تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار مهم, بین الملل, سیاست
شماره : 156304
تاریخ : 25 شهریور, 1405 :: 16:54
کارشناس مسائل یمن: وزنه محور مقاومت با تسلط بر باب‌المندب سنگین‌تر شد به‌باور کارشناس مسائل یمن تسلط ارتش و انصارالله یمن بر تنگه باب‌المندب وزنه محور مقاومت را سنگین‌تر کرده است.

با اشاره به تسلط انصارالله یمن بر تنگه باب‌المندب درباره تأثیرات این رخداد بر تقابل محور مقاومت با آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت: با تحولات اخیر که از جنگ رمضان شروع شد، تهران به‌سمت این رفت که با بستن تنگه هرمز فشاری را که آمریکا در نظر داشت به ایران بیاورد به حاشیه براند، در این فضا آمریکا تحت‌تأثیر قرار گرفت، به‌گونه‌ای که مجبور شد از ذخایر استراتژیک نفتی خود استفاده کند، اکنون حجم این ذخایر به پیش از قرن جاری میلادی کاهش پیدا کرده و این یک ضربه مهلک به آمریکاست، این تحول دو اثر داشت اول؛ کمبود نفت در بازار جهانی و دوم؛ افزایش ریسک انتقال نفت از خلیج فارس است.

این کارشناس مسائل یمن با بیان اینکه حملات انصارالله باهدف شکستن محاصره‌‌ای بود که ریاض علیه یمن اعمال کرده‌است، اظهار داشت: قرار بود این تحریم‌ها با امضای توافقنامه آتش‌بس در سال 2022 پایان یابد اما با گذشت 4 سال از امضای این توافقنامه هنوز تحریم‌ها به‌قوت خود باقی است لذا ارتش و انصارالله مجبور شدند به‌منظور پایان دادن به این تحریم‌ها راهبرد محاصره مقابل محاصره در پیش گیرند. نیروهای مسلح یمن با بستن بندرهای غربی عربستان باعث شدند حدود 4 میلیون بشکه نفت که از «ینبع» صادر می‌شد، به یک میلیون بشکه کاهش پیدا کند، این موضوع به کمبود نفت در بازار جهانی دامن زد.

انصارالله بازیگر قوی ضدصهیونیستی

محمدی با توجه به پیشروی نظامی نیروهای مسلح یمن و مسلط شدن آنها بر سراسر ساحل غربی یمن و تنگه باب‌المندب گفت: هرچند این جنبش  ورود مستقیم به بازار نفت نداشت و تنگه باب‌المندب را نبست اما ریسک انتقال نفت از مسیر دریای سرخ را افزایش داد.

این تحلیلگر درباره تأثیر عملیات اخیر انصارالله یمن بر رژیم صهیونیستی گفت: این جنبش از بهار 1372 به‌عنوان یک بازیگر ضدرژیم اسرائیل عمل کرده و اکنون به یکی از بازیگران قوی ضدصهیونیستی تبدیل شده‌است، درحقیقت، هر چقدر انصارالله قوی‌تر شود، چالشی که برای رژیم اسرائیل ایجاد شده است، تقویت می‌شود، در اینجا باید گفت که رخداد‌های اخیر، قدرت چانه‌زنی انصارالله در تحولات یمن را بالا برد و این به‌معنای قدرتمندتر شدن جنبش انصارالله است. به‌طورکلی، تحولات هفته اخیر یمن باعث شد، محور مقاومت مقابل محور غربی، عبری و عربی تقویت و کارت‌های بازیش بیشتر بشود.

یکپارچه‌سازی جغرافیایی

محمدی در پاسخ به این سؤال که «این تحولات به چه سمت و سویی خواهد رفت؟» گفت: اگر منظور از سمت‌وسوی تحولات، یمن است، احتمالاً انصارالله به‌سمت یکپارچه‌سازی جغرافیای یمن شمالی پیش خواهد رفت. شما می‌دانید، یمن دو جغرافیای تاریخی دارد، قبل سال 1990 یمن دو بخش بود یمن شمالی و یمن جنوبی. اکنون چند تکه کوچک در یمن شمالی از کنترل انصارالله خارج است. شهر تعز، یک بخش‌هایی از منطقه الجوف، مأرب و یک بخش‌هایی از استان الحجه باقی مانده‌است. انصارالله بخش بزرگی از استان تعز را هفته گذشته آزاد کرد. اگر این جنبش بتواند جغرافیای تاریخی یمن شمالی را یکپارچه‌سازی کند، در این صورت به‌عنوان تنها بازیگر بخش شمالی در پرونده سیاسی یمن مطرح می‌شود.

وی افزود: در این حالت فقط بازیگران جنوبی یمن باقی می‌مانند. در چند ماه گذشته اختلافی که بین امارات و عربستان رخ داد و ریاض، امارات را از یمن اخراج کرد و شورای انتقالی جنوب به‌عنوان بزرگترین بازیگر در جنوب را منحل اعلام کرد. انحلال سیاسی یک حزب به‌معنای این نیست که جامع طرفدارانش از بین می‌روند الان بخش زیادی از طرفداران شورای انتقالی جنوب تمایل به همکاری با عربستان ندارند و این یک ظرفیت دیگری است که انصارالله به‌سمت استفاده از آن در پرونده بحران یمن حرکت کند.

حرکت به‌سمت توافق با قبائل جنوب

این کارشناس در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا منظور، جذب این افراد توسط انصارالله است، گفت: فضای یمن یک فضای قبیله‌ای است، به این معنا انصارالله یا هر بازیگر دیگری که بخواهد با منطقه‌ای وارد تعامل شود، باید با شیوخ قبائل آنجا مذاکره کند، هنگامی که توافقات قبیله‌ای انجام شد، اتحادها شکل خواهد گرفت.

وی ادامه داد: احتمالاً انصارالله به‌سمت توافق با شیوخ قبایل جنوب حرکت می‌کند تا بتواند ان‌شاءالله جنوب را بدون تنش با خودش همراه کند البته در شمال همین اتفاق افتاد. پیشروی‌های اخیر جنبش انصارالله نشان داد مناطق زیادی بدون تنش و درگیری آزاد شد. به‌محض اینکه نظامیان و مزدوران وابسته به عربستان عقب‌نشینی کردند، قبائل هیچ عکس‌العملی از خود نشان ندادند و این نمایانگر تمایل قبائل به همکاری با صنعاست.

عدم‌یکپارچگی مزدوران سعودی

وی با بیان اینکه نیروهای تحت کنترل عربستان یکپارچه نیستند، افزود: اینان به‌خلاف نیروهای تحت‌کنترل انصارالله که یکپارچه هستند و یک ارتش رسمی تشکیل می‌دهند، این‌چنین نیستند. در این نیروها سلفی‌ها، العمالقه، نیروهای سلفی تحت عنوان الدرع الاولی، نیروهای الدرع الوطنی، نیروهای قبایلی وابسته به ریاض و... حضور دارند، به‌طورکلی شاهد چندپارگی در نیروهای تحت کنترل عربستان هستیم، این نیروها بر بخش‌هایی از مناطق یمن سیطره دارند، آنها ممکن است به حمایت یکدیگر نیرو به دیگر مناطق اعزام کنند اما نیروهای اعزامی هیچ تعلق‌خاطری به آن منطقه ندارند و آنجا را متعلق به خودشان نمی‌دانند، این عدم‌اتحاد و چندگانگی در نیروهای وابسته به عربستان، شکست آنان را راحت‌تر می‌کند و این درحالی است که انصارالله هم‌اینک از لحاظ اقتصادی، امنیتی و سیاسی در شرایط بهتری قرار دارد و طرف مقابل هیچ چشم‌انداز روشنی ندارد که جانش را به خطر بیندازد و بخواهد از چیزی که نمی‌داند چیست و آیند‌ه‌ای ندارد دفاع کند، لذا شاهد فروپاشی نیروهای طرف مقابل هستیم.

این کارشناس درباره توافقنامه نظامی عربستان با ترکیه و پاکستان «پیمان مکه» و احتمال یارگیری ریاض در جنگ یمن گفت: از لحاظ تاریخی هرگاه عربستان احساس ضعف کند به‌سمت پیمان‌ها و ائتلاف‌ها حرکت می‌کند اما مسئله این است که در زمان کنونی این ائتلاف‌ها و پیمان‌ها نمی‌توانند ریاض را از مهلکه نجات دهند. در سال 2015 ما شاهد ائتلاف قوی‌تری از سوی عربستان بودیم، در این ائتلاف «طوفان صحرا» کشورهای بیشتری حضور داشتند، شرایط منطقه در آن زمان بیشتر به‌نفع عربستان بود، انصارالله مثل الآن این‌قدر قوی نبود و بازیگری شناخته‌شده نبود، در آن زمان ائتلاف مزبور نتوانست به ریاض کمک کند.

وی اضافه کرد: اکنون قدرت منطقه‌ای عربستان و غرب ضعیف‌تر شده است و آمریکا به‌عنوان حامی اصلی ریاض با چالش‌هایی متعدد روبه‌روست. ترکیه و پاکستان که پیمان مکه را امضاء کردند در جریان درگیری‌های یمن اعلام کردند؛ "این پیمان دفاعی است و ما ورود رسمی نخواهیم کرد."، به‌طورکلی، انصارالله بازیگری قویتر شده است و توان واردکردن ضربات دردناکی به عربستان دارد لذا به‌نظر نمی‌رسد پیمان مکه آن‌قدری که سروصدا کرده است، بتواند واقعیت میدانی را تغییر دهد.

بی‌فایده‌بودن حملات علیه یمن

این تحلیلگر در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه؛ «آمریکا و رژیم صهیونیستی که تمایل ندارند انصارالله در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب قدرتش افزایش پیدا کند، آیا ممکن است آنها علیه انصارالله دست به اقدام نظامی بزنند؟» گفت: اگر این اقدام نظامی به‌معنای حملات ایذایی باشد و برخی اهداف در یمن زیر ضرب برود، همان‌طوری که آمریکا و رژیم اسرائیل در گذشته برخی اهداف را در یمن بمباران کردند، این‌چنین اقداماتی بی‌فایده است.

وی تأکید کرد: اگر این گونه اقدامات نظامی آورده‌ای داشت در دوسال قبل نتیجه می‌‎داد اما چیزی که ممکن است مؤثر باشد پشتیبانی 100درصد هوایی است، یعنی جنگنده‌های آمریکایی، صهیونیستی و سعودی از عملیات‌های زمینی مزدوران ریاض 100درصدی پشتیبانی بکنند، این امر یک توان خیلی بالایی می‌خواهد که آمریکا به‌دلیل تنش با ایران دارای چنین توانمندی‌ای نیست، رژیم صهیونیستی هم به‌خاطر بعد جغرافیایی فاقد این توانایی است و چنانچه عربستان بخواهد پشتیبانی هوایی از مزدوران کند باید ضربات دردناک انصارالله را به جان بخرد، درمجموع، احتمال پشتیبانی هوایی از مزدوران سعودی وجود دارد اما هزینه آن زیاد است که بعید به‌نظر می‌رسد طرف مقابل حاضر باشد چنین هزینه‌ای را بپردازد.

سنگین‌شدن وزنه مقاومت

وی با اشاره به تسلط انصارالله بر تنگه باب‌المندب درباره تأثیرات منطقه‌ای آن گفت: این تسلط باعث شده است وزنه محور مقاومت سنگین‌تر شود. شما می‌دانید قبلاً در رسانه‌های غربی و غیرغربی اعلام می‌کردند؛ "مقاومت دیگر از بین رفته و ضعیف شده است."، اما تسلط یمنی‌ها بر تنگه باب‌‌‌المندب نشان داد مقاومت همچنان پابرجا و قوی است و هر روز ظرفیت واردکردن ضربات دردناک به طرف مقابل را دارد.

نکته دوم تثبت قدرت بر تنگه باب‌المندب است. شما می‌دانید محور مقاومت از 8 تنگه آبی مهم جهان 2 تنگه را در اختیار دارد و قدرت خودش را بر این دو تنگه تثبیت کرده‌ است، این موضوع در تعاملات آینده با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای برای مقاومت آورده دارد.

نکته سوم درباره تحولات منطقه است، ما در جنگ ایران و آمریکا بحث تنگه هرمز را داریم که فضا برای پیشروی یمن در تنگه باب‌المندب و تثبیت انصارالله بر سواحل غربی این کشور کارت ایران را برای مذاکرات با آمریکا قوی‌تر می‌کند، از این طرف (یمن) به همین شکل است، ایران به‌تازگی در مذاکرات اعلام کرده است؛ "برداشته شدن محاصره یمن یکی از شروط تهران است."، این تحولات نمایانگر قدرت محور مقاومت است، به‌هرحال، چنانچه در شرایط کنونی جنگ‌های منطقه به پایان برسد ما به‌صورت قدرتمندتر از تنش‌ها خارج شدیم و احتمالاً آینده‌ای روشن‌تر خواهد بود.

مشروعیت‌بخشی بین‌المللی

محمدی در پایان تصریح کرد: کنار جنگی که درحال پیشروی است و تحولات میدانی که انصارالله رقم می‌زند‌، ایران باید به‌سمت مشروعیت‌بخشی بین‌المللی به انصارالله حرکت کند و این جنبش توسط سایر کشورها به‌رسمیت شناخته شود. اگر هرگونه تحولات، پیشروی و تثبیت میدانی فاقد مشروعیت بین‌المللی باشد، انصارالله نمی‌تواند به‌عنوان بازیگر دولتی به‌رسمیت شناخته شود لذا ایران باید به‌سمت اقدامات برنامه‌ریزی‌شده برای به‌رسمیت شناختن دولت صنعا حرکت کند.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.