تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار برگزیده, اخبار مهم, بین الملل
شماره : 147126
تاریخ : 3 خرداد, 1405 :: 14:56
نقشه جدید آمریکا برای سوریه، لبنان و عراق واشنگتن می‌خواهد با ادغام سوریه جدید و لبنانِ در حال گذار در شبکه‌ای از منافع و کریدورهای اقتصادی، ضمن مهار کامل ایران و جلوگیری از درگیری احتمالی ترکیه و اسرائیل، معماری جدید قدرت در منطقه را مستحکم کند. در این بازی بزرگ، لبنان در مرکز ثقل قرار دارد؛ هم طعمه تطمیع است و هم هدف فشار.

گروه بین الملل عصرقانون: محمدعلی حسن نیا تحرکات دیپلماتیک آمریکا در منطقه به رهبری «تام باراک» دیگر فقط یک میانجی‌گری ساده نیست. واشنگتن از جنگ فعلی به عنوان یک فرصت طلایی برای بازآرایی سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه استفاده می‌کند. هدف نهایی، ایجاد شبکه‌ای از متحدان و کریدورهای انرژی و تجارت از خلیج فارس تا شرق مدیترانه است که در آن سوریه و لبنان نقاط کلیدی این پازل جدید محسوب می‌شوند. رویکرد آمریکا در قبال لبنان کاملاً دوگانه و حساب‌شده طراحی شده؛ ترکیبی از تطمیع اقتصادی و فشار همه‌جانبه. واشنگتن وعده سرمایه‌گذاری، کمک برای بازسازی و پروژه‌های انرژی به لبنان می‌دهد، اما هدف نهایی آن وادار کردن دولت لبنان به مسیری امنیتی و سیاسی است که منجر به تضعیف و انزوای حزب‌الله شود. (مانند تحریم برخی فرماندهان نظامی، امنیتی و مقامات سیاسی لبنان) در همین حال، نتانیاهو سیاست «فشار با آتش و اعلامیه» را دنبال می‌کند؛ یعنی همزمان تهدید به گسترش جنگ در لبنان و اعلام آمادگی برای تفاهم. این تاکتیک شبیه روش ترامپ در قبال ایران است. جالب اینجاست که خود آمریکا به هیچ وجه خواهان فروپاشی کامل دولت لبنان یا تبدیل شدن آن به پایگاه مستقیم نفوذ اسرائیل نیست، زیرا این کار بی‌ثباتی را به سوریه سرایت می‌دهد و کل معادلات منطقه‌ای را بر هم می‌زند. به همین دلیل، سفر اخیر "نواف سلام" به دمشق اهمیت ویژه‌ای داشت. در این سفر، محور گفتگوها حول همکاری امنیتی، پروژه‌های ترانزیت و انرژی، و جلوگیری از جدا ماندن لبنان از پروژه‌های منطقه‌ای جدید بود. در واقع لبنان امروز در یک دوراهی تاریخی قرار گرفته؛ یا باید بخشی از شبکه جدید با محوریت سوریه و ترکیه شود، یا به عرصه درگیری میان پروژه‌های رقیب (اسرائیل در برابر محور سوریه-ترکیه) تبدیل گردد. از سوی دیگر، سوریه به عنوان اولویت اصلی ثبات آمریکا معرفی شده است. واشنگتن از بی‌ثباتی مزمن در سوریه هراس دارد و ژنرال "براد کوپر" تأکید کرده که حفاظت از سوریه در برابر سرایت جنگ منطقه‌ای، یک اولویت راهبردی مستقیم است. آمریکا شدیداً نگران دو سناریو است: اول، احیای نفوذ ایران از طریق سوریه و لبنان، و دوم، توسعه حضور نظامی اسرائیل در خاک سوریه که می‌تواند منجر به درگیری مستقیم با ترکیه شود. واشنگتن هرگونه برخورد نظامی بین ترکیه و اسرائیل را برای پروژه "خاورمیانه جدید" خود فاجعه‌بار توصیف می‌کند. در همین راستا، تام باراک طرحی برای "توافق امنیتی" بین سوریه و اسرائیل ارائه داده که شامل ترتیباتی در جنوب سوریه (منطقه حائل و جبل‌الشیخ) در برابر عقب‌نشینی تدریجی اسرائیل است، اگرچه دمشق هرگونه خللی در تمامیت ارضی یا حضور دائمی اسرائیل را رد می‌کند. در موازات این تحولات، همکاری ترکیه و سوریه شتاب چشمگیری گرفته و آنکارا به بازسازی توان نظامی ارتش سوریه و همچنین پروژه‌های اکتشاف گاز در مدیترانه شرقی کمک می‌کند. هسته اصلی درگیری‌های فعلی، رقابت بر سر کریدورهای اقتصادی آینده است. در یک سو، اسرائیل پروژه "راه هند" را پیش می‌برد که خلیج فارس را از طریق امارات و اسرائیل به مدیترانه متصل می‌کند و سعی دارد لبنان را نیز جذب این مسیر کند. در سوی دیگر، سوریه و ترکیه با حمایت عربستان، کریدور رقیبی را طراحی کرده‌اند که از عراق، سوریه و ترکیه می‌گذرد و در محافل دیپلماتیک «راه پاکستان» یا «توسعه» نام گرفته است. جمع‌بندی نهایی گزارش این است که جنگ ایران فقط یک درگیری نظامی ساده نیست، بلکه زمینه‌ساز نقشه جدید آمریکا برای خاورمیانه است. واشنگتن می‌خواهد با ادغام سوریه جدید و لبنانِ در حال گذار در شبکه‌ای از منافع و کریدورهای اقتصادی، ضمن مهار کامل ایران و جلوگیری از درگیری احتمالی ترکیه و اسرائیل، معماری جدید قدرت در منطقه را مستحکم کند. در این بازی بزرگ، لبنان در مرکز ثقل قرار دارد؛ هم طعمه تطمیع است و هم هدف فشار. به همین علت باراک ابتدا به سراغ سوریه رفت. اکنون در تدارک لبنان است و آماده سازی فشار بعدی را روی عراق خواهد برد. حکومت های مدنظر آمریکا اقتدارگرا، وابسته اقتصادی و افراد تاجر و دلال مسلک است که بتوانند از درون با اقتدار پیش روند و در بیرون دولت های وابسته اقتصادی ایجاد کنند.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.