نقشه جدید ترامپ/ راهبرد فشار همراه با «ضربه، توقف و شروع»!
جنگ سوم نه یک درگیری کلاسیک، که تقابل دو راهبرد متقابل است: از سویی آمریکا خواهان بازگشایی هرمز و حفظ جریان نفت است، و از سوی دیگر اسرائیل خواهان نابودی کامل تأسیسات هستهای. اما واقعیت میدانی نشان میدهد ایران با راهبرد «مقاومت فعال» و باز کردن جبهههای نیابتی (یمن، عراق، عربستان) نه تنها حلقه محاصره را میگشاید، بلکه مار را مجبور به عقبنشینی و عقاب را به پرواز درآسمانی مملو از سامانههای دفاعی میکند.
گروه بین الملل عصرقانون: محمدعلی حسن نیا تحلیل حاضر بررسی میکند که چگونه همگرایی راهبرد «ضربه، توقف و شروع مجدد» اسرائیل و راهبرد «محاصره دریایی همراه با فشار اقتصادی» آمریکا، منطقه را به آستانه جنگی تمامعیار با ابعادی بیسابقه کشانده است. هدف نهایی این سناریو، مهار ایران و بازگشایی تنگه هرمز از سوی واشنگتن و انهدام یا تصاحب مواد غنیشده توسط اورشلیم است. ۱. راهبرد آمریکا: حلقه محاصره اقتصادی (مار به دور طعمه)آمریکا سیاست «فشار حداکثری» را با دقتی ساعیگونه در پیش گرفته است. دادههای وزارت خزانهداری (OFAC) نشان میدهد که واشنگتن نه تنها نفتکشها، بلکه کل زنجیره تأمین مالی ایران را هدف قرار داده است. طبق گزارش اواخر آوریل ۲۰۲۶، خزانهداری آمریکا شبکهای متشکل از دوجین فرد، شرکت و کشتی را تحریم کرده که در حمل نفت ایران نقش داشتند . اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، به صراحت گفت که این اقدامات بخشی از کمپین «خشم اقتصادی» برای محروم کردن ایران از درآمدهای نفتی است . این «محاصره مارگونه» با استقرار سه ناو هواپیمابر (یواساس جورج بوش، آبراهام لینکلن و جرالد فورد) در آبهای منطقه همراه شده است تا تهدید «تیراندازی و کشتن» قایقهای ایرانی توسط ترامپ عملیاتی شود . ۲. راهبرد اسرائیل: الگوی ممتد ضربه و توقف اسرائیل با الهام از حملات ژوئن ۲۰۲۵ (عملیات Midnight Hammer) که به تأسیسات فردو و نطنز آسیب زد، اکنون به دنبال تکرار و تکمیل آن پالسهای نظامی است. تحلیل موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) نشان میدهد که این الگو در حالی تکرار میشود که ایران همچنان توانایی های هستهای خود را حفظ کرده است . یک قانونگذار ارشد اسرائیلی هشدار داده که پایان جنگ با باقی ماندن اورانیوم غنیشده در دست ایران به معنای «بیهوده بودن همه چیز» است و اورشلیم به دنبال حذف فیزیکی این مواد است . ۳. سناریوی جنگ سوم: حلقههای درگیری در صورت وقوع جنگ سوم، انتظار میرود محور مقاومت با بستن دو گلوگاه حیاتی پاسخ دهد:- تنگه باب المندب: بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول، ترافیک این آبراه از زمان حملات حوثیها هرگز به حالت عادی بازنگشته و تقریباً نصف شده است . در جنگ جدید، این تنگه رسماً مسدود خواهد شد. - تنگه هرمز: بسته شدن این تنگه توسط ایران، شوکی عظیم به اقتصاد جهانی وارد میکند. مقامات ایرانی به صراحت اعلام کردهاند که در صورت هدفگیری تأسیسات انرژی، «فوراً به مراکز انرژی و اقتصادی اسرائیل حمله میکنیم» . ۴. جبهه کردستان عراق: بازدارندگی گسترشیافته نقشه درگیری تنها به آبها محدود نمیماند. در آستانه جنگ سوم، حملات به اقلیم کردستان عراق به طور قابل توجهی افزایش مییابد. گزارشها حاکی از آن است که اردوگاههای مخالفان کرد در کویسنجق (اربیل) هدف حملات پهپادی قرار گرفته و از ۲۸ فوریه تاکنون بیش از ۷۳۵ حمله راکت و پهپادی به منطقه انجام شده است . این حملات پیامی چندلایه دارد: سرکوب مخالفان داخلی، هشدار به اربیل و بغداد برای عدم همکاری با واشنگتن و تلاش برای ایجاد منطقه حائل امنیتی در همسایگی ایران. طعمهای به نام مهار جنگ سوم نه یک درگیری کلاسیک، که تقابل دو راهبرد متقابل است: از سویی آمریکا خواهان بازگشایی هرمز و حفظ جریان نفت است، و از سوی دیگر اسرائیل خواهان نابودی کامل تأسیسات هستهای. اما واقعیت میدانی نشان میدهد ایران با راهبرد «مقاومت فعال» و باز کردن جبهههای نیابتی (یمن، عراق، عربستان) نه تنها حلقه محاصره را میگشاید، بلکه مار را مجبور به عقبنشینی و عقاب را به پرواز درآسمانی مملو از سامانههای دفاعی میکند.