جناب آقای خاتمی! در کدام دنیای موازی زندگی میکنید؟
سردبیر تسنیم در یادداشتی درباره اظهارات خاتمی نوشت: باید از خاتمی پرسید درباره کدام تفاهمنامه صحبت میکنید؟
کیان عبداللهی نوشت: اخیراً خبری منتشر شده مبنی بر اینکه آقای محمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق، در جمع مشاوران خود نکاتی را درباره تفاهم و انتقام و ... مطرح کرده است؛ نکاتی که خواندن آنها، هر ناظر واقعبینی را دچار حیرت و مواجه با این پرسش میکند که حقیقتاً آقای خاتمی، در کدام دنیای موازی زندگی میکند که از واقعیات امروز بیخبر است؟ درباره مطالب آقای خاتمی چند نکته را میتوان به اختصار بیان کرد: آقای خاتمی در همان ابتدای سخنان خود گفته است که «تدوین تفاهمنامه 14 بندی برای رفع مخاصمه و نیل به توافق پایدار و تأئید آن از سوی رهبری و امضای نهایی آن توسط رئیسجمهور، فرصت و آغاز راهی است که می تواند سند راهگشای یک افق جدید ملی و بین المللی برای عبور از بحران باشد»! همینجا باید از آقای خاتمی پرسید درباره کدام تفاهمنامه صحبت میکنید؟ تفاهمنامهای که ترامپ همهی بندهای آن را به طور کامل نقض کرده و در آخرین مورد، با نقض بند 4، محاصره دریایی ایران را نیز دوباره کلید زده است؟ این چه روحیهی رمانتیک غیرمعقولی است که برخی آقایان رادیکال اصلاحطلب دارند و تصور میکنند که به هر کاغذ و تفاهم و توافقی با آمریکاییها باید «یکطرفه» عمل کرد؟ این عشق یکسویه، عاقبتش قدرت یا عزت نیست، بلکه صرفاً «رسوایی» است! صحیح است که ایران از بدعهدی آمریکاییها لذت نمیبرد، بلکه متاسف و خشمگین است؛ امّا پاسخ بیعهدی را با «توهم» نباید داد. در شرایطی که ترامپ هیچ یک از بندهای تفاهم را اجرایی نمیکند، سخن گفتن از اینکه «این تفاهم آغاز یک راه است»، حقیقتاً بیش از اندازه فانتزی است! آقای خاتمی در سخنان خود باید آمریکا را به دلیل بدعهدی مکرر و مداوم محکوم میکرد؛ نه آنکه علیرغم اطلاع از نقض کامل تفاهمنامه، بگوید که این آغاز یک راه است و ما باید یکسویه آن را بپیمائیم! آقای خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود هشدار داده است که «فرصت ارزنده توافق از بین نرود»! در این باره نیز از آقای خاتمی باید پرسید که کدام فرصت ارزندهای را ایران میخواهد از دست بدهد؟ مزید اطلاع ایشان باید تاکید کرد که آنچه هماکنون در جریان است، تداوم تجاوز است، نه فرصت توافق! آمریکاییها علیرغم حسن نظر مسئولان ایرانی در مذاکرات، تفاهم را هم یکسویه کشتند، چه رسد به توافق آتی! بنابراین باید از آقای خاتمی پرسید که جسارتاً نسخه تجویزی شما این است که با تجاوز نظامی بیگانه میخواهید کنار بیایید و آن را قدر هم بدانید؟! آقای خاتمی گفته است که طرفداران جنگ و «انتقام» را «همراه» با اسرائیل میخواند! در این باره باید به آقای خاتمی متذکر شد که اوّلاً کسی در ایران طرفدار جنگ نیست؛ بلکه ملت ایران طرفدار مقاومت و رفع تجاوز است. از قضا آنها که در برج عاج مینشینند و به بقیه میگویند طرفدار جنگ نباشید، در واقع در اصلِ ماجرا، طرفدار نرمال شدن تجاوز به کشورند. چون این سو که باید مقاومت کند را منکوب میکنند، که نتیجهاش باز شدن راه برای تجاوز است. مخالفت آقای خاتمی با «انتقام» هم بسیار عجیب و رقّت برانگیز است! مزید اطلاع آقای خاتمی باید گفت که «انتقام» نه یک امر شخصی، بلکه یک امر ملّی برای ایرانیان است؛ مخالفت با انتقام، اگرچه ظاهر رمانتیکی دارد، امّا در واقع موافقت با نرمال شدن تجاوز به کشور و موافقت با تکرار ترور علیه شخصیتها و مردم عادی ایران است. مخالفت با انتقام، موافقت با تحقیر یک ملّت است. مخالفت با انتقام، موافقت با هتک استقلال یک ملت و کشور است؛ مخالفت با انتقام، مخالفت با امنیت یک ملت و کشور است. حالا با این تفاسیر، آقای خاتمی آیا باز هم میتواند به طور آشکار با انتقام مخالفت کند؟ آیا آقای خاتمی حاضر است صریحاً با عبور از پوشش رمانتیک الفاظ، بگوید که با نرمال شدن تجاوز و تحقیر علیه این ملک و ملت موافق است؟ پرسش دیگر اینکه چرا هرگاه قرار است یقه آمریکا گرفته شود رادیکالها به جنب و جوش میافتند تا مانع از آن شوند؟ نشان به آن نشان که همین موضوع نفی انتقام را مصطفی تاجزاده، رفیق رادیکال آقای خاتمی هم پس از شهادت حاج قاسم مطرح کرده بود! آقای خاتمی در تمام گفتار خود به نوعی تلاش میکند که از تفاهمنامه و مذاکرات دفاع کند! مع الاسف باید گفت که دفاع آقای خاتمی از تفاهمنامه، «بوسه مرگ» است؛ از قضا دغدغه و موضع مسئولان مذاکرهکننده این است که تاکید کنند مذاکراتی که آنها برایش تلاش کردند و تفاهمی که به آن دست یافتند، ادامه مبارزه است. به عبارت دیگر، تیم ایرانی، تلاش داشت مذاکره را در مسیر مبارزه پیش ببرد و به همین دلیل، این روزها نیز از پاسخهای نظامی به تجاوزهای نظامی دفاع میکند. حال اگر آقای خاتمی از مذاکرات و تفاهمنامه بخواهد معبری برای پذیرش تجاوز و نفی مبارزه بسازد، قاعدتاً نه تنها لطفی به تیم ایرانی نکرده، بلکه بوسه مرگی به تفاهمنامه زده و آن را بیش از پیش تضعیف کرده است.