چگونه چین دیپلماسی پنهان را از پشت صحنه با پاکستان، ایران و آمریکا پیش برد؟
چگونه چین توانست با تعدیل خواسته های ایران و امریکا، توافق طرفین را تسهیل کند و نقش تضمین کننده ثبات در خاورمیانه ایفا کند؟
گروه بین الملل عصرقانون:
رسول سلیمی
گاهی مهمترین اتفاقات دیپلماتیک، آنجا رخ میدهند که دوربینها خاموشاند و میکروفونها قطع شدهاند. وقتی دونالد ترامپ در ماه می به پکن رفت، بسیاری فکر میکردند این سفر فقط برای تجارت یا عکسهای یادگاری است. اما پشت درهای بسته، شی جینپینگ، با آن آرامش همیشگیاش، نقش معمار یک توافق را بازی کرد. توافقی که اگر موفق میشد، نه تنها جنگ با ایران را پایان میداد، بلکه میتوانست صفحه جدیدی در روابط چین و آمریکا باز کند.
تنگه هرمز برای چین مثل شاهرگ حیاتی است. بیش از ۴۰ درصد واردات نفت پکن از این آبراه باریک عبور میکند. وقتی این تنگه عملاً بسته شد، قیمت انرژی در چین جهش کرد و کارخانهها و زنجیره تأمین صنعتیاش متاثر از آن شد. شی جینپینگ این را خوب میدانست. به همین دلیل، وقتی آتشبس موقت اعلام شد، چین بلافاصله وارد عمل شد. او پیشنویس یک توافق هستهای را شکل داد که هم به ایران اجازه تنفس میداد و هم به آمریکا راه خروج آبرومندانهای نشان میداد.
این پیشنویس، که از طریق پاکستان به طرف آمریکایی رسانده شد، شامل سه لایه بود: پایان فوری درگیریها و تضمینهای اقتصادی برای ایران در ازای محدودیتهای هستهای که می توانست از ادامه جنگ جلوگیری کند. چین در این پیشنویس، نقش ضامن را برای خود قائل شده بود. او نه تنها به ایران قول خرید نفت بلندمدت داد، بلکه به آمریکا اطمینان داد که از گسترش جنگ جلوگیری خواهد کرد.