چرا نماینده ویژه در امور چین ناموفق بوده است؟
باگذشت ۵ ماه از انتصاب، عملکرد قالیباف نتیجه ملموسی را نشان نمیدهد. در صورتی که همین وضعیت تداوم داشته باشد به نظر نمیرسد او فراتر از عنوان، دستاوردی در روابط با چین داشته باشد. در این وضعیت به نظر میرسد آنچه میتواند ابتکاری پیرامون آن برای ارتقاء روابط ایجاد کرد همکاری ذیل پروژه تابآوری در جنگ با آمریکاست که در آن منافع راهبردی دو کشور همسو میشود.
موضوع روابط با چین امروز نهتنها یک مسئله مهم و حیاتی برای ایران بلکه یکی از مسائل اساسی سیاست خارجی تقریباً همه کشورهاست. در ایران این مسئله تبدیل به موضوعی پیچیده شده است. در حالی که انتظار میرفت معرفی نماینده ویژه از سوی ایران تحولی در این زمینه ایجاد کند اما این اتفاق هنوز رخ نداده است. سطوح روابط ارتقاء روابط ایران و چین را میتوان در دو سطح دنبال کرد. سطح اول، همکاری حداقلی متمرکز بر خرید نفت و تأمین مالی توسط چین است. در کنار این سطح، ایران نیازمند در اولویت گذاشتن نگاه و رویکرد توسعهای به روابط با پکن است. اما عبور به این سطح نیازمند حل یکی از بنیادترین ریشههای وضعیت موجود یعنی بحران اعتماد متقابل است. بحران اعتماد در ایران یک نگاه این است که تا زمانی که ایران مسئله خود با آمریکا را حل نکند چین با ایران همکاری قابلتوجه نخواهد داشت. در مقابل در چین نیز این دیدگاه وجود دارد که ایران چین را فقط شریک دوره تحریم و فشار میبیند. در همین فضا، اتفاقات پس از امضای برجام اعتماد دو کشور به یکدیگر را به سطح بحرانی رساند. تلاش برای بازگرداندن اعتماد ایران برای رفع این سوء اعتماد دو اقدام را در دستور کار قرار داد: 1- توافق ۲۵ ساله مهمترین اقدام در این راستا پیگیری توافق ۲۵ ساله در سال ۲۰۲۱ است که زمزمههای آن در سال ۲۰۱۶ مطرح شده بود. این وضعیت میتوانست به چین این اطمینان را بدهد که نیت و اولویت ایران، گذار از روابط مقطعی و شکلدهی به روابط راهبردی با پکن است.2-معرفی نماینده ویژه اقدام دیگر ایران برای رفع بحران اعتماد معرفی نماینده ویژه در امور چین بود تا نشان دهد که نگاه ایران به روابط با چین یک نگاه حاکمیتی است و نه دولتی که با تغییر دولتها متزلزل شود. بااینحال هنوز روابط ایران و چین تحول محسوسی را تجربه نکرده و اکنون قالیباف به عنوان نماینده ویژه سوم نیز موفقیتی در ایجاد تحول قابلتوجه در روابط با چین نداشته است. چالشهای نماینده ویژه دلایل متعددی را میتوان برای این عدم موفقیت برشمرد: 1- فقدان ابتکار عمل نماینده ویژه و تیم او تاکنون فاقد ابتکار عملی برای ارتقای روابط با چین بودهاند؛ به ویژه که وضعیت جنگ و محاصره شرایط متفاوتی را برای پیشبرد امور میطلبد. 2- رویه فعالیت رویه فعالیت نماینده ویژه عمدتاً شامل هماهنگسازی دستگاههای داخلی، نه تنها به هیچ اقدام عملیاتی تبدیل نشده بلکه این برداشت را به طرف چینی منتقل میکند که همچنان جریان امور در ایران از پایین به بالا است و دیوانسالاری بر ضرورتهای راهبردی غلبه دارد. 3- جایگاه ساختاری نماینده ویژه چالش دیگر کنشگری نماینده ویژه، مشخص نبودن نسبت آن با سه رکن مهم نظام یعنی رهبری، دولت و نیروهای مسلح است. در این خصوص هنوز نسبت نماینده ویژه با سازوکار عالی روابط در دولت مشخص نیست. نزدیکی قالیباف به جریان غالب نیروهای مسلح مورد تردید است و در نهایت موضع مقام معظم رهبری در خصوص تفاهمنامه احتمالاً جایگاه او را در نگاه چینیها تضعیف کرده است. 4-نقش قالیباف در مذاکره با آمریکا قالیباف بهصورت همزمان هم رئیس هیئت مذاکرهکننده با آمریکا و هم مسئول پیگیری ارتقای روابط با چین است. تمرکز بر مذاکرات با آمریکا و عدم پرداختن به امور چین از سوی نماینده ویژه در این مدت، این برداشت را ایجاد میکند که اولویت راهبردی ایران رفع اختلاف با آمریکاست و روابط با چین اولویت ثانویه است. 5-کاستیها و موانع در طرف چینی به طور کلی نااطیمنانی از آینده ایران، چین را در مسیر ارتقاء روابط محتاط ساخته است. طرف چینی در بعد روابط با آمریکا به دنبال چالش ساختاری با آمریکا نیست. از طرف دیگر در سطح امنیتی به دنبال ایجاد ناموازنه بین شمال و جنوب خلیج فارس به نفع هیچ طرفی نیست و به نظر نمی رسد مایل به ارتقای روابط راهبردی با ایران بهصورت علنی باشد. 6- محدودیتهای ناشی از جنگ وضعیت جنگی و محاصره دریایی توسط آمریکا، خود یکی از چالشهای عمده است که مانع تسریع گامهای عملیاتی متناظر بر ارتقای روابط دو کشور میشود؛ چرا که این شرایط برخی موانع عینی مانع محاصره دریایی ایجاد کرده که حل آنها خارج از اراده دو طرف است. باگذشت ۵ ماه از انتصاب، عملکرد قالیباف نتیجه ملموسی را نشان نمیدهد. در صورتی که همین وضعیت تداوم داشته باشد به نظر نمیرسد او فراتر از عنوان، دستاوردی در روابط با چین داشته باشد. در این وضعیت به نظر میرسد آنچه میتواند ابتکاری پیرامون آن برای ارتقاء روابط ایجاد کرد همکاری ذیل پروژه تابآوری در جنگ با آمریکاست که در آن منافع راهبردی دو کشور همسو میشود.