تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اجتماعی, اخبار مهم
شماره : 155740
تاریخ : 22 شهریور, 1405 :: 11:15
از هرمز تا باب‌المندب؛ معماری شبکه فشار مقاومت علیه آمریکا تحلیلگر سیاسی_راهبردی گفت: مقاومت با پیوند هرمز و باب‌المندب، جنگ را به «نبردِ فشار اقتصادی» بدل کرد.

به گزارش گروه اجتماعی عصر قانون: از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی_راهبردی در یادداشتی با عنوان "از هرمز تا باب‌المندب؛ معماری جدید فشار در جنگ منطقه‌ای" که نوشت: جنگ جاری در غرب آسیا دیگر صرفاً یک تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه به مجموعه‌ای از جبهه‌های به‌هم‌پیوسته تبدیل شده است که در آن، توان نظامی، جغرافیای راهبردی، انرژی، کشتیرانی و ظرفیت کشورهای منطقه‌ای در یک معادله واحد عمل می‌کنند. در چنین شرایطی، ارزیابی تحولات نباید تنها بر تعداد حملات یا اخبار لحظه‌ای و بر یک بخش متمرکز باشد؛ بلکه باید دید هر جبهه تا چه اندازه توانسته محاسبات دشمن را تغییر دهد و هزینه‌های جنگ را، که به‌عنوان یک بازدارنده از ادامه و تکرار جنگ محسوب می‌شود، افزایش دهد. از این زاویه، جبهه جنگ ایران و آمریکا را با یمن و عربستان نمی‌توان در نظم جدید منطقه، جدا از یکدیگر دید. آمریکا همچنان تلاش می‌کند تصویری از برتری نظامی خود ارائه دهد؛ اما استمرار جنگ و گسترش آن به منطقه نشان می‌دهد مسئله اصلی آمریکا دیگر صرفاً اجرای حمله نظامی نیست، بلکه مدیریت پیامدهای آن است. ایران با اتکا به توان بومی دفاعی و عمق راهبردی منطقه‌ای، توانسته است معادله جنگ را از یک رویارویی با ایران، به خارج از خاک ایران نیز هدایت کند. پیام این راهبرد روشن است: هرگونه فشار نظامی علیه ایران می‌تواند برای منافع، پایگاه‌ها، مسیرهای انرژی و شرکای منطقه‌ای آمریکا هزینه ایجاد کند. این تغییر، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی جبهه مقاومت است؛ زیرا دشمن را وادار می‌کند به‌جای تمرکز بر یک میدان، هم‌زمان چندین محیط امنیتی و اقتصادی را مدیریت کند. در این راهبرد، هرمز برای ایران صرفاً یک آبراه اقتصادی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی کشور در برابر فشارهای خارجی است. حتی بدون انسداد کامل، افزایش ریسک عبور کشتی‌ها، بالا رفتن هزینه بیمه و اسکورت، کاهش سرعت انتقال انرژی و ایجاد نااطمینانی در بازار، می‌تواند آثار راهبردی قابل‌توجهی داشته باشد. دستاورد مهم ایران در این میدان، اثبات این واقعیت است که امنیت انرژی جهان نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن نقش و اراده تهران، همچون گذشته یک‌سویه از سوی طرف مقابل تعریف شود. به بیان دیگر، ایران نشان داده است که در معادله امنیت انرژی، خود یکی از تعیین‌کنندگان اصلی قواعد است. در این پازل منطقه‌ای که با معماری ایران در حال چیده‌شدن است، جبهه یمن در روزهای اخیر اهمیت بیشتری یافته است. تحولات ساحل غربی، پیشروی‌های ارتش یمن و بازپس‌گیری جزیره میون و ورودی باب‌المندب از مزدوران سعودی، این جبهه را از یک میدان محلی به یک گلوگاه اثرگذار بر تجارت و انرژی منطقه تبدیل کرده است. اهمیت این تحول در آن است که فشار بر دشمن تنها از سمت خلیج فارس وارد نمی‌شود؛ بلکه در جنوب دریای سرخ نیز یک اهرم مستقل و مکمل شکل گرفته است. ارتش یمن با تکیه بر موقعیت جغرافیایی یمن و توان موشکی و پهپادی خود، نشان داده است که می‌تواند بر کشتیرانی، انرژی و امنیت جهانی و به‌خصوص طرف درگیر خود، یعنی عربستان، اثر بگذارد. این وضعیت برای ریاض اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا مسیرهای جایگزین صادرات انرژی نیز در شرایط جنگی دیگر مصونیت مطلق ندارند. در نتیجه، عربستان با مسئله‌ای مواجه شده که حل آن صرفاً با اتکا به توان مالی یا تجهیزات نظامی آسان نیست و درخواست کمک ریاض از واشنگتن برای مقابله مستقیم با انصارالله، نشانه‌ای از دشوارترشدن شرایط امنیتی عربستان است. مخالفت آمریکا با ورود مستقیم و گسترده به جنگ یمن نیز از یک واقعیت مهم حکایت دارد: واشنگتن در حال محاسبه هزینه‌های ورود به جبهه‌ای است که می‌تواند دامنه جنگ را بیش از پیش گسترش دهد. از منظر راهبردی، این تحول به معنای آن است که جبهه مقاومت توانسته بخشی از فشار امنیتی را به محیط پیرامونی متحدان آمریکا منتقل کند؛ به‌گونه‌ای که حتی بازیگران ثروتمند منطقه نیز برای مدیریت بحران، ناچار به درخواست پشتیبانی خارجی شده‌اند. در یک جمع‌بندی کلی، باید اذعان داشت که آنچه در تحولات اخیر اهمیت دارد، مجموعه‌ای از پیروزی‌های مقطعی و جدا از هم نیست؛ بلکه شکل‌گیری یک شبکه فشار چندلایه است. در هرمز، ایران بر اهمیت ژئوپلیتیکی خود در امنیت انرژی تأکید می‌کند. در باب‌المندب، انصارالله مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی را به عاملی برای افزایش هزینه دشمن تبدیل کرده است. در لبنان، حزب‌الله با وجود فشارها همچنان از معادله امنیتی حذف نشده و اسرائیل نتوانسته به یک نظم پایدار و کم‌هزینه دست یابد. در سوی مقابل، آمریکا و متحدانش برای تثبیت نتایج جنگ، تأمین امنیت مسیرهای انرژی و جلوگیری از گسترش جنگ با چالش زیادی مواجه شده‌اند. دستاورد اصلی جبهه مقاومت در این مرحله، صرفاً واردکردن ضربه نظامی نیست؛ بلکه تبدیل جغرافیای منطقه به مجموعه‌ای از اهرم‌های بازدارنده و افزایش هزینه تصمیمات نظامی دشمن است. جنگ امروز بیش از آنکه فقط نبرد موشک‌ها باشد، نبرد بر سر محاسبات، هزینه‌ها، مسیرهای انرژی، امنیت متحدان و توان حفظ فشار در بلندمدت است. در این معادله، هر جبهه‌ای که بتواند طرف مقابل را وادار به توزیع توان، افزایش هزینه و تجدیدنظر در محاسبات خود کند، به یک پیروزی راهبردی دست یافته است.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.