عصرقانون بررسی می کند: جنگ منطقه ای در آستانه جهانی شدن است؟
حولات اخیر، از جمله حملات همزمان ایران به اردن و کویت، شعلهور شدن مجدد جنگ یمن و عربستان، ورود مستقیم ریاض و واشنگتن به خاک عراق، و در کمال تعجب، نقشآفرینیِ غیرمنتظره اوکراین در این معادله، نشان میدهد که این درگیری دیگر یک جنگ منطقهایِ صرف نیست، بلکه به شبکهای از مناقشات جهانی بدل شده که خطوط شکاف ژئوپلیتیک را در دو قاره به هم دوخته است.
گروه بین الملل عصرقانون: محمدعلی حسن نیا جنگ میان ایران و آمریکا که زاییده تنشهای هستهای و رقابتهای نیابتی در خلیج فارس بود، اکنون به یک بحران تمامعیار با دامنهای فراتر از مرزهای غرب آسیا تبدیل شده است. تحولات اخیر، از جمله حملات همزمان ایران به اردن و کویت، شعلهور شدن مجدد جنگ یمن و عربستان، ورود مستقیم ریاض و واشنگتن به خاک عراق، و در کمال تعجب، نقشآفرینیِ غیرمنتظره اوکراین در این معادله، نشان میدهد که این درگیری دیگر یک جنگ منطقهایِ صرف نیست، بلکه به شبکهای از مناقشات جهانی بدل شده که خطوط شکاف ژئوپلیتیک را در دو قاره به هم دوخته است. در ادامه، پنج شاخص کلیدی این تحول را بررسی میکنیم: شاخص ۱: گسترش دایره عملیاتی ایران به فراسوی خلیج فارس حمله همزمان تهران به اردن و کویت، که تا پیش از این در زمره متحدان راهبردی غرب محسوب میشدند، نشان از تغییر راهبرد ایران از «دفاع موضعی» به «تهاجم پیشدستانه» دارد. این حملات، خط مقدم جبهه مقاومت را تا کرانههای شرقی دریای مدیترانه و شمال خلیج فارس جلو برد و عملاً پیام «هیچ کشوری در منطقه امن نیست» را به تمامی پایتختهای عربی مخابره کرد. هدف راهبردی این اقدام، گسترش میدان نبرد به منظور پراکندهسازی توان نظامی آمریکا و متحدانش است. شاخص ۲: بازگشت جبهه یمن و هدف قرار دادن تاسیسات نفتی عربستان شعلهور شدن مجدد جنگ میان یمن و عربستان و اصابت موشکها و پهپادها به تاسیسات نفتی ریاض، نشان از هماهنگی کامل میان جبهههای مقاومت دارد. این اقدام همزمان با حملات ایران به کویت و اردن طراحی شده تا اقتصاد نفتی عربستان – به عنوان شریان حیاتی ائتلاف غرب – را فلج کند. هدف از این شاخص، افزایش هزینههای اقتصادی جنگ برای ریاض و وادار کردن آن به عقبنشینی از ائتلاف ضدایرانی است. شاخص ۳: ورود مستقیم عربستان و آمریکا به خاک عراق برای نخستین بار، نیروهای عربستانی به همراه آمریکا وارد عملیات نظامی در عراق شدند. این اقدام، خط قرمز تاریخی کشورهای عربی را شکست و نشان داد که عربستان برای جلوگیری از نفوذ بیشتر ایران، آماده پذیرش هزینههای سنگین زمینی است. در سوی مقابل، حملات عراقیها به کویت، نشان از ادامه درگیریهای نیابتی و چندلایه دارد که هیچ یک از کشورهای همسایه را از معادلهِ خشونت بیرون نمیگذارد. این شاخص، بیانگر تبدیل عراق به صحنه رویارویی مستقیم ارتشهای عربی و آمریکایی با نیروهای نیابتی ایران است. شاخص ۴: آسیبپذیری متقابل زیرساختهای انرژی بر اساس برآوردهای نظامی، اگر زیرساختهای نفتی ایران یا هر یک از کشورهای همسایه به طور سیستماتیک هدف قرار گیرد، کل تأسیسات نفتی عربستان، امارات و حتی کویت در چند ساعت اولیه فروخواهد ریخت. این وابستگی متقابل به زیرساختها، جنگ را به یک بازی باخت-باخت تبدیل کرده؛ بهگونهای که هرگونه حمله به تأسیسات انرژی، نه تنها اقتصاد درگیران، بلکه عرضه نفت جهان را دچار شوک بیسابقهای میکند. این شاخص، هشداردهندهترین مؤلفه بحران کنونی است. شاخص ۵: ورود اوکراین و فرامنطقهای شدن کامل جنگ در تحولی شگفتانگیز، اوکراین – که خود درگیر جنگی مرگبار با روسیه است – به معادله ایران و آمریکا پیوند خورده است. ورود اوکراین را باید در دو سطح تحلیل کرد: سطح دیپلماتیک و اطلاعاتی: کییف با ارائه دادههای ماهوارهای و هشدارهای زودهنگام درباره تحرکات موشکی ایران، به نوعی به جبهه آمریکا پیوسته و با انتشار اطلاعات استراتژیک، تنفس راهبردی را برای ایران سخت کرده است.سطح نظامی: برخی گزارشها حاکی از حضور مشاوران اوکراینی در پایگاههای آمریکایی در اردن برای مدیریت پدافند هوایی است که نشان میدهد جنگ اوکراین و جنگ غرب آسیا به هم گره خورده و دو جبههی شرقی و جنوبی یک بلوک واحد علیه محور ایران-روسیه را شکل دادهاند. این شاخص، ابعاد جنگ را از غرب آسیا به اروپای شرقی کشانده و نشان میدهد که این نبرد فقط برای تسلط بر خلیج فارس نیست، بلکه بخشی از یک جنگ نیابتیِ بزرگتر میان قدرتهای جهانی است. شاخص ۶: تلاش آمریکا و اسرائیل برای ائتلافسازی تمامعربیواشنگتن و تلآویو با فضاسازی پیرامون تهدید ایران پس از آتشبسِ احتمالی، میکوشند همه کشورهای عربی – از جمله اردن، مصر و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس – را به جنگ تمامعیار با ایران بکشانند. اما در این میان، امارات و قطر با اتخاذ سیاست کنارهگیری هوشمندانه، از افتادن در دام این ائتلاف خودکشیگر پرهیز کردهاند، چراکه به خوبی میدانند که جنگ، اقتصاد دانشمحور آنها را نابود کرده و گردشگری و سرمایهگذاری خارجی را به صفر میرساند.