تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار مهم, بین الملل, سیاست
شماره : 159616
تاریخ : 5 آبان, 1405 :: 15:33
فرار اسلام‌آباد از بحران‌های داخلی به سوی ناامن‌سازی منطقه‌ای اسلام‌آباد با حمایت از گروه‌های مخالف کابل، بحران‌های داخلی خود را به تهدیدی برای امنیت منطقه تبدیل می‌کند.

 اگر به چند دهه اخیر نگاهی بیندازیم، به‌روشنی می‌بینیم که بازی با کارت گروه‌های نیابتی و استفاده از شبه‌نظامیان غیردولتی، راهبرد کهنه و آزموده‌ای در سیاست خارجی اسلام‌آباد بوده است. از دوران جنگ شوروی در افغانستان در دهه هشتاد میلادی که پاکستان به مرکز اصلی تجهیز و هدایت مجاهدین تبدیل شد تا امروز، ارتش و نهادهای اطلاعاتی این کشور همواره کوشیده‌اند تحولات همسایگان خود را با ابزارهای امنیتی و غیررسمی مدیریت کنند. اما گزارش‌های افشاگرانه اخیر نیویورک‌تایمز مبنی بر دیدارهای محرمانه مقامات اطلاعاتی پاکستان با سران گروه‌های مسلح مخالف کابل، نشان می‌دهد که دستگاه تصمیم‌گیری در اسلام‌آباد بار دیگر به سراغ همان نسخه قدیمی و شکست‌خورده رفته است.

این رویکرد تازه در شرایطی اتخاذ می‌شود که هشدار کارشناسانی چون ابراهیم بحیث از گروه بین‌المللی بحران و حتی زلمی خلیلزاد، از شکل‌گیری یک تقابل نیابتی خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی خبر می‌دهد. سوال اصلی این است که چرا اسلام‌آباد در ماه‌های اخیر (1405) دوباره به تسلیح و تقویت مخالفان کابل روی آورده است؟ پاسخ را باید در ناکامی‌های ساختاری و بحران‌های عمیق داخلی خود پاکستان جستجو کرد.

پاکستان امروز در داخل خاک خود با موج‌های بی‌سابقه‌ای از ناامنی مواجه است. افزایش حملات مرگبار تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی) در ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان و کشته شدن بیش از هفتصد غیرنظامی در ماه‌های اخیر، نشان‌دهنده بن‌بست شدید امنیتی برای ارتش این کشور است. در چنین وضعیتی، مقامات ارشد اسلام‌آباد به‌جای ریشه‌یابی چالش‌های داخلی و تمرکز بر مسئولیت‌های امنیتی خود، ساده‌ترین راه یعنی فرافکنی و مقصر دانستن همسایگان را انتخاب کرده‌اند. همان‌طور که «ذبیح‌الله مجاهد»، سخنگوی حکومت طالبان اشاره کرد، متهم ساختن همسایگان و هدر دادن منابع مالی در پروژه‌های ناامن‌سازی، تنها نوعی فرار از مسئولیت برای فریب افکار عمومی و منحرف کردن ذهن‌ها از ضعف‌های اساسی ساختار امنیتی پاکستان است.

اما نکته بسیار مهم و مغفول‌مانده در این میان، سنجش میزان عقلانیت این استراتژی است. آیا مخالفان مسلحی که پاکستان امروز دست روی آن‌ها گذاشته، اصولاً توان، وجاهت و ظرفیت لازم برای اداره افغانستان یا ایجاد یک بدیل سیاسی واقعی را دارند؟

نگاهی واقع‌بینانه به جغرافیای سیاسی افغانستان نشان می‌دهد که این گروه‌های پراکنده، فرسنگ‌ها با داشتن یک تشکیلات منسجم برای کشورداری فاصله دارند. در نتیجه، هدف واقعی ارتش پاکستان از بازی با این کارت‌ها، هرگز «جایگزین‌سازی» یا ایجاد ثبات در افغانستان نیست؛ بلکه صرفاً تلاش برای ایجاد انارشی کنترل‌شده، باج‌گیری دیپلماتیک و فشار بر کابل است.

ناامنی مرزهای ایران و ادعای میانجی‌گری

اما ابعاد خطیر این سیاست، محدود به خط دیورند باقی نمی‌ماند و مستقیم امنیت دیگر همسایگان، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران را نشانه می‌رود. سال‌هاست که ایالت بلوچستان پاکستان به حیاط‌خلوتی امن برای گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلبی نظیر «جیش‌الظلم» تبدیل شده است؛ گروه‌هایی که با بهره‌برداری از ضعف یا چشم‌پوشی ارتش و نهادهای امنیتی پاکستان، در خاک این کشور پناهگاه و عقبه عملیاتی یافته‌اند و هر از گاهی با عبور از مرز، دست به جنایت و ترور در استان سیستان و بلوچستان ایران می‌زنند. فعال‌سازی مجدد جبهه‌های نیابتی و ایجاد سیالیت امنیتی در مرزهای افغان-پاک توسط اسلام‌آباد، فضا را برای تنفس و تحرک بیشتر این گروه‌های تروریستی در جدار مرزی ایران ناامن‌تر می‌کند.

تناقض رفتار دیپلماتیک اسلام‌آباد زمانی عمیق‌تر می‌شود که آن را در کنار مانورهای بین‌المللی این کشور بگذاریم؛ پاکستان در حالی که با برجسته‌سازی نقش میانجی‌گری میان ایران و آمریکا یا مانور بر پیمان‌هایی چون پیمان مکه می‌کوشد چهره یک بازیگر ثبات‌ساز و مسئولیت‌پذیر جهانی را به نمایش بگذارد، در عمل با ناامن‌سازی مرزهای شرقی ایران و افغانستان و بازی با کارت گروه‌های مسلح، رویکردی سراسر دوگانه و غیرقابل‌اعتماد پیش گرفته است.

بازی در جبهه‌های متعدد ناامن‌سازی از یک‌سو تسلیح مخالفان کابل و از سوی دیگر انفعال یا بهره‌برداری از گروه‌های تروریستی در مرز ایران، ثابت می‌کند که اسلام‌آباد در حال تسریع یک آتش‌افروزی فرامرزی است. این ماجراجویی‌های امنیتی، تمام تلاش‌ها و میانجی‌گری‌های منطقه‌ای از نشست‌های پکن تا اجلاس‌های مسکو را کاملاً خنثی کرده و شریان‌های حیاتی ترانزیتی مانند چابهار را با ریسک‌های سنگین مواجه می‌سازد.

با این حال، رویکرد تازه اسلام‌آباد تکرار یک اشتباه تاریخی است. تجربه چند دهه گذشته اثبات کرده که آتش بازی‌های نیابتی و پناه دادن به گروه‌های مسلح در خانه همسایه، دیر یا زود به دامن خود پاکستان برمی‌گردد.

اسلام‌آباد باید بداند که مفهوم «عمق استراتژیک» دیگر با تسلیح گروه‌های مسلح به دست نمی‌آید و راه خروج از بحران‌های عمیق داخلی، فرار به جلوی امنیتی و ناامن‌سازی مرزهای همسایگان نیست؛ بلکه پذیرش واقعیت‌های موجود، مسئولیت‌پذیری در مرزها و بازگشت صادقانه به مسیر دیپلماسی است.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.