حمله به صیادان؛ وقتی دشمن غیرنظامیان را هدف میگیرد
شهادت 12 صیاد هرمزگانی، بار دیگر ادعای دشمن در پایبندی به موازین انسانی و قوانین حقوق بشری را زیر سؤال برد.
دفتر جزایر خلیج فارس، جنگ قاعده دارد؛ حتی در جنگ هم هر کسی را نمیتوان هدف قرار داد. یکی از ابتداییترین اصول حقوق بینالمللی بشردوستانه، اصل تفکیک میان رزمنده و غیرنظامی است؛ غیرنظامی نباید هدف حمله قرار گیرد و عملیات نظامی باید متوجه اهداف نظامی باشد. حالا در هرمزگان، 12 صیاد در نتیجه حملات دشمن آمریکایی شهید شدهاند؛ مردانی که شغلشان صیادی بوده و زندگیشان را از دریا میگذراندهاند.دشمن اگر با یک نیروی نظامی درگیر است، چرا باید هزینه این درگیری را از جیب صیادی بگیرد که برای صید راهی دریا شده است؟ چرا باید لنج صیادی که ابزار امرار معاش یک خانواده است، در معرض حمله قرار بگیرد؟ آمار اعلامشده از سوی مدیرکل شیلات هرمزگان، ابعاد این مسئله را بزرگتر میکند: 420 شناور صیادی آسیب دیده، 70 لنج بهطور کامل منهدم شده و 12 صیاد جان باختهاند. خسارت وارده به صیادان حدود 3 هزار و 500 میلیارد تومان اعلام شده و زیرساختهای شیلاتی نیز نزدیک به هزار میلیارد تومان خسارت دیدهاند. این اعداد در هرمزگان معنای خاصی دارند. شیلات بخشی از اقتصاد ساحلی استان است و در جزایری مانند قشم، زندگی گروهی از خانوادهها مستقیم و غیرمستقیم به فعالیتهای صیادی وابسته است. لنجی که منهدم میشود فقط یک شناور از بینرفته نیست؛ سرمایهای است که دیگر به دریا نمیرود و درآمدی است که از یک خانواده و زنجیرهای از مشاغل وابسته به صید حذف میشود. اما ماجرا به انسان و اقتصاد هم ختم نمیشود.اگر حمله به شناورها یا نفتکشها موجب انتشار نفت در دریا شود، آسیب آن میتواند به محیط زیست نیز برسد که همین داستان هم پیش آمده است. حقوق بشردوستانه برای محیط زیست در جریان مخاصمات نیز محدودیتهایی در نظر گرفته و محیط زیست را از اشیای غیرنظامی قابل حمایت میداند. برای قشم و دیگر جزایر هرمزگان، این مسئله کوچک نیست. صیادی به سلامت اکوسیستم دریایی وابسته است. آلودگی نفتی میتواند به آبزیان و زیستگاههای دریایی آسیب بزند و در نهایت همان جامعهای را متضرر کند که پیش از این، صیادانش جان باخته یا شناورهایش را از دست دادهاند. به این ترتیب، یک زنجیره شکل میگیرد: صیاد شهید میشود، لنج منهدم میشود، سرمایه یک خانواده از بین میرود و دریا نیز در معرض آسیب قرار میگیرد.این دیگر صرفاً روایت یک درگیری نظامی نیست؛ روایت هزینهای است که بر دوش غیرنظامیانی گذاشته شده که قرار نبوده طرف جنگ باشند. نامردی دشمن دقیقاً همینجاست؛ وقتی مدعی نبرد با یک کشور است اما صیادی را که سلاحی جز تور ماهیگیری ندارد، هم از گزند حملات در امان نمیگذارد. حتی اگر کسی بخواهد از کنار مفهوم «نامردی» بگذرد، نمیتواند بهآسانی از کنار اصل تفکیک در حقوق جنگ عبور کند؛ غیرنظامی، غیرنظامی است و هدف نظامی محسوب نمیشود. اکنون باید پرسید اگر دشمن مدعی رعایت قواعد جنگ است، پاسخ 12 خانوادهای که صیادان خود را از دست دادهاند چیست؟ پاسخ خانوادههایی که سرمایهشان در قالب لنج و قایق از بین رفته چیست؟ و پاسخ دریایی که از آثار حملات و آلودگیهای نفتی آسیب دیده، چیست؟.جنگ شاید روزی تمام شود، اما پرونده این خسارتها تمامشدنی نیست. 12 صیاد دیگر به خانه برنمیگردند و خانوادههایشان برای همیشه داغدار عزیزانشان هستند؛ حال باید پرسید دشمنی که حتی برای صیاد بیسلاح و دریای بیدفاع هم حریمی قائل نیست، چگونه میتواند مدعی پایبندی به ارزشهای انسانی و دفاع از حقوق بشر باشد؟ یادداشت از عبدالرحیم رضوانی فعال رسانهای