تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اجتماعی, اخبار مهم
شماره : 152206
تاریخ : 18 مرداد, 1405 :: 13:31
ببینید| گوشه‌ای از مصائب خبرنگاری/ دیدن این فیلم را از دست ندهید خبرنگاری از دور جذاب است، اما پشت هر پلاتوی چندثانیه‌ای، ساعت‌ها تمرین، استرس و پیگیری نهفته است.

به گزارش گروه اجتماعی عصر قانون: صدیقه صباغیان| می‌گویند خبرنگاری حرفه جذابی است؛ شغلی که با خبر، مردم، اتفاقات و روایت‌هایی گره خورده است که هر روز رنگ‌وبوی تازه‌ای دارند اما پشت این جذابیت، دنیایی از دویدن، انتظار، استرس، فشار و لحظه‌هایی وجود دارد که کمتر دیده می‌شود؛ دنیایی که خبرنگار باید در آن، هم‌زمان‌هم جست‌وجوگر باشد، هم روایتگر، هم پیگیر و گاهی حتی بازیگر بی‌حاشیه صحنه‌ای که خودش در مرکز آن قرار ندارد.

شاید مخاطب وقتی خبرنگار را مقابل دوربین می‌بیند، تنها چند دقیقه تصویر مرتب و یک پلاتوی روان را مشاهده کند اما نمی‌داند که پشت همان چند دقیقه، دقیقه‌ها و شاید ساعت‌ها تمرین، تکرار و تلاش وجود دارد. خبرنگار مجبور است در شلوغی خیابان، میان ترافیک، داخل خودرو، در جاده، زیر آفتاب سوزان تابستان یا سرمای زمستان، مقابل دوربین بایستد و پلاتو بگوید؛ آن‌هم با لبخند، تسلط و بدون تپق.

خبرنگاران شاید به‌نوعی «هنرمندان تکرار» باشند، چراکه یک متن کوتاه را آن‌قدر مرور و تمرین می‌کنند تا در نهایت بتوانند آن را در سخت‌ترین شرایط، دقیق و روان اجرا کنند، گاهی حتی آن‌قدر این جملات تکرار می‌شوند که به‌شوخی می‌توان گفت درخت‌های خیابان هم پلاتوی خبرنگار را حفظ کرده‌اند و به تکرارها لبخند می‌زنند!

روز کاری خبرنگاران معمولاً با یک «سلام و صبح‌به‌خیر» آغاز نمی‌شود، گاهی اولین جمله‌ها برای آن‌ها، خبرهایی هستند که خواب را از چشم می‌گیرند؛ حادثه‌ای رخ داده است، جایی آتش گرفته، جایی تخریب شده، اتفاق تلخی افتاده و یا فردی از دنیا رفته است و همین خبرها آغازگر لحظات و چالش‌هایی می‌شوند که ممکن است تا نیمه‌های شب ادامه داشته باشند.

بعد از آن، تماس‌های پی‌درپی آغاز می‌شود؛ «بدو برو سر صحنه»، «دیر شد»، «کجایی؟»، «چرا گوشی رو جواب نمی‌دی؟»، «خبر سوخت!» و ده‌ها جمله دیگر که برای خبرنگار غریبه نیستند اما اوست که باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن خود را به محل برساند، اطلاعات و تصویر جمع کند، مصاحبه بگیرد، روایت را تنظیم کند و در نهایت خبری دقیق و قابل انتشار ارائه دهد.

از این نشست به آن نشست، از این برنامه به برنامه‌ای دیگر، از خیابان به جاده و از گرما به سرما و دویدن برای تهیه خبر، بخش جدایی‌ناپذیر این حرفه هستند. خبرنگاران را می‌توان رکوردداران دویدن با کفش‌های رسمی، کتانی‌های خاکی و تجهیزات سنگین دانست؛ همان‌هایی که شاید برای رسیدن به یک مهمانی دیر کنند، اما معمولاً برای رسیدن به دل ماجرا، جزو نخستین نفرات هستند.

البته دشواری خبرنگاری فقط به حضور در صحنه و تهیه گزارش محدود نمی‌شود، بخش بزرگی از این حرفه، مدیریت همین بدوبدوهایی است که از نگاه مخاطب پنهان می‌ماند؛ از پیدا کردن سوژه و دسترسی به منابع گرفته تا ساعت‌ها انتظار برای گفت‌وگو با مسئولی که گاهی پاسخ روشنی ندارد.

خبرنگاری البته همیشه گل‌وبلبل نیست، گاهی خبرنگار در برابر تندی کلمات، نگاه‌های بی‌مهر، بی‌توجهی‌ها و حتی توهین‌های نابجا قرار می‌گیرد اما باید آرام بماند، حرفه‌ای رفتار کند و کارش را ادامه دهد، نه به این دلیل که خستگی یا رنج را احساس نمی‌کند، بلکه چون مسئولیتی که بر دوش دارد، بزرگ‌تر از بسیاری از تلخی‌های مسیر است.

گاهی خبرنگار بارها با یک مسئول تماس می‌گیرد و پاسخ می‌شنود: «بعداً تماس بگیرید»، «الآن جلسه‌ام»، «فرصت ندارم»، و شاید طنز ماجرا این باشد که خبرنگار هیچ‌وقت متوجه نمی‌شود نتیجه آن‌همه جلسه چه بوده است، او فقط می‌داند که جلسه‌ها همچنان برقرارند و خبرنگار همچنان منتظر پاسخ است!

خبرنگار باید یاد بگیرد در اوج فشار، دقیق بماند، میان هیاهو، واقعیت را پیدا کند، برابر پاسخ‌های مبهم، سؤال درست بپرسد و وقتی همه عجله دارند، روایت را با دقت و مسئولیت‌پذیری به مخاطب برساند. شاید جذابیت واقعی خبرنگاری همین‌جا باشد؛ جایی میان خستگی و شوق، میان دویدن و رسیدن، میان انتظار و کشف یک سوژه، میان یک پلاتوی چندثانیه‌ای و ساعت‌ها تلاش برای آماده کردن آن.

خبرنگاری فقط ایستادن مقابل دوربین یا نوشتن چند خط خبر نیست، قدم گذاشتن در این حرفه یعنی پذیرفتن مسئولیت روایت کردن، یعنی بودن در جایی که اتفاقی افتاده یا در حال رخ‌دادن است و تلاش برای اینکه آنچه اتفاق افتاده است، درست، دقیق و مسئولانه به گوش مردم برسد.

و شاید به همین دلیل است که با وجود تمام سختی‌ها، استرس‌ها، دویدن‌ها، بی‌مهری‌ها و خستگی‌ها، خبرنگاری همچنان برای بسیاری از ما «عشق» است؛ عشقی که اگرچه گاهی خسته‌مان می‌کند، اما وقتی یک گزارش نتیجه می‌دهد، یک مطالبه شنیده می‌شود یا یک خبر می‌تواند گرهی از کار مردم باز کند، تمام خستگی‌های مسیر را برای لحظه‌ای از یاد می‌بریم. خبرنگاری سخت است اما هنوز هم، با تمام سختی‌هایش، عشق است.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.