تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار مهم, بین الملل, سیاست
شماره : 160114
تاریخ : 11 آبان, 1405 :: 15:43
هرج و مرج خلاق و میراث شوم آمریکا در عراق با طنزی به نام دموکراسی! هرج و مرج عراق بعد از حمله و اشغالگری آمریکا درسی برای کسانی است که شعار «دموکراسی» را باور می‌کنند.

پایان حضور نظامی آمریکا در عراق بعد از سه دهه جنگ، اشغالگری و خرابکاری در این کشور در حالی رقم خورد که میراث امپریالیسم باقی مانده از ایالات متحده برای عراقی‌ها هنوز هم یادآور توحش اشغالگران آمریکایی است که تاثیر آن را در همه ابعاد زندگی خود حساس می‌کنند. با وجود اینکه اشغالگران آمریکایی به شکل رسمی به حضور نظامی خود در عراق پایان داده‌اند، اما بسیاری از اسرار جنگ وحشیانه علیه این کشور که یک نسل کشی تمام عیار بود، ناشناخته مانده و هر از گاهی ابعاد جدیدی از آن فاش می‌شود. در این زمینه مرکز مطالعاتی الجزیره در مقاله‌ای تحت عنوان «حمله آمریکا به عراق و توهم دموکراسی» نوشت: سقوط بغداد به دست ارتش آمریکا در 20 مارس 2003، یادآور سقوط آن به دست مغول‌ها در سال 1258 بود. با حمله مغول‌ها، خلافت عباسی فروپاشید و بغداد، با میراث غنی فکری و فرهنگی‌اش، ویران شد. کتابخانه بیت‌الحکمه به آتش کشیده شد و بزرگترین شهر اسلامی زمان خود سقوط کرد. در اینجا، گفته کارل مارکس، فیلسوف برجسته آلمانی را به یاد می‌آوریم: "تاریخ تکرار می‌شود، ابتدا به صورت تراژدی، سپس به صورت مضحکه". در واقع آنچه که در حمله آمریکا به عراق اتفاق افتاد جوهره مضحکه بود، زیرا این حمله از طریق سیاست "هرج و مرج خلاق" انجام شد که به جای دستیابی به ثبات، اختلافات را عمیق‌تر کرد. بهانه بی اساس آمریکا برای حمله به عراق از همان ابتدا، حمله آمریکا به عراق بر اساس بهانه‌های واهی، به ویژه این ادعا که رژیم دیکتاتوری صدام، سلاح‌های کشتار جمعی در اختیار دارد و تهدیدی برای امنیت بین‌المللی است، صورت گرفت. در اکتبر 2002، کنگره ایالات متحده، علیرغم فقدان هرگونه شواهد واقعی برای تأیید این ادعاها، استفاده از نیروی نظامی علیه عراق را مجاز دانست. بعداً، تحقیقات ثابت کرد که دولت جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا به اطلاعات ناقص تکیه کرده و می‌دانسته است که رژیم عراق دو سال قبل از حمله قادر به توسعه سلاح‌های ممنوعه نیست. این ما را به فلسفه جنگ فروید می‌رساند، جایی که او استدلال می‌کند که تمایل به جنگ ناشی از نیاز به اهریمن جلوه دادن دیگری و به تصویر کشیدن آنها به عنوان غیرانسانی برای توجیه تجاوز علیه آنهاست. دموکراسی به روش آمریکا با نسل‌کشی بر همین اساس دولت وقت آمریکا، از طریق گفتمان رسانه‌ای خود، عراق را به عنوان بخشی از "محور شرارت" معرفی کرد و از همان تاکتیک‌های سنتی شرق‌شناسانه‌ای استفاده کرد که مردم جنوب جهان را عقب‌مانده و نیازمند "نجات" توسط قدرت‌های غربی که ادعای رهبری جهان آزاد را دارند، به تصویر می‌کشید. برجسته‌ترین توجیهی که ایالات متحده برای حمله به عراق ارائه داد، ترویج دموکراسی و صلح در خاورمیانه بود. اما این "دموکراسی" ادعایی به قیمت بیش از یک میلیون کشته و زخمی به دست آمد و کشوری را به وجود آورد که در هرج و مرج فرقه‌ای و سیاسی فرو رفته بود. این ما را به تاریخ قدرت‌های استعماری بازمی‌گرداند، که همیشه از شعارهایی مانند گسترش تمدن، دستیابی به توسعه، آموزش اصول لیبرالیسم به "مردم غیر سفیدپوست" و نجات آنها از چنگال عقب‌ماندگی استفاده کرده‌اند؛ در حالی که اهداف واقعی آنها غارت منابع، تحکیم هژمونی و تجزیه بیشتر مناطق از قبل تجزیه‌شده بود تا "خاورمیانه جدید" را که اسرائیل رویای آن را در سر می‌پروراند، تاسیس کنند. بنابراین، جنگ صرفاً یک ابزار سیاسی نیست؛ بلکه اساساً بخش جدایی‌ناپذیری از سیستم سرمایه‌داری امپریالیستی است که به جنگ‌افروزی به عنوان وسیله‌ای برای تضمین سلطه اقتصادی و سیاسی متکی است. امپریالیسم بشردوستانه: وقتی حقوق بشر بهانه‌ای برای تهاجم می‌شود! در جهان امروز بسیار دشوار است که ببینیم سیستم بین‌المللی به قدرتمندان اجازه می‌دهد از مجازات فرار کنند، حتی زمانی که جنایاتشان ثابت شده است، مانند مورد تهاجم آمریکا به عراق. این واقعیت نشان می‌دهد که چگونه ایالات متحده از نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد و شورای امنیت برای توجیه اشغال کشورها و ترسیم مجدد نقشه جهان بر اساس منافع خود سوءاستفاده کرده است. غرب که جهان را به دو منطقه تقسیم می‌کند - یکی زیر چتر قانون و صلح، و دیگری غرق در هرج و مرج و جنگ - قوانین خود را بر دیگران تحمیل می‌کند در حالی که خود و متحدانش را معاف از عمل به هر قانونی می‌کند. از طریق این استاندارد دوگانه، تحریم‌هایی بر کشورهایی مانند عراق و ایران و هر کسی که سعی در رد مدل غربی داشته باشد، اعمال می‌شود، در حالی که اسرائیل با وجود داشتن زرادخانه عظیم سلاح‌های کشتار جمعی و امتناع از ورود هرگونه بازرس بین‌المللی به تأسیسات خود، از انواع حمایت‌ها برخوردار می‌شود. بر این اساس، جنگ صرفاً یک ابزار سیاسی نیست؛ بلکه اساساً بخش جدایی‌ناپذیری از سیستم سرمایه‌داری امپریالیستی است که به جنگ‌افروزی به عنوان وسیله‌ای برای تضمین سلطه اقتصادی و سیاسی متکی است. بعد از جنگ ویرانگر آمریکا علیه عراق و اشغال این کشور در نزدیک به سه دهه، عراق که زمانی کشوری با صنایع سنگین پیشرفته در منطقه بود، به کشوری تبدیل شده است که عملاً هیچ چیزی تولید نمی‌کند. آیا قابل تصور است که عراق، سرزمین دجله و فرات، با ثروت عظیم نفت، از خارج انرژی وارد کند و همواره از کمبود آب و برق رنج ببرد؟ طنز دموکراسی، ابزاری برای سلطه‌گری آمریکا صحبت واشنگتن از گسترش دموکراسی در منطقه ، با توجه به اینکه ایالات متحده برای دهه‌ها از سرکوبگرترین و فاسدترین رژیم‌ها در جهان عرب و فراتر از آن، مانند رژیم شاه در ایران و رژیم‌های عربی دیکتاتوری حمایت کرده است، بیشتر شبیه یک شوخی تلخ به نظر می‌رسد. بنابراین چگونه می‌توان لفاظی‌های آمریکا در مورد دموکراسی را باور کرد، در حالی که سایر متحدانش در منطقه عرب اساساً چیزی به نام دموکراسی نمی‌شناسند و همه آنها به شکل دیکتاتوری اداره می‌شوند؟ آمریکا اگر واقعاً در مورد قصد خود برای گسترش دموکراسی در منطقه صادق است، چرا کاری برای دموکراسی در این کشورهای عربی که نظر مردم درباره ساختار حکومت هیچ اهمیتی ندارد، انجام نمی‌دهد؟ کاملاً روشن است که گسترش دموکراسی هرگز یک هدف واقعی نبوده، بلکه صرفاً وسیله‌ای برای تغییر شکل منطقه به منظور خدمت به منافع آمریکا و غرب بوده است. همانطور که توماس بارنت، تحلیلگر استراتژیک، در کتاب خود با عنوان «نقشه جدید پنتاگون: جنگ و صلح در قرن بیست و یکم» توضیح داده است: «نقش اصلی و نهایی امپراتوری آمریکا اصول دموکراتیک یا حقوق بشر نیست، بلکه تحمیل جهانی شدن سرمایه‌داری است، حتی اگر مستلزم توسل به جنگ باشد». در اینجا حقوق بشر دیگر یک اصل نیست، بلکه به ابزاری برای برچیدن و تغییر شکل دولت‌ها برای خدمت به نظام سرمایه‌داری جهانی تبدیل می‌شود. بر این اساس وقتی قدرت‌های امپریالیستی می‌خواهند در کشوری مداخله کنند، از شعارهایی مانند حقوق زنان، حقوق همجنسگرایان، حفاظت از محیط زیست و سایر بهانه‌های مضحک و واهی استفاده می‌کنند، اما حقوق میلیون‌ها کشته شده در جنگ‌هایی که خود شعله‌ور کرده‌اند را کاملاً نادیده می‌گیرند! این دقیقاً همان چیزی است که در حمله آمریکا به عراق اتفاق افتاد. واشنگتن در حالی که به ملت این کشور و جامعه بین‌المللی وعده داده بود حاکمیت قانون را در عراق برقرار خواهد کرد، نه تنها این کار را انجام نداد؛ بلکه این کشور را در ورطه‌ای از هرج و مرج فرو برد که هنوز هم آثار آن بعد از نزدیک به 3 دهه باقی مانده است. هرج و مرج خلاق آمریکا در عراق دکتر سعید الحسین عبدالی، یکی از برجسته‌ترین محققانی که به مفهوم «هرج و مرج خلاق» پرداخته است، می‌گوید: «برای آمریکا و غرب، دموکراسی هم هدف و هم وسیله است و وقتی صحبت از سیاست‌های استعماری و اقتدارگرایانه آنها می‌شود، دموکراسی به ابزاری برای دستیابی به برنامه‌های توسعه‌طلبانه تبدیل می‌گردد». بنابراین نتیجه جنگی که آمریکا علیه عراق به راه انداخت، از هم پاشیده شدن مفهوم حاکمیت و فروریختن توان‌های سیاسی و اقتصادی در این کشور بود. هرج و مرج ناشی از حمله و اشغالگری آمریکا در عراق این کشور را به بستر مناسبی برای خشونت و ناامنی و فرقه گرایی تبدیل کرد. این وضعیت، عراق را به الگویی از یک دولت ضعیف تبدیل کرد که در برابر مداخلات و خطرات خارجی به شدت آسیب پذیر شد که نمونه بارز آن ظهور تروریسم به سرکردگی داعش در این کشور بود که آن هم تحت هدایت آمریکا انجام شد. البته اتفاقی که بعد از حمله آمریکا برای عراق رخ داد، یک نتیجه تصادفی نبود، بلکه یک فرآیند سیستماتیک و برنامه‌ریزی شده برای تغییر شکل جامعه این کشور بود تا آن را از ساختن یک دولت مستقل ناتوان کند؛ به طوری که عراق همچنان تحت نفوذ خارجی باقی بماند، فاقد استقلال در تصمیم‌گیری باشد و در درگیری‌های داخلی فرو برود و به این ترتیب از هرگونه پروژه توسعه واقعی دور بماند. درسی که جنگ عراق درباره دموکراسی دروغین آمریکا به جهان داد تهاجم به عراق ثابت کرد که هر جنگ امپریالیستی جنایتی است که در پوشش شعارهای حقوق بشری پنهان شده است. جنگ‌ها صرفاً پیامد اجتناب‌ناپذیر تضاد طبقاتی در درون نظام سرمایه‌داری هستند، جایی که قدرت‌های بزرگ وقتی در تأمین منافع خود از طریق روش‌های مسالمت‌آمیز شکست می‌خورند، به خشونت متوسل می‌شوند. بنابراین، تهاجم آمریکا به عراق، گامی به سوی دموکراسی نبود، بلکه گامی به سوی هرج و مرج بود، نمونه‌ای آشکار از چگونگی استفاده از لیبرالیسم و ​​مدرنیته به عنوان ابزار استعمار. نتیجه‌ای که می‌توان در اینجا حاصل کرد آن است که دموکراسی ادعایی آمریکا و غرب، صرفاً یک ابزار برای سلطه بر کشورهای دیگر به ویژه کشورهای جهان سوم است و تجربه عراق باید درسی برای همه ملت‌ها باشد تا شعارهای واهی «تمدن» و «پیشرفت» آمریکا و غرب را باور نکنند.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای خبرگزاری عصر قانون محفوظ می باشد.