دوران سلطه اینفانتینو به پایان میرسد؟
یک سؤال مهم؛ آیا فشارها به تغییر در رأس فوتبال جهان منجر خواهد شد یا اینفانتینو از این بحران عبور میکند؟
به گزارش گروه ورزشی عصر قانون: با پایان یافتن جام جهانی 2026، توجه رسانهها و مدیران فوتبال جهان از مستطیل سبز به ساختمان مرکزی فیفا معطوف شده است؛ جایی که آینده جانی اینفانتینو، رئیس فدراسیون جهانی فوتبال بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام قرار دارد. اگرچه اینفانتینو همچنان رسماً قدرتمندترین مدیر فوتبال جهان محسوب میشود اما موج انتقادها و مخالفتها علیه او در هفتههای اخیر به سطحی رسیده که بسیاری از ناظران از احتمال شکلگیری بزرگترین بحران مدیریتی فیفا در یک دهه گذشته میگویند.
جرقه این بحران زمانی زده شد که طرح فروش بخشی از حقوق تجاری مسابقات بزرگ فیفا از جمله جام جهانی مردان، جام جهانی زنان و جام جهانی باشگاهها به سرمایهگذاران خصوصی مطرح شد. این پیشنهاد که میتوانست ساختار اقتصادی مهمترین رقابتهای فوتبال جهان را دگرگون کند، با مخالفت گسترده سه کنفدراسیون بزرگ فوتبال یعنی یوفا، کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) و کونکاکاف روبرو شد. فشار این نهادها به حدی بود که فیفا در نهایت ناچار شد از اجرای طرح عقبنشینی کند.
با این حال، بسیاری معتقدند شکست این پروژه تنها بخشی از ماجراست و مسئله اصلی کاهش اعتماد به شخص اینفانتینو است. در سالهای اخیر تصمیمهای جنجالی متعددی از سوی مدیریت فیفا اتخاذ شده که واکنشهای گستردهای را به همراه داشته است. از پیشنهاد برگزاری جام جهانی هر دو سال یکبار گرفته تا افزایش تعداد تیمهای جام جهانی و تصمیمهای بحثبرانگیز در زمینه انتخاب میزبان مسابقات، همگی باعث شدهاند بسیاری از مدیران فوتبال نسبت به مسیر فعلی این سازمان ابراز نگرانی کنند.
در جام جهانی اخیر نیز چند تصمیم جنجالی بار دیگر انتقادها را تشدید کرد. استفاده از وقفههای تبلیغاتی در جریان مسابقات که با عنوان حمایت از سلامت بازیکنان معرفی شد، از نگاه بسیاری بیشتر با اهداف تجاری مرتبط بود تا مسائل پزشکی. همچنین پرونده محرومیت برخی بازیکنان از جمله فلورین بالوگون و کاهش مدت محرومیت کریستیانو رونالدو پرسشهای فراوانی درباره یکسان بودن اجرای قوانین ایجاد کرد.
یکی دیگر از تصمیماتی که بحثهای فراوانی به همراه داشت، حضور اینتر میامی در جام جهانی باشگاهها بود. منتقدان معتقد بودند معیارهای انتخاب نماینده میزبان تا آخرین لحظه شفاف نبود و همین موضوع این گمانه را تقویت کرد که فیفا تمایل داشته لیونل مسی را در این تورنمنت در اختیار داشته باشد؛ موضوعی که اگرچه هرگز به صورت رسمی تأیید نشد اما همچنان یکی از پروندههای بحثبرانگیز مدیریت اینفانتینو محسوب میشود.
همزمان انتشار گزارشهایی درباره ارتباط طرح فروش سهام مسابقات فیفا با صندوق سرمایهگذاری Thrive Eternal نیز بر حساسیتها افزود. این صندوق با جاشوا کوشنر، برادر جرد کوشنر داماد دونالد ترامپ ارتباط دارد و همین مسئله باعث شد برخی مدیران فوتبال نسبت به افزایش نفوذ سرمایهگذاران نزدیک به سیاستمداران آمریکایی در تصمیمگیریهای فیفا هشدار دهند.
الیور کان، دروازهبان پیشین تیم ملی آلمان در واکنش به این موضوع تأکید کرد که ارزش اقتصادی فوتبال از اعتماد، رقابت، هویت و شور هواداران شکل گرفته است و نباید منافع تجاری به عاملی تبدیل شود که این ارزشها را تهدید کند. این دیدگاه بازتاب گستردهای در میان کارشناسان داشت و بسیاری آن را هشداری نسبت به آینده فوتبال حرفهای دانستند.
با وجود این مخالفتها، برکناری رئیس فیفا فرایندی بسیار پیچیده است. مخالفت با یک طرح اقتصادی الزاماً به معنای مخالفت با شخص رئیس نیست و همین موضوع مهمترین نقطه اتکای اینفانتینو به شمار میرود. افزون بر این، برخی کشورها از جمله قطر، مکزیک و سریلانکا از بیانیه مشترک مخالفان فاصله گرفتند و نشان دادند اجماع کاملی علیه رئیس فیفا وجود ندارد.
با این حال، فشارها تنها به مخالفت کنفدراسیونها محدود نشده است. در هفتههای اخیر چند تن از مدیران ارشد فیفا از سمت خود کنارهگیری کردهاند و گزارشهایی نیز درباره اختلافات داخلی در این سازمان منتشر شده است. برخی رسانهها حتی مدعی شدهاند که ماتیاس گرافستروم، دبیرکل فیفا خواهان ایجاد تغییر در رأس این نهاد است؛ هرچند فیفا تاکنون واکنش رسمی به این گزارشها نشان نداده است.
از منظر حقوقی نیز چند مسیر برای تغییر ریاست فیفا وجود دارد. شورای فیفا میتواند با حمایت حداقل 19 عضو از مجموع 37 عضو خود، نشست فوقالعادهای برگزار کند. با این حال، گزارشهای منتشر شده نشان میدهد مخالفان هنوز نتوانستهاند تعداد آرای لازم را تضمین کنند. حتی در صورت تشکیل جلسه نیز رئیس فیفا الزام قانونی برای استعفا ندارد و این اقدام بیشتر جنبه سیاسی و افزایش فشار خواهد داشت.
راهکار دیگر برگزاری کنگره فوقالعاده فیفاست؛ اقدامی که با درخواست دستکم 43 فدراسیون عضو امکانپذیر خواهد بود. در چنین شرایطی رأی عدم اعتماد به رئیس فیفا نیازمند کسب اکثریت ساده، یعنی 106 رأی از مجموع 211 عضو، است. هرچند مخالفان اینفانتینو امیدوارند از فضای ایجادشده پس از شکست طرح فروش سهام استفاده کنند اما هنوز مشخص نیست چند کشور حاضر خواهند بود رأی خود را علیه رئیس فعلی ثبت کنند.
یکی دیگر از عواملی که موقعیت اینفانتینو را تقویت میکند، نبود یک رقیب قدرتمند و اجماعی است. برخلاف بسیاری از انتخابات گذشته هنوز هیچ نامزد مشخصی نتوانسته حمایت گسترده تمام کنفدراسیونها را به دست آورد. با این حال، نام ویکتور مونتاگلیانی، رئیس کونکاکاف بیش از دیگران مطرح شده است. او که سابقه ریاست فدراسیون فوتبال کانادا را نیز در کارنامه دارد، از چهرههای بانفوذ فوتبال آمریکای شمالی محسوب میشود و نقش مهمی در برگزاری جام جهانی 2026 ایفا کرده است.
در کنار او، شیخ سلمان بن ابراهیم آلخلیفه، رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز به عنوان یکی از گزینههای احتمالی مطرح میشود. او در سالهای گذشته بارها از سیاستهای اینفانتینو انتقاد کرده و روابط نزدیکی با بسیاری از فدراسیونهای آسیایی و آفریقایی دارد. برخی تحلیلگران معتقدند اگر مخالفان بتوانند بر سر یکی از این دو گزینه به توافق برسند، شانس ایجاد تغییر در رأس فیفا به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت.
در شرایط کنونی، آینده ریاست جانی اینفانتینو بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و آرایش قدرت در میان فدراسیونهای عضو وابسته است. اگرچه او همچنان از حمایت بخش قابل توجهی از اعضای فیفا برخوردار است اما موج انتقادها، اختلافات داخلی و شکست برخی پروژههای کلیدی نشان میدهد که موقعیتش دیگر مانند گذشته مستحکم نیست.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این فشارها در نهایت به تغییر در رأس فوتبال جهان منجر خواهد شد یا اینفانتینو بار دیگر همانند انتخابات 2019 و 2023 بدون رقیب جدی از این بحران نیز عبور خواهد کرد. پاسخ این پرسش احتمالاً در ماههای آینده و در آستانه انتخابات ریاست فیفا در سال 2027 مشخص خواهد شد؛ انتخاباتی که میتواند یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ مدیریت فوتبال جهان باشد.