چرا طهرانیمقدم و حاجیزاده انبارهای موشکی را پر از تجهیزات کردند
شهید حاجیزاده و شهید طهرانیمقدم هر دو معتقد بودند که باید انبارهای موشکی پراز تجهیزات باشد، اما چرا؟.
به گزارش گروه فرهنگی عصر قانون: روایت موشکی شدن ایران آنچنان شگفتانگیز است که حالا زمانی که دوباره این شبها دنیا ضربشست نیروهای هوافضای سپاه پاسداران به آمریکای جنایتکار را شاهد است، دوچندان خواندنی شده است. قطعاً یکی از بهترین منابع مطالعاتی درباره تاریخچه موشکی شدن ایران، زندگینامه شهید حسن طهرانیمقدم، پدر موشکی ایران است. معصومه سپهری با کتاب «مرد ابدی» تلاش کرده تا گوشههایی از مسیر دشوار موشکی شدن ایران را شرح دهد؛ مسیری که شهیدان حاجیزاده و طهرانیمقدم نقش اساسی در پیمودن آن داشتند. اگرچه «مرد ابدی» روایت زندگینامه حسن طهرانیمقدم است، اما مسیر موشکی شدن ایران تنها محدود به گامهای شهید حسن طهرانیمقدم نیست؛ سرداران بزرگی چون شهید امیرعلی حاجیزاده و مجید موسوی نیز در این میدان همپای طهرانیمقدم گام برداشتهاند. سردار حاجیزاده در سال 1363 با تشکیل فرماندهی موشکی در سپاه پاسداران به همراه سردار شهید حسن طهرانیمقدم از بنیانگذاران این فرماندهی بود و تلاشهای گستردهای برای شکلگیری این فرماندهی انجام داد. پس از دوران دفاع مقدس به همراه سردار طهرانیمقدم مشغول فعالیت در حوزه گسترش فرماندهی موشکی شد و در مدتی فرماندهی یگانهای موشکی نیروی هوایی سپاه را بر عهده گرفت و پس از آن مسئول عملیات فرماندهی موشکی شد. شهید حاجیزاده در سال 1388 به عنوان اولین فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب منصوب میشود و آغازگر فصل جدیدی از تولید قدرت دفاعی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران میشود. سردار حاجیزاده یکبار برای انهدام پهپاد آمریکایی و یکبار هم برای عملیاتهای وعده صادق مدال فتح درجه 1 گرفت. رفاقت شهید حاجیزاده و شهید طهرانیمقدم از همان شروع ماجراهای موشکی شدن ایران و تلاش برای برداشته شدن اولین گامهای موشکی در ایران آغاز شده بود. مدت اندکی بعد از حمله رژیم بعث عراق به کشور، شهرهای همجوار مرزی در معرض موشکباران دشمن قرار گرفت. در چنین شرایطی و بهدلیل بُرد کوتاه خمپارهها و موشکهای سپاه پاسداران، «حسن طهرانیمقدم»، با تیمی، برای گذراندن آموزش نظامی عازم کشور سوریه شدند تا بتوانند پس از گذراندن دورههای آموزشی، اولین یگان موشکی ایران را راهاندازی کنند. در غیاب افسران جوان موشکی، با درایت امیرعلی حاجیزاده «تیپ موشکی حدید» راهاندازی شد تا وقتی حسن طهرانیمقدم و تیمش به ایران بازمیگردند، سازوکار و بسترهای لازم برای آغاز فعالیت اولین تیم موشکی سپاه فراهم باشد. معصومه سپهری در بخشهایی از کتاب به نقش شهید امیرعلی حاجیزاده و سیدمجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران در موشکی شدن ایران اشاره کرده است. سپهری در این کتاب بهخوبی نشان میدهد که شهید حاجیزاده و شهید طهرانیمقدم هر دو معتقد بودند که باید انبارهای موشکی ایران پر از تجهیزات باشد و در این مسیر رشادتهای زیادی کردند، زیرا باورشان این بود که باید خودمان بسازیم؛ اگر دستمان زیر ساطور دشمن باشد، هر لحظه هر کاری بخواهند با ما میکنند. اما این باور از کجا نشات گرفته بود؟ پس از شهادت شهید حاجیزاده، پایگاه اطلاعرسانی رهبر شهید انقلاب گفتوگویی منتشرشده با او را نشر داد. حاجیزاده در این گفتوگو به نقش رهبر شهید انقلاب در پیشبرد موشکی ایران اشاره کرده و میگوید: «در اوایل دهه 70، سال 1991 میلادی در هنگام فروپاشی شوروی، یکباره وضعیتی پیش آمد که پیشنهادات خیلی خوبی به ایران شد. وضعیت اقتصادی شوروی بههمریخته بود، فروپاشی اتفاق افتاده بود و این کشورهایی که بعد از فروپاشی بهوجود آمده بودند، مشکل مالی داشتند. آنها آمدند گفتند که ما موشک به شما میفروشیم، سکوی پرتاب میفروشیم. ما موشکی را که از کره شمالی حدود 2.5 میلیون دلار آن روز میخریدیم، دانهای 2.5 میلیون دلار! آنها گفتند دانهای 10 هزار دلار به شما میدهیم. سکوی پرتابی که حدود 2.5، 3 میلیون دلار شاید آن روز از کرهایها میخریدیم که کیفیتش هم با روسها قابل مقایسه نبود، آنها گفتند با 100 هزار دلار به شما میدهیم. خب، در نیروهای مسلح، در مجموعه موشکی، در مجموعه نیروی هوایی، هیچکس نهتنها با این خرید مخالفت نکرد، بلکه همه میگفتند عالی است، سریع بروید بخرید. در جمهوری اسلامی، یک نفر مخالفت کرد، آن هم حضرت آقا بود. خیلی از مسئولین حتی آمدند ورود کردند و گفتند که برویم حضرت آقا را توجیه و قانع کنیم. اما حضرت آقا مخالفت کردند، تا جایی که عصبانی شدند و گفتند برای چه دنبال این موضوع هستید، چرا پیگیری میکنید، کسی این موضوع را پیگیری نکند. چرا؟ چون ما از سال 1363 شروع کرده بودیم به ساخت موشک. سال 1369، 1370، 1371، یواشیواش داشت این کار به بار مینشست. حالا آن روزهایی که داشت نتیجه میداد، ما یکباره میخواستیم چهکار کنیم؟ برویم تعدادی موشک آماده بخریم بیاوریم. نتیجهاش چه میشد؟ نتیجهاش این میشد که کار متوقف میشد. حضرت آقا بهخاطر اینکه این کار متوقف نشود، گفتند خرید ممنوع! حتی ایشان عصبانی شدند، به سر بعضی از مسئولین داد زدند، گفتند برای چه این را دنبال میکنید، نکنید این کار را. مخالفت کردند.» شاید آن روز، مثلاً ماها که 29 یا 30 سال داشتیم، امثال شهید مقدم، مثلاً میگفتیم ای کاش آقا موافقت میکردند، ای کاش میتوانستیم بخریم، چرا نخریدیم. آن روز، خود ماها متوجه نبودیم که این تدبیر چقدر اثرگذار است و اگر آن روز ما انتخاب مسیرمان درست نبود و تعیین مسیرمان توسط حضرت آقا صورت نمیگرفت، مطمئن باشید مسیر رسیدن به موشکهای زمینبهزمین، موشکهای دوربردتر، یا اصلاً طی نمیشد یا خیلی عقبافتادگی داشتیم. چون بالاخره وقتی میخریدید، مراحل بعد ممکن بود چیزهای دیگر هم به تو بدهند، ولی بعد دیگر اصلاً مسیر میشد مسیر خرید. مسیر خرید ممکن بود تا یک حدی باز باشد، ولی بعد از یک مدت بسته میشد، دیگر نمیتوانستی بخری یا مشخصات جدید، برد جدید، دیگر نمیتوانستی بخری. خب، این خیلی تعیینکننده بود، این مسیری که حضرت آقا ریلگذاری کردند.