آیا حمله به مدرسه میناب و کشتن کودکان، هدیه ترامپ به بت بعل بود؟
بعد از جنایت حمله به مدرسه شجره طیبه میناب، برخی مدعی شدند این اقدام مطابق اعتقادات شیطان پرستی از سوی ترامپ و نتانیاهو و در قالب هدیه کردن کودکان به بت بعل انجام شده است؛ اما آیا این روایت صحت دارد؟
با انجام جنایت کم سابقه آمریکا در میناب و شهادت بیش از ۱۵۰ کود دختر و پسر، به رغم انکارهای اولیه، در نهایت طی راستیآزمایی رسانههای بین المللی، مشخص شد آمریکاییها دست به انجام این جنایت زده اند. اما این جنایت شگفت، باعث طرح گمانههایی هم شد، از جمله این ادعا که ترامپ و نتانیاهو این جنایت را انجام داده اند تا با قربانی کردن کودکان نزد بت «بعل» قدرت شیطانی کسب کنند؛ موضوعی که برای آن انیمیشنهایی مثل مورد زیر هم ساخته شد:
بر اساس پژوهشهای مارک اسمیت محقق آمریکایی بعل یکی از ارکان اصلی نظام دینی کنعانی بود و پرستش او با چرخههای طبیعی، بهویژه بارش باران و حاصلخیزی زمین، ارتباط مستقیم داشت. در متون اوگاریتی (به خط میخی) که اوایل قرن بیستم در سوریه کشف شد و متعلق به قرن ۱۲ قبل از میلاد مسیح است، بعل در نبرد با نیروهای آشوب مانند «یام» (دریا) و «موت» (مرگ) ظاهر میشود؛ نبردی که نماد کشمکش میان نظم و بینظمی در طبیعت است. از منظر فلسفی، بعل نماینده تلاش انسان باستان برای فهم و کنترل طبیعت است. در جهانی که بقای انسان وابسته به باران و کشاورزی بود، چنین خدایی نقش حیاتی داشت و پرستش او پاسخی به نیازهای وجودی و معیشتی انسان محسوب میشد.
بررسیهای بیشتر متون تاریخی نشان میدهد بعل یک خدای خاص برای قوم سامی بوده است اما این واژه به مرور زمان معانی مختلفی پیدا کرده است. در ابتدا به عنوان لقبی برای خدای باران، طوفان و باروری مطرح بود و از آن با نام هدد نیز یاد میشد اما به مرور زمان از لقب یک خدا به نام اصلی این خدا برای قوم سامی و کنعانی و ساکنان منطقه خاور نزدیک تبدیل شد به طوری که گفته میشود شهر بعلبک در لبنان امروزی از نام این خدا گرفته شده است.
نقش بعل یا خدای باران و باروری و حتی پادشاهی برای جوامع کشاورزی که حیات آنها به بارندگی بستگی داشت، حیاتی بود. بعل یا خدای باران معمولا در اسطورهها، با نیروهای مانند دریا (یمو) و مرگ ( موت) میجنگد تا حیات و زندگی و باروری را حفظ کند. بر این اساس در متون اوگاریتی یکی از مهمترین خدایان است به طوری که پرسش این بت یا خدای باران در سراسر شام یا مدیترانه توسط فینیقیان گسترش یافت.
بعدها با ظهور ادیان الهی و یکتاپرستی جایگاه لعل یا خدای باران یا طبیعت تنزل پیدا کرد. به طوری که در متون عبری، مسیحی و اسلامی از آن با عناوین مختلفی یاد شده است. در کتاب مقدس عبری (تنخ) بعل به عنوان خدای بیگانه یا دروغین یاد شده است و پیامبرانی مانند الیاس نیز با پرستش بعل مخالفت کردند. بعدها در مسیحیت معنای بعل بازهم منفیتر شد به طوری که یکی از انواع بعل به نام بعل زبوب به عنوان شیطان، دیو یا شاهزاده جهنم معرفی شد. در اسلام نیز بعل به عنوان بت و معبود باطل شناخته میشود. در مجموع میتوان گفت در نگاه تاریخی معنای بعل تغییر کرد و به طور کلی به معنای بت یا خدای دروغین شناخته میشود. در نگاه توحیدی پرستش بعل بهعنوان بازگشت به شرک، طبیعتگرایی و چندخدایی تلقی میشود.
در ایدئولوژی اسلامی بعل با مفاهیمی مانند «بت»، «شرک» و «طاغوت» هم معناست. در این چارچوب، «بت» دیگر صرفاً یک مجسمه از سنگ و چوب نیست، بلکه مصداق هر نوع وابستگی به غیر خداست. این وابستگی میتواند قدرت، ثروت یا یک نظام فکری طاغوتی و غیر معنوی مانند مادیگرایی یا مصرف گرایی باشد. در این دیدگاه هر گونه نظام غیر الهی نادرست است، طرد میشود و باید جامعه را از آن نگاه پاک کرد.
مولوخ، مناقشه عهد عتیق با اصول اخلاقی
در مقابل بعل، «مولوخ» یک مفهوم پیچیدهتر است. نام مولوخ، مولخ یا مولک واژهای عبری است که چندین بار در تتخ کتار مقدس یهودیان ذکر شده است. در این کتاب مولوخ نماد قربانی کردن به خصوص قربانی کردن کودکان است، کودکانی که اغلب از طریق سوزاندن، قربانی میشدند. عملی که در متون دین یهود نیز گناهی بزرگ و توهین به خدا (یهوه) محسوب میشود.