تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار مهم, خبر برتر, سیاست
شماره : 159783
تاریخ : 7 آبان, 1405 :: 12:25
مسعود شست‌چیِ سیاست؛ تراژدی مردی که در نقش رئیس‌جمهور، اشتباه گرفته شده! در شرایط فعلی، برکناری یا تغییر رئیس‌جمهور به دلیل شرایط جنگی، شاید منطقی یا ممکن نباشد. اما تنها راه نجات برای اینکه ایران از «بی‌دانشی سیاسی» نفر اول اجرایی ضربه نخورد، این است که آقای پزشکیان توسط حلقه‌ای از «سیاستمداران حرفه‌ای، وطن‌پرست و با تجربه» محاصره شود.

گروه سیاسی عصرقانون: در سریال معروف «مرد هزار چهره»، کاراکتری به نام «مسعود شست‌چی» است که در هر قسمت با شخصیتی دیگر اشتباه گرفته می‌شد. او ابتدا سعی می‌کرد با جریان پیش رفته هم‌راستا شود و نقش را بازی کند، اما در نهایت معلوم می‌شد که او اصلاً آن آدم نیست و فقط در آن موقعیت «اشتباه گرفته شده است». امروز، بسیاری از تحلیل‌گران و مردم ایران، با نگاهی کنایه‌آمیز، آقای پزشکیان را «مسعود شست‌چیِ سیاست ایران» می‌نامند؛ کسی که شاید در جایگاه رئیس‌جمهوری در حساس‌ترین برهه‌ی تاریخ معاصر، اشتباه گرفته شده است. تضاد میان «انسان خوب» و «سیاستمدار زبده»
بیایید صادق باشیم؛ هیچ‌کس منکر این نیست که آقای پزشکیان انسانی شریف، دل‌پاک، مهربان و شخصا به دور از فسادهای مالی است. او احتمالاً یکی از صادق‌ترین چهره‌هایی است که در سال‌های اخیر بر کرسی ریاست نشسته است. اما نکته‌ی تکان‌دهنده اینجاست: در دنیای سیاست، به‌ویژه در خاورمیانه، «آدم خوب بودن» به تنهایی یک «ویژگی» نیست، بلکه اگر با «تدبیر و ذکاوت» همراه نباشد، می‌تواند یک «نقطه ضعف» باشد. آقای پزشکیان شاید در بهترین حالت، یک پدر دلسوز، یک شهروند نمونه، یک رئیس اداره‌ی مهربان یا حتی یک راننده تاکسی شریف می‌بود که هر کسی با او برخورد می‌کرد، از پاکی قلبش شگفت‌زده می‌شد. اما ریاست جمهوری در کشوری که با تهدیدات موجودیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی روبروست و در حالی که خون فرزندان میناب هنوز گرم است، جایگاه «آدم خوب بودن» نیست؛ اینجا جایگاه «سیاستمدار زبده» است. پالس ضعف در عصر جنگ موجودیتی*
در هفت-هشت ماه اخیر که ایران در یک جنگ واقعی (دریایی، هوایی و سایه‌ای) قرار داشته، رفتار رئیس‌جمهور، تضاد عجیبی با واقعیت‌های میدانی داشته است. از عذرخواهی از همسایگانی که خاکشان سکوی پرتاب موشک‌های دشمن بود، تا لبخندهای عریض در دیدارهای دیپلماتیک با کسانی که در محاصره ایران نقش داشتند.
وقتی ترامپ و نتانیاهو از «نابودی ایران» سخن می‌گویند و رئیس‌جمهور در توییتر می‌نویسد «خاک می‌خوریم خاک نمی‌دهیم»، این واژه‌ها برای دشمن بازدارندگی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه به عنوان «پالس ضعف» تعبیر می‌شود. دشمن نمی‌خواهد بداند ما چقدر وطن‌پرست هستیم، بلکه می‌خواهد بداند آیا کسی در رأس قوه مجریه است که بتواند هزینه حمله را برای آن‌ها به گونه‌ای تعریف کند که جرأت دست انداختن خاک ایران را نداشته باشند.
*خطر «بی‌دانشی سیاسی» در برهه‌ی حساس
اینکه یک رئیس‌جمهور در دوران جنگ، دیپلماسی را با «لبخند زدن به متجاوز» یا «توییت‌های احساسی» اشتباه بگیرد، نشان‌دهنده یک خلأ عمیق در مهارت‌های سیاسی است. این رفتارها باعث می‌شود دشمن تصور کند ایرانی‌ها ترسان هستند و دولت فعلی، تنها به دنبال جلب رضایت کشورهای منطقه است، حتی به قیمت نادیده گرفتن توهین‌ها و جنایات آن‌ها. راهکار؛ محاصره رئیس‌جمهور با عقل‌ها
در شرایط فعلی، برکناری یا تغییر رئیس‌جمهور به دلیل شرایط جنگی، شاید منطقی یا ممکن نباشد. اما تنها راه نجات برای اینکه ایران از «بی‌دانشی سیاسی» نفر اول اجرایی ضربه نخورد، این است که آقای پزشکیان توسط حلقه‌ای از «سیاستمداران حرفه‌ای، وطن‌پرست و با تجربه» محاصره شود. ایران به معاونان اجرایی نیاز ندارد که در سفارت‌ها کیک ببُرند و سوتی‌های استراتژیک بدهند؛ ایران به مشاورانی نیاز دارد که به جای «خوش‌دلی»، «بصیرت» داشته باشند و بتوانند دست و پای رئیس‌جمهوری را که در سیاست «اشتباه گرفته شده است»، طوری مدیریت کنند که حداقل آسیب ممکن به منافع ملی وارد شود. مسعود شست‌چی در سریال، در نهایت با خنده‌ای تلخ می‌گفت که «من آن آدم نیستم». امیدواریم در واقعیت، تاریخ ایران با خنده‌ای تلخ نگوید که در حساس‌ترین روزهای جنگ، کسی را در جایگاه رئیس‌جمهور داشتیم که فقط «آدم خوبی بود»، اما «سیاستمدار نبود»
 ️️️️️️️️️️️️️

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.