دقیق در استنباط، وفادار به نص
تبحر و تسلط کمنظیر در «علم رجال» و شناخت راویان حدیث، آیت الله شبیری را در جایگاهی منحصربهفرد قرار داد.
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی(ره) از مراجع تقلید و فقهای بزرگ معاصر و از برخی جهات بینظیر بود. از دوست دیرینه ایشان، آیتالله جعفر سبحانی، نقل شده است که: «ایشان در قم و نجف نظیر ندارد». ایشان در مقام استنباط احکام و فهم دین، بسیار «دقیق» و «وفادار به نص» بود؛ به همین سبب، نظرات او از «اصالت استناد» برخوردار بود. حتی در قنوت نماز و موارد دیگر فقط «دعاها و ذکرهای مأثور» را میخواند. تبحر و تسلط کمنظیر در «علم رجال» و شناخت راویان حدیث، وی را در جایگاهی منحصربهفرد قرار داده بود؛ بهگونهای که به خاطر آگاهی از جزئیات ریزِ رجال حدیث، برخی فضلا به شوخی میگفتند: ایشان حتی رنگ لباس زیر «زُراره» (راوی حدیث و از اصحاب امام صادق علیهالسلام) را هم میداند! ایشان «درس خارج اصول» نمیگفت، اما سالیان متمادی در دارالتلاوة حرم حضرت معصومه(س)، روبهروی مسجد اعظم به تدریسِ «درس خارج فقه» اشتغال داشتند. در دهه هشتاد شمسی، سالها از کلاسهای فقه ایشان بهرهمند شدم و از نزدیک شاهد نگاه نافذ و دقیق ایشان بودم. درس فقه ایشان، برخلاف روال متداول بسیاری از مدرسان، ویژگیهایی منحصربهفرد داشت؛ ایشان با نگاهی جامع، نکات «اصولی» و «تفسیری» ارزشمندی را متناسب با موضوع درس بیان میکرد. نظرات فقهای نجف و حتی نوشتههای فارسی را نیز مورد توجه قرار میداد و به جامعیت و غنای بحث میافزود. به یاد دارم در درس خارج «نکاح»، ایشان ضمن ستایش از قدرت تحلیل و تسلط شهید مطهری بر مسائل روز، با نگاهی نقادانه و دقیق، برخی روایاتِ مورد استناد ایشان را از نظر فنی، ضعیف قلمداد کردند. بیان ایشان، در عین صراحت و سادگی، کمی سنگین بود. از جمله شاگردان شناختهشدهای که در کلاسهای ایشان در دهه هشتاد حضور داشتند، میتوان به آقا سید حسن خمینی، آقای اشراقی (نوه دختری مرحوم امام)، آقا سید مصطفی و آقا سید مجتبی خامنهای اشاره کرد. ایشان بهندرت به مسائل سیاسی ورود میکرد و معتقد بود که سیاست امری تخصصی است و او در این باره تخصص ندارد. مورد احترام همه گرایشهای سیاسی بود. ایشان نماز بر پیکر مرحوم آیتالله منتظری را خواند و از احترام و جایگاه ویژهای نزد رهبر شهید انقلاب برخوردار بود. بسیار سادهزیست، زاهد، با تقوا، پارسا و بیحاشیه بود. از خانه تا محل تدریس را همیشه پیاده و اغلب تنها میآمد. در میان راه، بارها دیدم که به پرسشهای برخی افراد پاسخ میداد یا مشغول ذکر بود. از قدیم بسیاری از علما و فضلا، ایشان را با عنوان «آقا موسی» یاد میکردند؛ بسیار ساده و صمیمی. خود او نیز از بزرگان و علما با نامی ساده یاد میکرد؛ مثلاً وقتی نظرات امام راحل را در کلاس مطرح میکرد، با عنوان «مرحوم آقای خمینی» یاد میکرد. در اوایلِ شرکت در درس ایشان، از یاد کردنِ امام راحل با این عنوان ناراحت میشدم، چرا که ما بیش از دو دهه به عنوان «امام خمینی» عادت کرده بودیم؛ اما بعدها متوجه شدم که این کار از باب بیاعتنایی نیست، بلکه همه زندگی، گفتار و رفتارهای «آقا موسی» خاکی، ساده و زاهدانه است. حافظه بسیار شگفتانگیزی داشت. خاطرات شفاهی او در چند جلد با عنوان «جرعهای از دریا» ثبت شده است. بیان جزئیات ریز و بسیار مشابه از سالهای بسیار دور درباره شخصیتها، ویژگیها، کتابها و حوادث و تفکیک آنها، واقعاً حیرتانگیز است. رحمت و رضوان خدا بر آن فقیه بزرگ، وارسته و پارسا باد.