ضرورت بازنگری در همکاری حوزه و دانشگاه
نخستین پیشنشست کنگره ملی بزرگداشت دانشمند شهید آیتالله مفتح، به همت حوزه علمیه خراسان برگزار شد.
نخستین پیشنشست کنگره ملی بزرگداشت دانشمند شهید آیتالله مفتح، به همت حوزه علمیه خراسان و با همکاری دبیرخانه کنگره و آستان قدس رضوی در بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در مشهد مقدس برگزار شد.
در این پیشنشست علمی و تبیینی که با هدف بازخوانی آرا، اندیشهها و مجاهدتهای این شهید والامقام و به دبیری علمی حجتالاسلام والمسلمین مهدی ایمانیمقدم، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای خراسان رضوی برگزار شد، آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی و حجج اسلام والمسلمین علی خیاط، مدیر حوزه علمیه خراسان و محمدهادی مفتح، فرزند شهید آیتالله دکتر مفتح و دکتر قراملکی، رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به بیان دیدگاهها و ابعاد شخصیتی و علمی این اندیشمند شهید پرداختند.
ضرورت بازنگری در شیوههای همکاری/ ملاک ارزیابی میزان تحقق وحدت چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین خیاط، مدیر حوزه علمیه خراسان در این نشست، با اشاره به پیوند نام شهید مفتح با آرمان وحدت حوزه و دانشگاه، بر ضرورت بازنگری در شیوههای همکاری این دو نهاد علمی تأکید و تصریح کرد: درباره مفهوم، چیستی و چرایی وحدت حوزه و دانشگاه سخنان فراوانی گفته شده است بهگونهای که امروز کمتر کسی در میان مدیران و نخبگان علمی کشور وجود دارد که بر اصل این ضرورت تأکید نداشته باشد؛ حوزه و دانشگاه دو نهاد ریشهدار و اثرگذار در حیات علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور بوده و ظرفیتهای گستردهای برای همکاری با یکدیگر دارند.
وی افزود: در سالهای گذشته نیز ارتباطات ارزشمندی میان این دو نهاد شکل گرفته و تجربههای موفقی در عرصههای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی پدید آمده است؛ بااینحال، پس از گذشت چند دهه از طرح این آرمان، زمان آن رسیده است که پرسش تازهای را در دستور کار قرار دهیم؛ اینکه «ملاک ارزیابی میزان تحقق وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟»؛ تعداد نشستهای مشترک، امضای تفاهمنامهها یا تعداد مسائل مهم جامعه که با همکاری حوزه و دانشگاه حل شده است؟
مدیر حوزه علمیه خراسان با تأکید بر اینکه برای ادامه این مسیر، بیش از هر چیز به بازنگری در شیوه همکاری نیاز داریم، ابراز کرد: تجربه نشان داده است که بسیاری از برنامههای مشترک، با انگیزه و اهتمام مدیران آغاز میشود، جلساتی برگزار میشود، موضوعاتی مورد توافق قرار میگیرد و گاهی فعالیتهایی نیز شکل میگیرد؛ اما استقرار همکاری و تبدیل آن به دستاوردهای مشخص، همواره با دشواریهایی همراه است.
حجتالاسلام والمسلمین خیاط خاطرنشان کرد: یکی از دلایل این وضعیت آن است که در بسیاری از موارد، موضوع «همکاری» را پیش از مسألهای که قرار است حل شود، تعریف میکنیم؛ ابتدا تصمیم میگیریم حوزه و دانشگاه با یکدیگر همکاری کنند و سپس به دنبال موضوع همکاری میگردیم در حالی که شاید مناسبتر باشد این مسیر را تغییر دهیم؛ از یک مسأله واقعی آغاز کنیم و برای حل آن، ظرفیتهای علمی حوزه و دانشگاه را به میدان بیاوریم.
مبنایی برای بازتعریف همکاری حوزه و دانشگاه
وی با اشاره به بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد» رهبر شهید انقلاب اسلامی که در هشتم اردیبهشت 1404 به مناسبت یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم صادر شد، این بیانیه را سندی بالادستی و ارزشمند دانست که مبنایی مناسب برای بازنگری وحدت حوزه و دانشگاه فراهم آورده است و افزود: در این بیانیه، تصویری جامع از هویت و رسالت حوزه علمیه ترسیم شده است؛ نهادی علمی و تربیتی که در هدایت دینی و اخلاقی جامعه، تبیین اندیشه اسلامی درباره نظامات اجتماعی و نوآوریهای تمدنی مسئولیت دارد. در ادامه بیانیه نیز بر ضرورت آشنایی فقیه با یافتههای علمی بشر، شناخت تحولات اجتماعی و پاسخگویی به نیازهای زمانه تأکید شده است.
مدیر حوزه علمیه خراسان با اشاره به یکی از بخشهای مهم این بیانیه که ارتباط مستقیمی با موضوع همکاری حوزه و دانشگاه دارد، یادآور شد: یکی از موضوعات مطرحشده در این بیانیه، طراحی نظامات اجتماعی است؛ رهبر شهید انقلاب اسلامی در این بخش، پس از اشاره به مسئولیت حوزه در طراحی نظامات اجتماعی و ضرورت بهرهگیری از یافتههای علمی جهان، تصریح میکنند که در کنار حوزه، دانشگاه کشور نیز در این زمینه توان و تکلیف دارد؛ این موضوع، میتواند یکی از محورهای همکاری حوزه و دانشگاه باشد. در ادامه بیانیه نیز از دانشگاه انتظار میرود با نگاهی محققانه و نقادانه، درست و نادرست نظریههای رایج در دانش جهانی را مشخص کند و در همکاری با حوزه، به ارائه محتوای اندیشه دینی متناسب با این عرصه کمک کند.
وی تصریح کرد: این بخش از بیانیه، نقطه عزیمت مهمی برای بازتعریف همکاری حوزه و دانشگاه است. در اینجا سخن از یک مأموریت علمی مشترک در عرصه اداره جامعه است؛ مأموریتی که تحقق آن نیازمند دانشهای گوناگون، روشهای پژوهشی متفاوت و تجربههای میدانی است و مسائل امروز جامعه نیز چنین اقتضایی دارد. مانند مسأله خانواده که با توجه به گسترش فردگرایی در فرهنگ غربی طی دهههای گذشته، به دغدغه مشترک همه ادیان تبدیل شده و نمونهای از موضوعات نیازمند همکاری میانرشتهای است و از سوی دیگر بررسی تحولات خانواده بدون شناخت مبانی فقهی، اخلاقی و ارزشی و مسائل حقوقی، اقتصادی، روانشناختی و اجتماعی آن امکانپذیر نیست.
به گفته حجتالاسلام والمسلمین خیاط، مسأله هوش مصنوعی نیز همینگونه است؛ از یک سو، فهم ابعاد این فناوری، به دانش فنی نیاز دارد؛ اما بررسی آثار آن بر حریم خصوصی، مسئولیت انسان، عدالت، حقوق اشخاص و روابط اجتماعی، به تخصصهای دیگری نیازمند است؛ در حوزه و دانشگاه، ظرفیت علمی لازم برای مطالعه بسیاری از این مسائل را در اختیار داریم اما دشواری اصلی، چگونگی پیوند دادن این ظرفیتها در قالب فعالیتی منظم و هدفمند است.
راهکارهای توسعه همکاریها
مدیر حوزه علمیه خراسان در ادامه، به چهار راهکار اجرایی جهت توسعه همکاریهای علمی و اجتماعی حوزه و دانشگاه اشاره کرد و افزود: هر یک از این پیشنهادها میتواند محوری برای مباحث پیشنشستهای آینده این کنگره ملی و ارائه مقالات آن باشد. نخستین پیشنهاد، اهتمام به مسألهمحوری است؛ بدین معنا که در برنامههای مشترک، مسأله را به محور همکاری تبدیل کنیم. امروز هر یک از حوزههای علمیه و دانشگاهها با مجموعهای از مسائل علمی، فرهنگی و اجتماعی روبهرو هستند که گاهی این مسائل میان دو نهاد مشترک است و گاهی پاسخگویی به آنها نیازمند بهرهگیری از ظرفیتهای هر دو مجموعه است. برای آغاز همکاری ضرورتی ندارد که از همان ابتدا به سراغ موضوعات بسیار گسترده و پیچیده برویم؛ بلکه هر مدرسه یا مرکز تخصصی حوزوی میتواند با همکاری یک دانشگاه و با توجه به ظرفیتهای خود، چند مسأله محدود و مشخص را انتخاب کند.
وی ادامه داد: برای مثال، یک مجموعه علمی ممکن است مسأله آسیبهای خانواده را در اولویت قرار دهد، مجموعهای دیگر به اخلاق حرفهای و سلامت اداری بپردازد، مجموعه سوم سبک زندگی اسلامی را بررسی کند، مجموعه چهارم مسأله جوانی جمعیت را در دستور کار قرار دهد، مجموعه پنجم به آسیبشناسی حاشیه کلانشهرها بپردازد و مجموعهای دیگر مسائل فرهنگی و تربیتی نسل جوان را انتخاب کند.
حجتالاسلام والمسلمین خیاط تأکید کرد: مهم آن است که مسأله بهدرستی تعریف شود و درباره ضرورت و امکان حل آن، توافق علمی وجود داشته باشد. در انتخاب این مسائل نیز باید به این نکته توجه کرد که گاهی موضوعی از منظر نظری، اهمیت فراوانی دارد، اما امکانات و شرایط لازم برای پرداختن به آن در یک مجموعه علمی فراهم نیست؛ در مقابل، مسألهای محدودتر وجود دارد که میتوان با مشارکت چند استاد و پژوهشگر، مطالعهای دقیق درباره آن انجام داد و نتیجه را در اختیار جامعه یا دستگاه مربوط قرار داد. این مسائل را میتوان از دستگاههای مرتبط، مانند شهرداریها، قوه قضائیه و دستگاههای دولتی مطالبه کرد. به نظرم، برای شروع، انتخاب شیوه دوم عملیتر است؛ زیرا تجربه موفق در یک کار محدود، زمینه گسترش همکاریهای بعدی را فراهم میکند.
وی، تشکیل گروههای علمی مشترک با مأموریت و محصول مشخص را دومین پیشنهاد خود برشمرد و گفت: در حوزه و دانشگاه، پژوهشهای متعددی به صورت پایاننامهها و مقالات علمی و پژوهشی انجام میشود؛ اما بخشی از این پژوهشها ارتباط سازمانیافتهای با یکدیگر ندارند؛ ممکن است موضوعی در حوزه، از نظر فقهی و اخلاقی بررسی شود و همان موضوع در دانشگاه از نظر حقوقی یا اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد، بیآنکه پژوهشگران از نتایج کار یکدیگر بهرهمند شوند. برای اصلاح این وضعیت، میتوان گروههای علمی کوچکی تشکیل داد که اعضای آن از ابتدا درباره مسأله، روش کار و محصول مورد انتظار توافق داشته باشند و انجام کاری میانرشتهای را مدنظر قرار دهند.
مدیر حوزه علمیه خراسان در تبیین نمونهای از این همکاریها اظهار کرد: فرض کنیم مسأله منتخب، «ارتقای اخلاق حرفهای مبتنی بر آموزههای دینی در محیطهای اداری» باشد؛ استادان حوزه میتوانند مبانی دینی امانتداری، مسئولیتپذیری، عدالت و رعایت حقوق مردم را بررسی کنند و استادان دانشگاه در رشتههای مدیریت، حقوق، روانشناسی سازمانی و جامعهشناسی نیز عوامل مؤثر بر رفتار کارکنان، زمینههای تخلف و تجربههای موفق اصلاح نظام اداری را مطالعه کنند. محصول این همکاری میتواند طراحی یک برنامه آموزشی و مدیریتی برای ارتقای اخلاق حرفهای باشد؛ برنامهای که مبانی آن روشن، با واقعیتهای محیط اداری متناسب و امکان ارزیابی نتایج آن نیز قابل پیشبینی باشد.
حجتالاسلام والمسلمین خیاط یادآور شد: در چنین گروههایی لازم است استقلال علمی و صلاحیت تخصصی اعضا محترم شمرده شود. حوزه و دانشگاه هر یک روشها و سنتهای علمی خاص خود را دارند و همکاری زمانی ثمربخش خواهد بود که پژوهشگران بتوانند با حفظ این ویژگیها، به فهم مشترکی از مسأله دست پیدا کنند و یافتههای یکدیگر را مورد نقد و بررسی قرار دهند. بهویژه باید مراقب باشیم که همکاری علمی، به تقسیم کارهای تشریفاتی تبدیل نشود. حضور نام یک استاد حوزوی و یک استاد دانشگاهی، حتی با رتبههای علمی بالا، در کنار یکدیگر بهخودیخود پژوهش مشترک ایجاد نمیکند؛ بلکه پژوهش مشترک از زمانی آغاز میشود که مسأله، فرایند بررسی و محصول کار، حاصل مشارکت واقعی پژوهشگران باشد.
وی، ایجاد فرصتهای آموزشی مشترک برای طلاب و دانشجویان را سومین پیشنهاد خود برای توسعه همکاری حوزه و دانشگاه معرفی کرد و گفت: در بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد» بر تربیت نیروهای انسانی کارآمد و ضرورت حرکت حوزه متناسب با نیازهای زمانه تأکید فراوانی شده است. اگر قرار است همکاری حوزه و دانشگاه در آینده گسترش پیدا کند، باید زمینه آشنایی نسل جدید پژوهشگران این دو نهاد با زبان علمی، روشهای تحقیق و ظرفیتهای تخصصی یکدیگر را فراهم کنیم؛ یکی از راههای دستیابی به این هدف، برگزاری دورههای آموزشی مشترک و مسألهمحور است؛ برای مثال، میتوان دورهای درباره فقه، اخلاق و حقوق هوش مصنوعی با حضور استادان حوزه و دانشگاه برگزار کرد تا دانشجویان رشتههای مرتبط با فناوری، با ابعاد فقهی و اخلاقی این موضوع آشنا شوند و طلاب علاقهمند نیز شناخت دقیقتری از سازوکارهای فنی، ظرفیتها و محدودیتهای این فناوری به دست آورند؛ در چنین تجربهای، طلبه و دانشجو فرصت پیدا میکنند در کنار یکدیگر پژوهش کنند، با اختلاف دیدگاهها و روشهای علمی مواجه شوند و راههای گفتوگوی تخصصی را بیاموزند. این تجربههای مشترک بهتدریج سرمایه انسانی ارزشمندی برای همکاریهای آینده ایجاد خواهد کرد.
مدیر حوزه علمیه خراسان، از پیوند دادن پژوهشهای مشترک، با نیازهای واقعی جامعه به عنوان چهارمین پیشنهاد خود نام برد و افزود: یکی از ویژگیهای مهم بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد»، توجه به نقش اجتماعی حوزه و ارتباط آن با مسائل مردم است؛ در بخش پایانی این بیانیه، بر افزایش ارتباط حوزویان با مردم و برنامهریزی برای حضور فضلا در میان جامعه تأکید شده و برای دانشگاه نیز در زمینه ارتباط با جامعه و پاسخگویی به نیازهای آن، مسئولیتهای مهمی احصا شده است؛ بنابراین نیازهای جامعه از مناسبترین عرصههای همکاری است؛ حوزه و دانشگاه میتوانند در کنار پژوهشهای نظری و بنیادی که جایگاه علمی خود را دارند، بخشی از فعالیتهای مشترک را به مسائل ملموس جامعه اختصاص دهند.
حجتالاسلام والمسلمین خیاط ادامه داد: برای مثال، اگر گروهی از استادان حوزه و دانشگاه درباره آسیبهای فضای مجازی در میان نوجوانان پژوهش میکنند، میتوانند با همکاری آموزشوپرورش، مراکز تربیتی یا مربیان طرح امین، برنامهای آموزشی برای والدین، معلمان و مربیان طراحی کنند. اگر گروهی درباره تعارضات خانوادگی مطالعه میکنند، میتوانند یافتههای خود را در قالب محتوای آموزشی یا الگویی برای مشاوره در اختیار مراکز مرتبط قرار دهند. اگر پژوهشی درباره اخلاق حرفهای مبتنی بر مبانی دینی انجام شده است، میتوان با توافق یک سازمان، برنامه پیشنهادی را در محیطی محدود اجرا کرد و نتایج آن را مورد بررسی قرار داد. در این مرحله، ورود دستگاههای اجرایی اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا این دستگاهها با محدودیتها و شرایط واقعی جامعه آشنا هستند و میتوانند به واقعبینانه شدن پیشنهادهای علمی کمک کنند.
وی تأکید کرد: در طراحی چنین برنامههایی باید از ابتدا روشن باشد که قرار است چه تغییری ایجاد شود و این تغییر چگونه و با چه سنجهای ارزیابی خواهد شد؛ اگر بتوانیم در هر سال تنها یک نمونه موفق از این همکاریها ارائه کنیم، گام ارزشمندی در تحقق عملی وحدت حوزه و دانشگاه برداشتهایم.
اعتماد علمی متقابل؛ زمینهساز تحقق عملی وحدت حوزه و دانشگاه
مدیر حوزه علمیه خراسان خاطرنشان کرد: در کنار این پیشنهادها، به نکتهای اشاره میکنم که در موفقیت همه آنها نقش اساسی دارد و آن، اعتماد علمی متقابل است زیرا همکاری پایدار بدون شناخت و اعتماد شکل نمیگیرد و اعتماد نیز از طریق تجربههای موفق و مشترک تقویت میشود؛ استاد حوزوی یا دانشگاهی هر دو باید احساس کنند که تخصص و روش علمی آنان در این همکاری به رسمیت شناخته میشود؛ هیچیک نباید تصور کند که قرار است نقشی تشریفاتی در برنامه طرف مقابل ایفا کند. گفتوگوهای علمی ممکن است با اختلافنظر همراه باشد و این امری طبیعی است؛ آنچه اهمیت دارد، وجود فضای احترام، نقد علمی و تلاش مشترک برای دستیابی به حقیقت است.
حجتالاسلام والمسلمین خیاط با اشاره به ظرفیتهای علمی حوزه و دانشگاه اظهار کرد: بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد» افق روشنی از مسئولیتهای علمی و اجتماعی حوزههای علمیه پیش روی ما قرار داده است که تحقق آن، به تدبیر، برنامهریزی، تربیت نیروی انسانی و استفاده از ظرفیتهای علمی کشور نیاز دارد؛ دانشگاههای ما نیز سرمایه عظیمی از دانش، تجربه و نیروی انسانی متخصص در اختیار دارند و پیوند هدفمند این ظرفیتها میتواند توان علمی کشور را در شناخت و حل مسائل جامعه افزایش دهد.
روز وحدت حوزه و دانشگاه؛ فرصت ارزیابی یا صرفاً بزرگداشت؟/ ضرورت حرکت از گفتوگوهای نظری به سوی همکاریهای عملی
وی یادآور شد: امروز در ادامه مسیر ارزشمند وحدت حوزه و دانشگاه باید توجه بیشتری به نتایج عملی همکاریها داشته باشیم؛ امید است از این پس، هنگامی که روز وحدت حوزه و دانشگاه فرا میرسد، در کنار برگزاری مراسم بزرگداشت پیشگامان این حرکت، گزارشی از دستاوردهای مشترک یکساله خود نیز ارائه کنیم؛ باید بتوانیم بگوییم در طول سال گذشته، کدام مسأله را با همکاری یکدیگر بررسی کردهایم، چه راهحلی ارائه دادهایم، چه نیروی انسانی جدیدی تربیت کردهایم و چه تجربه موفقی در جامعه به دست آوردهایم. اگر چنین مسیری را دنبال کنیم، این مناسبت، هر سال فرصتی برای ارزیابی پیشرفتها، تبادل تجربههای موفق و شناخت ظرفیتهای تازه همکاری خواهد بود.
مدیر حوزه علمیه خراسان، با تأکید دوباره بر ضرورت حرکت از گفتوگوهای نظری به سوی همکاریهای عملی خاطرنشان کرد: در سالهای گذشته، بسیار درباره نزدیک شدن حوزه و دانشگاه به یکدیگر سخن گفته، نشست برگزار کرده و مقاله نوشتهایم؛ اکنون شاید زمان آن رسیده باشد که بیش از گذشته و در فرصت این کنگره، درباره نزدیک کردن ظرفیتهای مشترک این دو نهاد به مسائل واقعی جامعه بیندیشیم؛ در این صورت، وحدت حوزه و دانشگاه معنای روشنتری در حیات علمی و اجتماعی کشور پیدا خواهد کرد و آثار آن در پژوهشهای مشترک، تربیت نیروهای انسانی توانمند و ارائه راهحلهای علمی برای مشکلات جامعه آشکار خواهد شد. بهتبع آن، جایگاه هر دو نهاد نیز در افکار عمومی ارتقا خواهد یافت.
شهید مفتح؛ عالمی دغدغهمند در تربیت نسل جوان
در ادامه این نشست، حجتالاسلام والمسلمین مروی، تولیت آستان قدس رضوی، با اشاره به جایگاه علمی، اجتماعی و انقلابی این شهید اظهار کرد: سخن گفتن از شخصیتی چون شهید مفتح، در حقیقت سخن گفتن از یک فرد نیست؛ بلکه سخن از یک جریان فکری، رویکردی تحولآفرین و الگویی عملی در پیوند میان ایمان دینی و مسئولیت اجتماعی است.
وی با قدردانی از برگزارکنندگان این پیشنشست و فرزند شهید مفتح، بر ضرورت توجه بیشتر به ابعاد شخصیتی این عالم شهید تأکید کرد و افزود: حقیقتاً جای چنین جلسهای در طول سالهای گذشته خالی بود و به نظر میرسد شخصیت شهید مفتح تا حدودی مورد غفلت قرار گرفته است.
تولیت آستان قدس رضوی به خاطرات خود از دیدار با شهید مفتح در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: در دوران نوجوانی، در مسجد قبا به زیارت ایشان میرفتیم. در سالهای 1355 و 1356 نیز که ایشان برای تدریس در حوزه به قم میآمدند، در برخی محافل توفیق داشتیم از نزدیک ایشان را زیارت کنیم.
حجتالاسلام والمسلمین مروی با بیان اینکه شهید مفتح از عالمان ژرفاندیشی بود که رسالت دین را فراتر از محراب و محورهای سنتی میدید، اظهار کرد: ایشان با درک دقیق مقتضیات عصر خود، دین را در متن جامعه، دانشگاه و میدان مبارزه با طاغوت دنبال میکرد و افزون بر جایگاه روحانی خود، شناخت خوبی از مسائل و آسیبهای اجتماعی روزگار داشت و با بهرهگیری از معارف اهلبیت (علیهمالسلام)، در پی درمان این آسیبها بود.
وی، تربیت نوجوانان و جوانان را از محورهای اساسی فعالیتهای شهید مفتح دانست و افزود: ایشان که در مکتب امام راحل (ره) و علامه طباطبایی (ره) پرورش یافته بود، اهتمام جدی به تربیت نسل جوان داشت؛ شهید مفتح، شهید باهنر و شهید بهشتی از جمله شخصیتهایی بودند که دغدغهای جدی نسبت به نسل نوجوان و جوان داشتند و اهمیت این موضوع را بهدرستی تشخیص داده بودند.
استاد حوزه علمیه با اشاره به فعالیتهای این شهیدان در عرصه تألیف کتابهای دینی و فعالیتهای آموزشی بیان کرد: در دورهای که شهید باهنر، شهید بهشتی و دیگر شخصیتهای همراه آنان، در زمینه تألیف کتابهای دینی برای نظام آموزشوپرورش فعالیت میکردند، مسیر مبارک و آموزندهای برای تربیت دینی نسل جوان دنبال میشد؛ مسیری که رژیم پهلوی پس از پی بردن به اهمیت آن، درصدد توقفش برآمد.
حجتالاسلام والمسلمین مروی درباره اهتمام شهید مفتح به افزایش دانش دینی و تهذیب اخلاقی جوانان تصریح کرد: ایشان از هر فرصتی برای ارتقای معرفت دینی و تربیت اخلاقی نسل جوان بهره میبرد و با استفاده از روشهای مؤثر و نفوذ کلام خود، در این مسیر گام برمیداشت.
تشکیلاتسازی برای ترویج معارف اسلامی
تولیت آستان قدس رضوی، ساماندهی نیروها و ایجاد تشکیلات برای ترویج معارف اسلامی را از دیگر محورهای فعالیت شهید مفتح برشمرد و گفت: ایشان در تهران و قم، با ایجاد و هدایت کانونهای تربیتی و انجمنهای اسلامی، تلاش میکرد در برابر جریانهای انحرافی، مجموعهای منسجم و برخوردار از پیوند معنوی برای پیشبرد اهداف مبارزات اسلامی شکل دهد.
وی با اشاره به راهاندازی مجمع علمی اسلامشناسی در قم و همکاری شهید مفتح در تأسیس دبیرستان دین و دانش با شهید بهشتی، افزود: این شهید بزرگوار در تهران نیز از طریق ارتباط با انجمنهای اسلامی معلمان، پزشکان و مهندسان، در شکلگیری ساختارهای مدنی و تشکیلاتی برای جوانان نقش داشت؛ این رویکرد زمینهای برای کسب معارف اسلامی از سوی جوانانی فراهم میکرد که در معرض هجمههای فکری و فرهنگی ناشی از جریانهای حاکم بر جامعه آن روز، از جمله تفکرات مارکسیستی، قرار داشتند.
حجتالاسلام والمسلمین مروی تبدیل مسجد به پایگاهی برای فعالیتهای اجتماعی را از دیگر ویژگیهای برجسته شهید مفتح دانست و ابراز کرد: در نگاه ایشان، مسجد صرفاً محلی برای عبادتهای فردی نبود، بلکه باید به کانون تربیت، گفتوگو و فعالیتهای اجتماعی تبدیل میشد.
وی درباره فعالیتهای شهید مفتح در مسجد جاوید و مسجد قبا بیان کرد: صندوقهای قرضالحسنه، رسیدگی به نیازمندان، جلسات کتابخوانی و پاسخگویی به نیازهای فکری نسل جوان، از جمله فعالیتهایی بود که در این پایگاهها دنبال میشد؛ مسجد قبا با وجود محدودیت مساحت، به مرکزی شناختهشده در جریان مبارزات و روشنگری دینی تبدیل شده بود و هرکس در مبارزات و جریان روشنفکری دینی فعالیت داشت، مسجد قبا را میشناخت. این مسجد به برکت حضور شهید مفتح، در ساماندهی نیروها و هدایت حرکتهای مردمی نقش مهمی ایفا کرد.
نقش شهید مفتح در مبارزات انقلابی و شکلگیری وحدت حوزه و دانشگاه
تولیت آستان قدس رضوی با اشاره به مبارزات سیاسی و انقلابی شهید مفتح اظهار کرد: این شهید بزرگوار در کنار فعالیتهای علمی و اجتماعی، مبارزهای مستمر با رژیم پهلوی داشت و زندان، تبعید و شکنجه را تحمل کرد. ایشان از سالهای آغازین دهه 1340 و پس از واقعه پانزدهم خرداد، از پیشگامان ترویج مرجعیت و انتقال پیامها و مواضع سیاسی امام خمینی (ره) به اقشار مختلف جامعه، بهویژه جوانان و دانشگاهیان بود.
وی با اشاره به نقش مسجد قبا در جریان مبارزات سال 1356 افزود: در اوج خفقان رژیم پهلوی، مسجد قبا به امامت شهید مفتح به یکی از پایگاههای اصلی انقلاب تبدیل شد؛ پس از تعطیلی حسینیه ارشاد، این مسجد از مراکزی بود که توانایی ارتباط و گفتوگو با نسل جوان و دانشگاهی را داشت. دعوت از متفکران و خطیبان برجسته کشور در شبهای ماه مبارک رمضان، موجی از جوانان و دانشگاهیان را به مسجد قبا کشاند؛ حضور گسترده مردم در این برنامهها، زمینهساز شکلگیری حرکتهای بزرگ انقلابی شد و ظرفیت رژیم برای مهار این موج مردمی را با چالش مواجه کرد.
ابتکار اثرگذار در مسیر انقلاب اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین مروی با اشاره به نقش شهید مفتح و همراهان ایشان در برگزاری نماز عید فطر سال 1357 در تپههای قیطریه گفت: این نماز عید فطر، با ابتکار شهید مفتح و همراهی شخصیتهایی همچون شهید مطهری و شهید بهشتی برگزار شد و به یکی از حرکتهای اثرگذار در مسیر انقلاب اسلامی تبدیل شد. خطبههای شهید مفتح پس از نماز عید فطر، زمینهساز شکلگیری راهپیمایی عظیم مردمی شد؛ راهپیماییای که در تثبیت شعارهای بنیادین انقلاب اسلامی و فراهم شدن زمینه تحولات بعدی، از جمله واقعه هفدهم شهریور، نقش داشت.
وی همچنین تأسیس جامعه روحانیت مبارز و ساماندهی نیروهای انقلابی را از دیگر اقدامات شهید مفتح برشمرد و خاطرنشان کرد: ایشان در کنار یارانی همچون شهید دکتر بهشتی و علامه شهید مطهری، نقشی بیبدیل در شکلگیری تشکیلات جامعه روحانیت مبارز داشت تا نهضت اسلامی از چارچوب یک حرکت صرفاً خودجوش فراتر رود و با افق فکری مشخص و ساختاری منسجم به مسیر خود ادامه دهد.
وحدتی که زمینهساز تربیت صحیح جامعه در مسیر اسلامی است
تولیت آستان قدس رضوی با تأکید بر اهمیت وحدت حوزه و دانشگاه گفت: این شعار، شعاری بسیار ارزشمند است و اگر گفته شود یکی از اهداف اساسی انقلاب اسلامی، تحقق وحدت حوزه و دانشگاه بوده است، سخنی به گزاف گفته نشده؛ هرچند هنوز تا تحقق کامل این هدف فاصله داریم چراکه حوزه و دانشگاه دو مجموعه اثرگذار در تربیت و هدایت جامعه هستند و وحدت این دو، زمینهساز تربیت صحیح جامعه در مسیر اسلامی است.
وی با اشاره به شناخت شهید مفتح از تلاشهای رژیم پهلوی برای ایجاد شکاف میان دانشگاه و حوزه اظهار کرد: ایشان بهخوبی دریافته بود که اگر علم روز با تقوا و حکمت دینی پیوند نخورد، دانشگاه میتواند به بستری برای هویتزدایی تبدیل شود و اگر حوزه از ادبیات و نیازهای دنیای جدید بیخبر بماند، جوانان در معرض جذب شدن به مکاتب فکری شرق و غرب قرار خواهند گرفت.
حجتالاسلام والمسلمین مروی با اشاره به تحصیلات حوزوی شهید مفتح و اخذ دکترای الهیات از دانشگاه تهران تصریح کرد: ایشان در عمل به پلی ارتباطی میان حوزه و دانشگاه تبدیل شد و به همین دلیل، سالروز شهادت وی بهعنوان «روز وحدت حوزه و دانشگاه» نامگذاری شده است.
احیای دانشکده الهیات؛ تلاش برای ارتقای مرجعیت علمی شیعه
وی، احیای دانشکده الهیات دانشگاه تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی را از مهمترین و درخشانترین فعالیتهای شهید مفتح دانست و گفت: ایشان با درک عمیق از اهمیت مراکز علمی و نقش دانشگاه در تربیت دینی و فکری جامعه، نگاهی تحولی داشت و درصدد بود این دانشکده را به جایگاهی علمی برساند که از مرجعیت و اعتبار گستردهای در جهان اسلام برخوردار باشد؛ به همین دلیل از امام خمینی (ره) درخواست کرده بود که مسئولیتی جز ریاست دانشکده الهیات نداشته باشد و با همه وجود برای ایجاد دانشکدهای متمایز و برخوردار از جایگاه علمی ممتاز، تلاش و از طریق طراحی نظامی کارآمد برای گزینش دانشجویان، زمینه جذب جوانان نخبه از رشتههای مختلف دانشگاهی را فراهم کرد.
تولیت آستان قدس رضوی در ادامه، با اشاره به خاطرهای از شهید بهشتی بیان کرد: در سال 1360، زمانی که در قوه قضائیه مشغول فعالیت بودیم، به همراه جمعی از دوستان به منزل شهید بهشتی در اصفهان رفتیم. در آن هنگام، عدهای که تحت تأثیر تبلیغات منافقین قرار گرفته بودند، در بیرون از محل حضور داشتند و علیه ایشان شعار میدادند. در جریان گفتوگو با شهید بهشتی، ایشان بیان کرد که اگر امام خمینی (ره) مسئولیت قوه قضائیه را بر عهده ایشان نگذاشته بود، به قم بازمیگشت و مدیریت حوزه را بر عهده میگرفت. این سخن نشان میداد که ایشان نیز همچون شهید مفتح، اهمیت مراکز علمی و ضرورت توجه به حوزه و دانشگاه را بهخوبی درک کرده بود.
حجتالاسلام والمسلمین مروی با اشاره به ظرفیتهای شهید مفتح و شهید بهشتی برای تحول در مراکز علمی کشور اظهار کرد: این شخصیتها سرمایههایی بزرگ، بینظیر و بیبدیل بودند و شهادت آنان، جامعه را از وجود شخصیتهایی اثرگذار محروم کرد.
آموزش با عملکرد
وی با اشاره به شیوه مدیریت شهید مفتح در دانشکده الهیات اظهار کرد: ارتباط نزدیک با دانشجویان، در دسترس بودن، مهربانی، شفقت، تلاش برای پیوند حوزه و دانشگاه و اخلاص در فعالیتها، از ویژگیهایی بود که ایشان در عمل به استادان و دانشجویان میآموخت. یکی از درسهای شهید مفتح برای امروز، ضرورت همافزایی و یکپارچگی ارکان فکری و اجرایی کشور و تعامل عمیق، همدلانه و مستمر میان دانشگاهیان، حوزویان و مدیران نظام اداری و اجرایی است.
به گفته این استاد حوزه علمیه، دانش و مسئولیت باید در مسیر گرهگشایی از مسائل جامعه به کار گرفته شوند؛ چراکه تخصص، علم و جایگاه سازمانی زمانی ارزش و معنا پیدا میکنند که در خدمت حل مشکلات مردم، روشنگری نسل نو و تقویت پایههای هویت دینی کشور قرار گیرند.
جایگاه علمی شهید مفتح در حوزه و دانشگاه
حجتالاسلام والمسلمین مفتح، فرزند دانشمند شهید آیتالله مفتح نیز در ادامه این گردهمایی به ابعاد علمی، فکری، اجتماعی و مبارزاتی این شهید اشاره کرد و گفت: شهید مفتح 51 سال و شش ماه در این دنیا زندگی کرد اما از آنجا که شخصیتی ذوالابعاد بود، با وجود عمر نسبتاً کوتاه خود، آثار ماندگار بسیاری بر جای گذاشت و حدود 40 دفترچه یادداشت ایشان که حاوی مطالبی ارزشمند و نفیس است، هنوز منتشرنشده است؛ پدر در سفرهای تبلیغی، کاری یا سفرهای دیگر، دفترچهای به همراه داشت و نکاتی را که به ذهنش میرسید یا موضوعاتی را که نیازمند تأمل میدانست، در آن یادداشت میکرد.
وی با اشاره به جایگاه علمی پدر خود تصریح کرد: شهید مفتح در مباحث علمی، فقیهی برجسته بود و در حلقه درس مرحوم آیتالله سیدمحمد محقق داماد حضور داشت؛ حلقه درسیای که از محافل علمی برجسته حوزه علمیه قم به شمار میرفت و بسیاری از مراجع کنونی نیز در آن حضور داشتهاند.
فرزند شهید مفتح با اشاره به جایگاه فلسفی این شهید خاطرنشان کرد: ایشان از شاگردان نزدیک مرحوم علامه طباطبایی بود. در خاطرات آیتالله العظمی جوادی آملی آمده است که مرحوم علامه طباطبایی دو نفر را برای پاسخگویی به پرسشهای فلسفی معرفی کرده بودند که یکی از آنان شهید مفتح و دیگری آیتالله العظمی جوادی آملی بود؛ این امر نشاندهنده جایگاه فلسفی شهید مفتح در نگاه علامه طباطبایی است.
حجتالاسلام والمسلمین مفتح با بیان اینکه شهید مفتح، استاد منطق در حوزه علمیه قم بود، افزود: ایشان حوزه درسی گستردهای در منطق داشت و در مباحث مختلف حوزوی نیز به جایگاه علمی بالایی دست یافته بود در عین حال، مصلحی اجتماعی بود و نسبت به آینده جامعه دغدغه داشت. از همین رو، با وجود آنکه در حوزه علمیه قم، حوزه درسی گستردهای را اداره میکرد، وظیفه خود میدانست که وارد دانشگاه شود و تحصیل در محیط دانشگاهی را از جایگاه یک دانشجو تجربه کند ولو آنکه به گفته برخی بزرگان حوزه علمیه قم، به لحاظ علمی از بسیاری از استادان خود در دانشگاه، برتر بود.
دغدغه اصلاح اجتماعی و شکلگیری اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه
وی با اشاره به سابقه شکلگیری اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه در تفکر این شهید گفت: با مرور فعالیتها و مقالات ایشان میتوان دریافت که از دهه 30 به دنبال تحقق این اندیشه بود و نسبت به پیامدهای نبود ارتباط میان حوزویان و دانشگاهیان حساسیت داشت. در دهه 50، انحرافاتی که در میان برخی جریانهای مبارز دانشگاهی پدید آمد، آشکارتر شد؛ بهگونهای که شماری از جوانان فعال، مبارز و انقلابی که حرکت خود را با انگیزههای اسلامی آغاز کرده بودند، در این زمان رسماً به مارکسیسم گرایش پیدا کرده و از دین فاصله گرفتند. این وضعیت نشان میداد که میان حوزه و دانشگاه ارتباط کافی وجود ندارد.
نقش محوری شهید مفتح در مبارزات پیش از پیروزی انقلاب
فرزند شهید مفتح در توضیح فعالیتهای مبارزاتی پدر خود اظهار کرد: در دو سال پایانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید مفتح از شخصیتهایی بود که در میدان مبارزه حضور داشت و پرچم مبارزه را بر دوش میکشید؛ در شرایطی که امام خمینی (ره) در خارج از کشور و بسیاری از بزرگان نیز در داخل کشور تبعید یا زندان بودند یا از مبارزات کناره گرفته بودند، شهید مفتح در سالهای 1355 تا 1357 در داخل کشور در میدان مبارزه حضور داشت و در مدیریت مبارزات نقشآفرینی میکرد. ارتباطات ایشان با امام خمینی (ره) در نجف نیز از جمله موضوعاتی بود که در این مسیر دنبال میشد.
حجتالاسلام والمسلمین مفتح با تأکید بر اینکه این شهید از اندیشهای فراتر از مسائل رایج زمان خود برخوردار بود، خاطرنشان کرد: یکی دیگر از ابعاد شخصیتی ایشان، روحیه روشنفکری و تفکر عمیق بود. در میان آثار منتشرنشده شهید مفتح، مطالبی دیده میشود که در زمان نگارش یا تدوین آنها، موضوع بحث در حوزههای علمیه، دانشگاهها و میان متفکران مسلمان رایج نبوده ولی با این حال، ایشان به این مسائل میاندیشیده است.
وی با اشاره به بخشی از یادداشتهای منتشرنشده شهید مفتح در حوزه علوم قرآنی گفت: ایشان در این یادداشتها بر ضرورت کار و پژوهش درباره 40 نکته قرآنی تأکید کرده است که در زمان خود کمتر مطرح بودهاند، اما اکنون در شمار مباحث روز علوم قرآنی قرار دارند.
فرزند شهید مفتح با اشاره به اهمیت موضوع جنگ و صلح در فقه روابط بینالملل ادامه داد: یکی از مسائل اساسی در این زمینه، آن است که آیا در تنظیم روابط جامعه و حکومت اسلامی با کشورهای دیگر، اصل بر جنگ است و صلح در شرایط خاص مطرح میشود یا اصل بر صلح است و در شرایطی ویژه، جنگ جواز پیدا میکند؟ بر اساس برخی دیدگاهها درباره وجوب جهاد، اصل بر جنگ تلقی میشود و در صورت وجود موانع یا فراهم نبودن شرایط، وجوب آن منتفی خواهد شد؛ اما اگر اصل بر صلح دانسته شود، جنگ در صورت تحقق شرایط خاص جواز پیدا میکند. با توجه به یکی از یادداشتهای پدرم و عنوان آن (مجوزات جنگ در اسلام)، به نظر میرسد گرایش ایشان به اصالت صلح بوده است؛ هرچند برای رسیدن به نتیجه دقیقتر، باید این یادداشت و مبانی آن با دقت بیشتری بررسی شود.
دفاع از جان و عقیده؛ دو محور مورد توجه شهید مفتح در تجویز جنگ
حجتالاسلام والمسلمین مفتح با اشاره به محتوای یادداشت فوق گفت: شهید مفتح در ابتدای این نوشته کوتاه که احتمالاً در دهههای 30 یا 40 شمسی و قطعاً پیش از دهه 50 نگاشته شده است، مجوز جنگ را به دو عنوان «دفاع از جان در برابر تعدی و تجاوز» و «دفاع از عقیده» بازمیگرداند؛ منظور از دفاع از عقیده نیز صرف وجود عقیده مخالف نیست، بلکه موضوع آن، موانعی است که ممکن است در مسیر تبلیغ یا پذیرش عقیده ایجاد شود. آنچه اهمیت دارد، اندیشیدن شهید مفتح به این مسائل و تدوین نکاتی بر اساس آیات قرآن، در دورهای است که این مباحث به شکل کنونی در کانون توجه قرار نداشتند.
وی درباره نخستین محور مورد توجه شهید مفتح در تجویز جنگ (دفاع در برابر تجاوز) اظهار کرد: پدرم به آیه 39 سوره حج استناد میکند که بر اساس آن، به کسانی که مورد ستم قرار گرفتهاند، اجازه مقابله داده شده است. ایشان در توضیح این آیه مینویسد که مسلمانان مأمور شدهاند در برابر کسانی که با آنان جنگیدهاند، آنان را از شهر و کشور خود بیرون کردهاند و به دلیل دینشان برای آنان گرفتاری ایجاد کردهاند، مقابله کنند و به جنگ برخیزند. ایشان همچنین با استناد به آیه 190 سوره بقره (وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ)، بر این نکته تأکید میکند که قرآن در کنار اجازه مقابله با متجاوز، قانون عدل و انصاف را نیز حاکم میسازد. با استناد به آیه 194 این سوره (فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْكُمْ) نیز معتقد است مقابله باید متناسب با میزان تعدی صورت گیرد؛ بنابراین، حتی در شرایطی که تجاوز صورت گرفته و اجازه جنگ وجود دارد، مقابله باید با رعایت حدود عدالت و انصاف انجام شود.
فرزند شهید مفتح با اشاره به اهمیت بازخوانی این آثار برای شناخت ابعاد فکری و علمی این شهید گفت: در تعریفی از روشنفکری که آن را پسندیدهام، روشنفکر کسی است که سر خود را از زیر آب زمانه بیرون آورده و دورتر را ببیند؛ چراکه همه ما گرفتار زمان و عصر خود هستیم و روشنفکر کسی است که بتواند از این محدوده فراتر رود؛ آثار شهید مفتح نشان میدهد که ایشان فقیهی فیلسوف، متفکری عمیق و روشنفکری پیشرو بود. امیدواریم با برگزاری این کنگره، آثار ایشان احیا و منتشر شود و اندیشههای این شهید بهعنوان چراغ راه آینده جامعه اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
انتشار مجموعه آثار شهید مفتح؛ ضرورتی برای بازشناسی میراث علمی ایشان
دکتر قراملکی، رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی نیز به عنوان دیگر ارائهدهنده این نشست، به جایگاه علمی و مبارزاتی شهید مفتح اشاره و بر ضرورت انتشار مجموعه آثار ایشان، بازشناسی اندیشههای علمی و فراهمکردن زمینه بهرهمندی جامعه علمی از میراث فکری این شخصیت برجسته تأکید کرد و گفت: همواره این افسوس وجود داشت که چرا آثار شهید مفتح بهصورت مجموعهای منسجم منتشر نمیشود؟ انتشار مجموعه آثار ایشان میتواند یکی از دستاوردهای مهم کنگره ملی شهید مفتح باشد.
وی با اشاره به برخی آثار علمی شهید مفتح، بهویژه تألیفات ایشان در حوزه منطق، خاطرنشان کرد: علامه طباطبایی در تقریظ خود بر شرح منظومه منطق که توسط شهید مفتح نگاشته شده، از مقام علمی شهید مفتح سخن گفته است. با توجه به جایگاه علمی علامه طباطبایی و دقت ایشان در بیان دیدگاههای خود درباره شخصیتهای علمی، این تقریظ نشاندهنده اهمیت و جایگاه علمی شهید مفتح است.
ضرورت تبیین دقیق دیدگاههای علمی و فکری شهید مفتح
قراملکی همچنین بر اهمیت توجه به تحقیق، تصحیح و کیفیت ارائه آثار شهید، تأکید و ابراز امیدواری کرد کنگره ملی شهید مفتح زمینه انتشار مجموعه آثار ایشان را فراهم کند.
رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با بیان اینکه شهید مفتح در بیان مطالب، شخصیتی مختصرگو و اهل عمل بود، افزود: ایشان بیشتر بر عمل و اقدام تأکید داشت و از تفصیل غیرضروری در سخن و نوشتار پرهیز میکرد؛ این ویژگی در آثار ایشان نیز قابل تأمل است و ضرورت دارد آثار علمی وی با دقت و توجه بیشتر و همراه شرح و تبیین (نه صرفاً گردآوری) در دسترس جامعه علمی قرار گیرد.
گامی برای پایان غربت علمی شهید مفتح
وی با اشاره به مباحث مطرحشده درباره فاصله میان شعار و عمل در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه، بر ضرورت توجه به راهکارهای عملی برای ارتقای این ارتباط و اهمیت ارزیابی عملکردها و سنجش میزان تحقق اهداف در این عرصه تأکید کرد و گفت: حضور شهید مفتح در محیط دانشگاه، از جهات مختلف حائز اهمیت بود و ایشان در اداره امور دانشگاه، بهویژه در زمینه نظام آموزشی و گزینش، رویکردی جدی و دقیق داشت. ایشان در این زمینه معیارهای سختگیرانهای داشت و این رویکرد در روند پذیرش و انتخاب افراد برای فعالیتهای دانشگاهی نمود پیدا میکرد.
قراملکی همچنین با اشاره به شخصیت علمی و خدمات برخی از استادان و چهرههای دانشگاهی مرتبط با شهید مفتح (از جمله مرحوم آیتالله شیخ عبدالله نورانی)، بر اهمیت بازشناسی تجربههای علمی و تربیتی آنان تأکید کرد و افزود: یکی از آرزوهای من در برگزاری این کنگره، پایاندادن به غربت علمی شهید مفتح است.
رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، از آمادگی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برای همکاری در زمینه چاپ آثار شهید خبر داد و با اشاره به تفاوت میان ارائه مقاله و طرح تفصیلی مباحث علمی در سخنرانیها، ابراز امیدواری کرد کنگره ملی شهید مفتح بتواند افزون بر انتشار مقالات، زمینه گردآوری و تدوین مباحث علمی مطرحشده را نیز فراهم کند تا این مطالب به شکلی منسجم در اختیار علاقهمندان و پژوهشگران قرار گیرد.
پیشنشستهای کنگره از مشهد تا قم
حجتالاسلام حاتمی، دبیر اجرایی کنگره ملی دانشمند شهید آیتالله مفتح نیز در پایان یادآور شد: پیشنشستهای تبیینی این کنگره که از مشهد مقدس آغاز شده است، در هشت استان کشور (تهران، اصفهان، قزوین، کردستان، لرستان، همدان و فارس) ادامه مییابد و در نهایت، کنگره در قم، شهر حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، به کار خود پایان خواهد داد.
وی با اشاره به طراحی 40 کرسی ترویجی برای این پیشنشستها گفت: مقالاتی که از سوی علاقهمندان به بخش علمی کنگره ارسال شده، در حال بررسی است. همچنین، انتظار میرود چکیده مقالات تا پایان آبانماه و اصل مقالات تا دهم آذرماه به دبیرخانه کنگره ارسال شود.
حجتالاسلام حاتمی خاطرنشان کرد: کنگره ملی دانشمند شهید آیتالله مفتح، 29 آذرماه همزمان با سالروز ولادت امام جواد (علیهالسلام) و در ایام مصادف با روز وحدت حوزه و دانشگاه، در قم برگزار خواهد شد.





