟
در روزهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر به تاکتیک قدیمی و شکستخورده خود یعنی «جنگ روانی»، «ابهامسازی عمدی» و «تحریف واقعیتهای میدانی» متوسل شده است.
در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در مقابل جبهه مقاومت مجبور به پذیرش آتش بس شده اند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر به تاکتیک قدیمی و شکستخورده خود یعنی «جنگ روانی»، «ابهامسازی عمدی» و «تحریف واقعیتهای میدانی» متوسل شده است. واکنش قاطع، مستدل و بهموقع محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، به هفت ادعای بیپایه و کذب ترامپ، نه تنها ماهیت فریبکارانه دیپلماسی واشنگتن را برملا می کند، بلکه بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر «قدرت بازدارنده مستحکم»، «عقلانیت راهبردی» و «اراده پولادین ملت»، هرگز اجازه نخواهد داد که عرصه عمل به میدان لفاظیهای توئیتری و رسانهای تبدیل شود.
این گزارش با واکاوی دقیق ابعاد این تقابل راهبردی، نشان میدهد که چگونه «اشراف کامل میدانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی» و «حمایت بیدریغ ملت ایران» معادلات غلط کاخ سفید را برهم زده و استراتژی «ابهامسازی» واشنگتن را به بنبست رسانده است. در شرایطی که ترامپ تلاش دارد با ایجاد سردرگمی در افکار عمومی جهان، فشارهای خود را توجیه کند، واقعیتهای میدانی از جمله کنترل مؤثر ایران بر آبراه حیاتی هرمز ثابت میکند که قدرت واقعی نه در توییتها، بلکه در میدان تعیینکننده است.
۱. کالبدشکافی دکترین فریب: از «مرد دیوانه» تا «تاجر سیاسی»
ترامپ با تکرار اظهارات ضدونقیض و تناقضگو، به دنبال ایجاد فضای ابهام و انحراف افکار عمومی منطقهای و جهانی است. اما این بار، محاسبات واشنگتن با واقعیتهای غیرقابل انکار «میدان» برخورد کرده و شکست خورده است. دکترین فریب ترامپ، که ریشه در رویکرد «تاجر-سیاستمدار» او دارد، بیش از هر چیز بر پایه جنگ روانی و مهندسی افکار بنا شده، اما در برابر اراده جمعی و توانمندیهای دفاعی ایران، ناکارآمد از آب درآمده است.