به گزارش گروه سیاسی عصر قانون: پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعهشناس سیاسی گفتوگوی انجام داده که مشروح متن و فیلم آن را در ادامه میخوانید و میبینید:
۱- علت ماندگاری مسئله ۲۸ مرداد
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پس از گذشت بیش از هفت دهه همچنان یکی از کانونهای اصلی منازعه درباره تاریخ معاصر ایران است؛ زیرا این واقعه فقط به سقوط دولت دکتر محمد مصدق محدود نمیشود، بلکه با بنیادیترین مسئله ایران در دویست سال اخیر، یعنی «استقلال»، ارتباط دارد.
از این منظر، اهمیت ۲۸ مرداد در پیوند میان سه مسئله استقلال، امنیت و توسعهنیافتگی ایران نهفته است. جامعه ایران به دلیل پیشینه تاریخی و تمدنی خود نمیتواند از استقلال صرفنظر کند و موقعیت ژئوپلیتیکی کشور نیز همواره ایران را در معرض تهاجم، اشغال و فشار خارجی قرار داده است.
۲- استقلال؛ مسئله محوری دویست سال تاریخ ایران
مبدأ شکلگیری مسئله توسعه در ایران را باید شکستهای نظامی از روسیه و عهدنامههایی دانست که به جدایی بخشهایی از سرزمین ایران انجامید. پرسش عباسمیرزا از علل شکست ایران، در حقیقت نخستین صورتبندی مسئله عقبماندگی بود: چرا دیگران پیشرفت کردهاند و ایران توانایی دفاع از استقلال و تمامیت ارضی خود را ندارد؟
عباسمیرزا راهحل را در ایجاد نیروی نظامی جدید و امیرکبیر آن را در تقویت بنیانهای علمی، فنی و اداری کشور جستوجو کرد؛ اما این اصلاحات ناتمام ماند. پس از آن نیز جدایی هرات، نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، قرارداد ۱۹۰۷، اشغال ایران در جنگ جهانی اول و قرارداد ۱۹۱۹، همگی صورتهای متفاوتی از منازعه بر سر استقلال، اقتدار دولت و نفوذ خارجی بودند.
۳- از مشروطه تا ظهور رضاشاه
مشروطیت برای حل دو مسئله شکل گرفت: جلوگیری از استبداد داخلی و مقابله با سلطه خارجی. مشروطهخواهان معتقد بودند ساختار خودسرانه و بیقاعده قدرت مانع استفاده صحیح از ظرفیتهای کشور و در نتیجه عامل عقبماندگی و ضعف ایران است. بااینحال، مشروطه نتوانست بهطور کامل به اهداف خود برسد. مجلس بارها تعطیل شد، ایران میان قدرتهای خارجی تقسیم و در جنگ جهانی اول اشغال شد.
ناکامی مشروطه به پیدایش این تصور انجامید که شاید «استبداد منور» بتواند با ایجاد دولت متمرکز، مشکل عقبماندگی و ضعف ایران را حل کند. رضاشاه محصول این چرخش بود؛ اما آزمون شهریور ۱۳۲۰ نشان داد که دولت متمرکزِ فاقد مشارکت مردم، با وجود ظواهر اقتدار، در برابر تهاجم خارجی بسیار آسیبپذیر است. ارتش فروپاشید، کشور اشغال شد و رضاشاه از سلطنت کناره گرفت.
۴- ملیشدن نفت؛ تلاش تازه برای بازیابی استقلال
پس از شهریور ۱۳۲۰، با تضعیف اقتدار سلطنت، مجلس، مطبوعات، احزاب و نخستوزیری مجدداً اهمیت یافتند. نهضت ملیشدن نفت در چنین فضایی شکل گرفت. هدف اصلی این جنبش آن بود که ایران یکی از مهمترین منابع قدرت و ثروت خود را از سلطه بریتانیا خارج کند.
دکتر مصدق با مأموریت اجرای قانون ملیشدن نفت به نخستوزیری رسید. بنابراین، مسئله نفت صرفاً منازعهای اقتصادی نبود، بلکه با استقلال سیاسی، حاکمیت ملی، جایگاه مجلس و حدود اختیارات شاه ارتباط داشت. کودتای ۲۸ مرداد نهتنها دولت مصدق را ساقط کرد، بلکه بسیاری از دستاوردهای سیاسی دوره پس از شهریور ۱۳۲۰ را نیز از میان برد. پس از کودتا، مجلس و نخستوزیر تضعیف و قدرت در دست شاه متمرکز شد. به تعبیر امام خمینی، «محمدرضا رفت و رضاشاه برگشت»؛ یعنی شاه ضعیف پیش از کودتا، به سلطانی مقتدر و استبدادی تبدیل شد.
۵- مردم؛ عنصر اصلی پیروزی یا شکست جنبشها
یکی از مهمترین نتیجهگیریهای آقای پرویز امینی آن است که حضور مردم، عامل تعیینکننده موفقیت جنبشهای سیاسی ایران بوده است. نهضت تنباکو، مشروطه، ملیشدن نفت و قیام سی تیر، زمانی پیش رفتند که مردم در صحنه حضور داشتند. در سی تیر ۱۳۳۱، فراخوان آیتالله کاشانی و حضور گسترده مردم موجب سقوط دولت قوام و بازگشت مصدق شد.
در مقابل، یکی از دلایل موفقیت کودتای ۲۸ مرداد، خالیشدن خیابانها از حامیان دولت بود. پس از شکست اقدام نخست کودتا در ۲۵ مرداد، طرفداران دولت و نیروهای سیاسی در خیابانها حضور داشتند؛ اما پس از ملاقات هندرسون، سفیر آمریکا، با مصدق و اعتراض او به اجتماعات خیابانی، دولت دستور پایاندادن به تجمعها را صادر کرد. در تحلیل مطرحشده، اگر مردم در خیابان باقی میماندند، امکان موفقیت عملیات ۲۸ مرداد بهمراتب کمتر میشد.
۶- دین؛ عامل تولید قدرت اجتماعی
عنصر دوم در بسیج اجتماعی ایران، دین و مذهب است. آقای امینی تاکید میکند که در تاریخ معاصر، هیچ نیروی دیگری به اندازه مذهب نتوانسته است قدرت اجتماعی عمومی و فراگیر تولید کند. در نهضت تنباکو، فتوای میرزای شیرازی به یک نافرمانی مدنی سراسری انجامید و اراده ناصرالدینشاه را عقب راند. در مشروطه نیز روحانیانی چون آخوند خراسانی، نائینی، بهبهانی، طباطبایی و شیخ فضلالله نوری از چهرههای اصلی صحنه بودند.
در نهضت ملی نفت نیز آیتالله کاشانی، فدائیان اسلام و دیگر شبکههای مذهبی در بسیج مردم و از میان برداشتن موانع سیاسی نقش داشتند. بر این اساس، تضعیف نهادها، انگیزهها و باورهای دینی میتواند به خالیشدن میدان اجتماعی و کاهش توان جامعه در مقابله با استبداد و مداخلات خارجی بینجامد.
۷- رهبری؛ سومین عامل تعیینکننده
در کنار مردم و دین، کیفیت رهبری سومین عامل اصلی موفقیت یا شکست جنبشهاست. در نهضت تنباکو، رهبری واحد، هوشمند و مرحلهبهمرحله میرزای شیرازی توانست جنبش را بدون انحراف به نتیجه برساند. در مقابل، رهبری مشروطه و نهضت ملی نفت بهتدریج دچار چندپارگی شد.
در تحلیل آقای امینی، مسئولیت نهایی حفظ ائتلاف سیاسی و اجتماعی بر عهده رهبر جنبش است. از اینرو، هرچند میتوان آیتالله کاشانی، حسین مکی و دیگر جداشدگان از جبهه ملی را نقد کرد، مصدق بهعنوان نخستوزیر و رهبر نهضت، مسئولیت اصلی مدیریت اختلافها و جلوگیری از فروپاشی جبهه حامی دولت را بر عهده داشت.
۸- خطاهای سیاسی و حقوقی مصدق
آقای امینی چند خطای مهم مصدق را فهرست میکند. نخست، درخواست اختیارات قانونگذاری از مجلس بود که ابتدا برای شش ماه و سپس برای یک سال تمدید شد. این اقدام، جایگاه مجلس را تضعیف کرد و با تصویر مصدق بهعنوان نماد پارلمانگرایی تعارض داشت.
دوم، انحلال مجلس هفدهم از طریق همهپرسی بود؛ اقدامی که در قانون اساسی مشروطه پیشبینی نشده بود. انحلال مجلس چند پیامد داشت: یکی از مهمترین پایگاههای قانونی دولت از میان رفت، اختلافات درون نهضت تشدید شد و شاه در غیاب مجلس امکان یافت فرمان عزل مصدق را صادر کند.
۹- ضعف در مواجهه با کودتا
در این تحلیل، اقدام ۲۵ مرداد، کودتای اصلی بود که شکست خورد و عملیات ۲۸ مرداد تلاشی مجدد در شرایطی مساعدتر بود. شاه پس از شکست مرحله نخست، ایران را ترک کرد و حتی بازگشت خود را ناممکن میدانست؛ اما دولت مصدق از فرصت بهدستآمده استفاده نکرد.
مصدق کودتا را جدی نگرفت، مردم را برای دفاع از دولت فرا نخواند، از رادیو بهدرستی حفاظت نکرد و اشراف کافی بر تحولات تهران نداشت. همچنین انتصابهای نامطمئن در شهربانی و ارتش و خوشبینی به آمریکا، آسیبپذیری دولت را افزایش داد. تصرف رادیو به کودتاچیان امکان داد سقوط دولت را اعلام کنند و در جامعه این تصور را به وجود آورند که کار دولت پایان یافته است. از این منظر، کودتا صرفاً محصول قدرت آمریکا و بریتانیا نبود؛ بلکه ضعفهای داخلی و خطاهای رهبری نیز راه موفقیت آن را هموار کرد.
۱۰- مقایسه با رهبری انقلاب اسلامی
آقای امینی، تجربه نهضت ملی را با انقلاب اسلامی مقایسه میکند. در این مقایسه، امام خمینی توانست مردم را تا لحظه نهایی در صحنه نگه دارد و در برابر تاکتیکهای گوناگون حکومت ــ از سرکوب ۱۷ شهریور تا دولت نظامی، دولت بختیار و طرح بازداشت گسترده رهبران انقلاب ــ تصمیمهای مقتضی اتخاذ کند.
نمونه مهم، اعلام حکومت نظامی در ۲۱ بهمن بود. امام برخلاف دستور حکومت، از مردم خواست در خیابانها بمانند و بدینترتیب امکان اجرای طرح بازداشت رهبران و سرکوب نهایی انقلاب را از میان برد. در این قرائت، حضور مردم، انگیزه دینی و رهبری هوشمند، سه عامل پیروزی انقلاب و عبور جمهوری اسلامی از بحرانهای بعدی، از جمله جنگ و تجزیهطلبی، بودهاند.
۱۱- بازخوانیهای متغیر از مصدق
مصدق در دورههای مختلف بر اساس مسائل روز بازخوانی شده است: گاه نماد مردمسالاری و پارلمانگرایی، گاه نمونه اعتماد زیانبار به آمریکا و گاه نماد مقاومت در برابر سلطنت و نفوذ خارجی. در سالهای اخیر، با برجستهشدن جریان سلطنتطلب، نوع مواجهه با مصدق نیز تغییر کرده است. بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی که پیشتر از مصدق برای نقد نظام استفاده میکردند، اکنون به دلیل ضدیت مصدق با پهلوی، با او نیز مخالفت میکنند.
۱۲- گسترش دوگانه پهلوی ـ جمهوری اسلامی
جمعبندی پایانی آقای امینی و این گفتگو آن است که جریان پهلویگرا میکوشد دوگانه «پهلوی ـ جمهوری اسلامی» را به حوزههای وسیعتری گسترش دهد: دوگانه دینی و غیردینی، یا حتی ایران و ضدایران. در نتیجه، شخصیتهایی مانند مصدق، شریعتی و دیگر مخالفان تاریخی پهلوی، حتی اگر در چارچوب جمهوری اسلامی قرار نگیرند، هدف حمله قرار میگیرند.
از نگاه آقای امینی، قرارگرفتن بخشی از این جریان در کنار فشار، تهدید یا تهاجم خارجی علیه ایران، نشاندهنده فقدان عقلانیت سیاسی فرقه پهلوی است. درس نهایی ۲۸ مرداد آن است که استقلال ایران تنها با اتکای همزمان به حضور مردم، قدرت اجتماعی برخاسته از باورهای عمومی و رهبری هوشمند و منسجم حفظ میشود.
https://asrghanoon.ir/?p=153443
کودتای 28 مرداد 1332 پس از گذشت بیش از هفت دهه همچنان یکی از کانونهای اصلی منازعه درباره تاریخ ایران است.




نظرات