طوفانی سیاسی – امنیتی در عراق بعد جنگ رمضان!
عراق وارد هفته های سرنوشت سازی شده است؛ فروپاشی ائتلاف مقاومت، حمله امنیتی آمریکا، و ائتلاف مخالفان داخلی حامی واشنگتن، سه ضلعی از مثلث بحرانی هستند که میتوانند ثبات عراق را از هر دو جهت سیاسی و امنیتی به خطرناکترین سطح پس از سقوط صدام برسانند. مخصوصا اینکه بارزانی با ضربات شدید از ایران و محور در میدان روبرو شده است و با مهره شدن برای آمریکاو اسرائیل در سیاست عراق درصدد تضعیف و تجزیه جریان شیعی است.
گروه بین الملل عصرقانون: محمدعلی حسن نیا وضعیت فعلی عراق را میتوان «بحران در هم تنیده» توصیف کرد؛ جایی که مؤلفههای سیاسی و امنیتی چنان به هم گره خورده که هر رویدادی در یک جبهه، فوراً کل ساختار قدرت را به لرزه درمی آورد. مهمترین نشانه این بحران، فروپاشی ائتلافی است که تا پیش از این، مهمترین بلوک پارلمانی حامی ثبات عراق یعنی «چارچوب هماهنگی» به رهبری نیروهای نزدیک به ایران از جمله نوری مالکی و فالح فیاض بود. اما تحولات اخیر نشان از ترکخوردگی غیرقابل ترمیم در این ائتلاف دارد. خروج فالح فیاض، رئیس هیئت الحشد الشعبی و یکی از کلیدی ترین چهره های امنیتی نزدیک به ایران، از ائتلاف سودانی یک زلزله سیاسی واقعی است، چرا که فیاض نمیتوانسته تصمیمی سطحی یا احساسی گرفته باشد. این خروج نشانهای از اختلاف راهبردی عمیق بر سر نحوه مدیریت بحران، مقابله با آمریکا و ترکیب کابینه است. در همین راستا، نوری مالکی حرکت پنجشنبه گذشته را «کودتا» علیه جریان نزدیک به ایران در پارلمان توصیف کرده که این لحن اتهام، فراتر از رقابت معمول رفته و به سطح توصیف یک خیانت داخلی رسیده است. وقتی رئیس ائتلاف دولت قانون ادعای کودتا کند، یعنی اعتماد میان هسته مرکزی مقاومت از بین رفته است. در موازات این آشفتگی سیاسی، یک عامل امنیتی جدی نیز فضا را به طور کامل به هم ریخته است. دستگیری یکی از رهبران کتائب حزب الله توسط نیروهای آمریکایی را نمیتوان یک بازداشت معمولی تلقی کرد. از منظر امنیتی، واشنگتن با این اقدام به گروههای مقاومت پیام میدهد که حتی در خاک عراق و در سایه مشغولیت های داخلی آنها، توان ضربه زدن به هسته فرماندهی را دارد. از منظر سیاسی نیز این بازداشت به عنوان یک برگ فشار علیه کل جبهه مقاومت عمل کرده است. در شرایطی که چارچوب هماهنگی درگیر اختلافات داخلی است، آمریکا با هدف قرار دادن یک رهبر میدانی عملاً بازدارندگی امنیتی مقاومت را زیر سؤال برده و به مخالفان داخلی اش برگ برنده داده است. نتیجه این معادله امنیتی – سیاسی، تضعیف همزمان دو بال اصلی مقاومت یعنی بال سیاسی که با فروپاشی ائتلاف مالکی و فیاض مواجه شده و بال نظامی که کتائب آن هدف قرار گرفته، خواهد بود. در سوی دیگر میدان، مخالفت با نخست وزیری نوری مالکی به شکلی عملیاتی شکل گرفته است. سه قطب کلیدی مخالف مالکی و جریان مقاومت یعنی محمد شیاع السودانی (نخست وزیر فعلی که نفوذش رو به تضعیف است)، محمد الحلبوسی (رئیس سابق پارلمان و چهره ارشد سنیها) و مسرور بارزانی (نخست وزیر اقلیم کردستان) وارد یک ائتلاف عملیاتی علیه جریان نزدیک به ایران شدهاند. مهمترین کنش این ائتلاف، همدستی آنها در عدم اعتماد به برخی وزرای کابینه بوده است. اما تحلیل عمیقتر نشان میدهد که این اقدام صرفاً اختلاف بر سر افراد یا سهم خواهی نیست، بلکه ادامه همان جنگ نیابتی تهران – واشنگتن در خاک عراق محسوب میشود. این سه بازیگر عملاً به عنوان لابی واشنگتن در بغداد عمل کرده و فشار بر وزرای نزدیک به مقاومت در کابینه، به معنای پس گرفتن تدریجی دستاوردهای سیاسی مقاومت پس از جنگ اخیر ایران و اسرائیل است. در جریان جنگ اخیر، گروههای مقاومت عراق از جمله کتائب حزب الله و النجباء نقش کلیدی در فشار بر پایگاههای آمریکا و حمایت از جبهه مقاومت ایفا کردند. اکنون واشنگتن با همدستی بازیگران داخلی خود در عراق، در حال تلافی این نقش فعال است و نوعی انتقامگیری از مقاومت در جنگ اخیر و کمکهای میدانی آنها به محور مقاومت را دنبال میکند. در جمع بندی باید گفت عراق در شرایطی قرار دارد که میتوان آن را بازگشت به نقطه صفر پس از سال ۲۰۲۰ و ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس توصیف کرد، اما با این تفاوت که این بار اختلافات به درون خود جبهه مقاومت نفوذ کرده است. از میان سناریوهای پیشرو، نخست سناریوی انفجار امنیتی محتمل است که در آن دستگیری رهبر کتائب ممکن است با واکنش نظامی مانند حمله به پایگاههای آمریکا یا اهداف مرتبط با السودانی و بارزانی همراه شود که در این صورت عراق وارد دور تازهای از درگیریهای نیابتی خواهد شد. در نهایت، عراق وارد هفته های سرنوشت سازی شده است؛ فروپاشی ائتلاف مقاومت، حمله امنیتی آمریکا، و ائتلاف مخالفان داخلی حامی واشنگتن، سه ضلعی از مثلث بحرانی هستند که میتوانند ثبات عراق را از هر دو جهت سیاسی و امنیتی به خطرناکترین سطح پس از سقوط صدام برسانند. مخصوصا اینکه بارزانی با ضربات شدید از ایران و محور در میدان روبرو شده است و با مهره شدن برای آمریکاو اسرائیل در سیاست عراق درصدد تضعیف و تجزیه جریان شیعی است. حلبوسی هم همواره نشان داده که یک ماهی گیر قهار است تا از آب گل آلوده صید سیاسی خود را بگیرد.