با انجام جنایت کم سابقه آمریکا در میناب و شهادت بیش از ۱۵۰ کود دختر و پسر، به رغم انکارهای اولیه، در نهایت طی راستیآزمایی رسانههای بین المللی، مشخص شد آمریکاییها دست به انجام این جنایت زده اند. اما این جنایت شگفت، باعث طرح گمانههایی هم شد، از جمله این ادعا که ترامپ و نتانیاهو این جنایت را انجام داده اند تا با قربانی کردن کودکان نزد بت «بعل» قدرت شیطانی کسب کنند؛ موضوعی که برای آن انیمیشنهایی مثل مورد زیر هم ساخته شد:
مهدی مجاهد هم در توییتی که از سوی اسماعیلی، وزیر سابق ارشاد بازنشر شد، نوشت: «با کودک کشی شروع کردند تا شیطان در نبرد با جنود خدا کمک شان کند.»
نادر قاضی پور، نماینده پیشین ارومیه هم در سخنانی گفت: مدرسه میناب را آمریکا عمدی زد تا در کل ایران وحشت اولیه را ایجاد کند و خانوادهها بترسند و بیرون نیایند. آنها شیطان پرست هستند و شیطانها با خون نوزادان تغذیه میشوند.
اما آیا این ادعا که ترامپ و نتانیاهو به شیطان پرستی اعتقاد دارند و بمباران میناب را برای هدیه به بت بعل انجام داده اند، درست است؟
بعل، جفری آپستین و روایت رائفی پور
در راهپیمایی ۲۲ بهمن و مناسبت چهارشنبه سوری سال گذشته نیز مجسمهای با نوشته «بعل» و تصویر ستاره داوود و پرچم اسرائیل سوزانده شد و سوالات زیادی را در ذهن مردم ایجاد کرد. آتشزدن مجسمه با عنوان بت بعل در ۲۲ بهمن را مؤسسه «مصاف» به مدیریت علیاکبر رائفیپور انجام داد و آن را نماد بتِ مورد پرستش اسرائیلیها و بتِ مورد علاقه جفری اپستین معرفی کرد. چرا که برخی با قیاس با پرونده سوءاستفاده جنسی جفری اپستین (صاحب جزیره مشهور و متهم پرونده فسادهای جنسی با کودکان)، او را «بعلپرست» توصیف کردهاند.
از نگاه این گروه، مجسمه مولوخ که نماد قربانی کردن در ادبیات کهن کنعانی است، تجسم فرهنگی است که در آن گروهی (صهیونیستها) برای دست یافتن به نیروی شیطانی با تبعیت از مولوخ جلوی این بت شیطانی و به خواست او کودکانی را قربانی میکنند تا بتوانند با استفاده از قدرت شیطانی او به اهداف پلید خود برسند، در این نگاه، قربانی کردن بیشتر کودکان و به خصوص دختران به افزایش قدرت نیروهای شیطانی کمک میکند و آتش زدن این بت شیطانی میتواند این توطئه و نیروی شیطانی را خنثی کند.
یک روحانی به نام مهدی قیاسی در این زمینه میگوید: «بعل، مولوخ یا رمفان، نامهای متفاوت یک حقیقت واحد هستند. حقیقتی که در آن، قدرت شیطانی برای تثبیت خود نیازمند شکستن مرز انسانیت است. در جهان باستان، این حقیقت با قربانیکردن نوزادان، کودکان، دختران و سوزاندن انسانها خود را نشان میداد و اکنون در جهان مدرن، همان منطق در قالب شبکههای بردگی جنسی، اخاذی، نابودی اخلاق عمومی و کالاییسازی انسان در بسیاری از مناطق دنیا از جمله جزیره اپستین بازتولید شده است. اسناد نشان میدهد که یکی از حسابهای بانکی اپستین (سرمایه دار معروف یهودی آمریکایی) «Baal» نامگذاری شده، این انتخاب صرفاً سلیقهای یا تصادفی نیست.»
«علی اکبر رائفی پور» هم در سخنانی گفته است: الیستر کراولی بنیانگذار آیین تلما و نویسنده کتاب شریعت کسی است که لوح ۶۶۶ را در اهرام ثلاثه مصر پیدا میکند… در این آیین، جنی به نام آی واس به او گفت ای پیامبر. تا میتوانی خون بریز. من خون میخواهم. خون کودک (معصوم) یا خون اهل بهشت که دشمنان من هستند. وی میافزاید: در واقع این شیطان بود که به او امر میکرد و اجازه میداد هر کاری میخواهد انجام بدهد… به هر سو میخواهی برو اما ابتدا باید یک کودک را قربانی کنی. ما این نظریه را بررسی کردیم و به اسم عجیبی رسیدیم. زیگموند فروید که میگوید میل جنسی به تو هر دستوری میدهد انجام بده و در ادامه آن به پرونده معروف اپستین میرسیم، سرمایهدار یهودی که در جزیره معروفش همین مسیر را رفت.
رائفی پور میگوید: در میان بابلیها و کنعانیها بعل پرستیده میشد که به معنای خورشید بود. از آن زمان بت بعل را میساختند و برای آن قربانی میکردند و بعدها اسم آن شد مولخ یا مولوخ. بچهها را پیش پای بت بعل میسوزاندند و کاهن بعل یک تکه از گوشت آن را میخورد. امروز هم این تفکر قربانی کردن کودکان و دختران در جای جای جهان ادامه دارد، مراسمهایی که به صورت مخفی صورت میگیرد. یک نمونه واضح آن اتفاقاتی است که جزیره جفری اپستین با قربانی کردن دختران انجام میشد و این همان شیطان پرستی است که به اشکال مختلف با قربانی کردن دختران و کودکان به اسمهای مختلف انجام میشود.
راستیآزمایی
یک منشا ایجاد ارتباط بین اپستین و بعل، ادعای این بود که نام یکی از حسابهای بانکی منتسب به اپستین، «Baal» بوده است. برخی اعلام کردند که این نامگذاری اتفاقی نیست و نشانه ارتباط فکری جفری اپستین سرمایه دار معروف یهودی با مفاهیم بعل و شیطان پرستی است. این امر بار دیگر ارتباط بتها و نمادهای شیطانی را با جنایات امروزی بشر از جمله کودک کشی و قربانی کردن دختران در پای بت بعل برای رسیدن به مقاصد شیطانی بر سر زبان آورد.
واقعیت آن است که علت انتساب «بت بعل» به جفری اپستین صرفاً به یک نامه اخیراً منتشرشده در مستندات پرونده او بازمیگردد. در این سند بانکی (۲۰۰۹)، در قسمت ذینفع بهدلیل یک اشتباه تایپی، واژه «بال» یا «بانک» بهصورت «بعل» درج شده است. ️به بیان سادهتر، نرمافزار متنخوان (OCR) در اسناد قدیمی مرتبط با جفری اپستین، واژهی «bank» یا «Ball» را بهاشتباه «Baal» خوانده است. با این وصف، ارتباطی بین اپستین و بت بعل و شیطان پرستی وجود ندارد.
اعتقاد ترامپ و نتانیاهو به بت بعل؟
از سوی دیگر هیچ مدرک معتبر یا قابلاعتمادی وجود ندارد که نشان دهد بنیامین نتانیاهو یا دونالد ترامپ به «بَعل» (خدای باستانی تمدنهای کنعانی) اعتقاد دارند. نتانیاهو از نظر هویتی و فرهنگی یهودی (Judaism) است. ترامپ هم خود را مسیحی (پروتستان و بعداً غیرفرقهای) معرفی کرده و رابطه نزدیکی با مسیحیان انجیلی (Evangelicals) دارد. هرچند روشن است که عملکرد این دو ارتباطی با آموزه های دینی و حتی اصول اخلاقی و انسانی ندارد.
«بَعل» اما یک خدای باستانی مربوط به هزاران سال پیش در منطقه خاورمیانه بوده و امروزه پیروان شناختهشدهای در ادیان رایج ندارد.
درنتیجه نتانیاهو یک سیاستمدار یهودی است که از دین برای مشروعیت سیاسی و جذب حمایت استفاده میکند، نه پیرو آیینهای باستانی مثل بَعل. ترامپ هم مذهبی عمیق نیست و دین برای او بیشتر ابزار سیاسی، هویتی است تا اعتقاد عمیق الهیاتی و هیچ سند معتبری وجود ندارد که نشان دهد نتانیاهو یا ترامپ به «بَعل» اعتقاد دارند.
این گونه ادعاها گرچه جنجالی و جذاب، اما فاقد سند است و وقتی جنایات ضدانسانی آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر روشن است، نیازی به این گونه فرضیات حاشیه ساز نیست.
نگاهی به پیشینه تاریخی بعل و مولوخ
بررسیهای تاریخی مفاهیم بعل و مولوخ نکات دیگری را نشان میدهد. برای شناخت دقیق این مفاهیم باید به ریشههای تاریخی آنها توجه کرد.
بعل و مولوخ از جملهها نامهایی است که در اسطورههای تاریخی خاور نزدیک از قبل از میلاد مسیح مطرح بودهاند و در ادبیات کشورهای این منطقه معانی مختلفی داشتهاند. نامهایی که به عنوان خدا، بت یا یکی از خدایان در فرهنگ چند خدایی به کار میرفتند و هر کدام معنا و اسطوره خاصی بودند که به مرور زمان معانی آنها تغییر یافته است. در ادبیات اسلامی، این مفاهیم عمدتاً در قالب «بت» و نشانه انحراف از توحید و یکتاپرستی و نوعی شیطان پرستی مطرح شدهاند. با این وجود برای بررسی دقیق تر این مفاهیم لازم است به معانی تاریخی آنها توجه کرد.
بعل در بستر تاریخی
«بعل» واژهای سامی به معنای «سرور» یا «ارباب» است که در تمدنهای کنعانی عنوانی برای خدایان بهکار میرفت، اما بهتدریج به نام خاص یکی از مهمترین خدایان این منطقه تبدیل شد. بعل در اسطورهشناسی کنعانی، خدای باران، طوفان و باروری بود و نقشی حیاتی در زندگی کشاورزی ایفا میکرد. این بت به شکل انسان بود اما با نماد گاو هم پیوند دارد، زیرا گاو نماد قدرت و باروری بود.
بر اساس پژوهشهای مارک اسمیت محقق آمریکایی بعل یکی از ارکان اصلی نظام دینی کنعانی بود و پرستش او با چرخههای طبیعی، بهویژه بارش باران و حاصلخیزی زمین، ارتباط مستقیم داشت. در متون اوگاریتی (به خط میخی) که اوایل قرن بیستم در سوریه کشف شد و متعلق به قرن ۱۲ قبل از میلاد مسیح است، بعل در نبرد با نیروهای آشوب مانند «یام» (دریا) و «موت» (مرگ) ظاهر میشود؛ نبردی که نماد کشمکش میان نظم و بینظمی در طبیعت است. از منظر فلسفی، بعل نماینده تلاش انسان باستان برای فهم و کنترل طبیعت است. در جهانی که بقای انسان وابسته به باران و کشاورزی بود، چنین خدایی نقش حیاتی داشت و پرستش او پاسخی به نیازهای وجودی و معیشتی انسان محسوب میشد.
بررسیهای بیشتر متون تاریخی نشان میدهد بعل یک خدای خاص برای قوم سامی بوده است اما این واژه به مرور زمان معانی مختلفی پیدا کرده است. در ابتدا به عنوان لقبی برای خدای باران، طوفان و باروری مطرح بود و از آن با نام هدد نیز یاد میشد اما به مرور زمان از لقب یک خدا به نام اصلی این خدا برای قوم سامی و کنعانی و ساکنان منطقه خاور نزدیک تبدیل شد به طوری که گفته میشود شهر بعلبک در لبنان امروزی از نام این خدا گرفته شده است.
نقش بعل یا خدای باران و باروری و حتی پادشاهی برای جوامع کشاورزی که حیات آنها به بارندگی بستگی داشت، حیاتی بود. بعل یا خدای باران معمولا در اسطورهها، با نیروهای مانند دریا (یمو) و مرگ ( موت) میجنگد تا حیات و زندگی و باروری را حفظ کند. بر این اساس در متون اوگاریتی یکی از مهمترین خدایان است به طوری که پرسش این بت یا خدای باران در سراسر شام یا مدیترانه توسط فینیقیان گسترش یافت.
بعدها با ظهور ادیان الهی و یکتاپرستی جایگاه لعل یا خدای باران یا طبیعت تنزل پیدا کرد. به طوری که در متون عبری، مسیحی و اسلامی از آن با عناوین مختلفی یاد شده است. در کتاب مقدس عبری (تنخ) بعل به عنوان خدای بیگانه یا دروغین یاد شده است و پیامبرانی مانند الیاس نیز با پرستش بعل مخالفت کردند. بعدها در مسیحیت معنای بعل بازهم منفیتر شد به طوری که یکی از انواع بعل به نام بعل زبوب به عنوان شیطان، دیو یا شاهزاده جهنم معرفی شد. در اسلام نیز بعل به عنوان بت و معبود باطل شناخته میشود. در مجموع میتوان گفت در نگاه تاریخی معنای بعل تغییر کرد و به طور کلی به معنای بت یا خدای دروغین شناخته میشود. در نگاه توحیدی پرستش بعل بهعنوان بازگشت به شرک، طبیعتگرایی و چندخدایی تلقی میشود.
در ایدئولوژی اسلامی بعل با مفاهیمی مانند «بت»، «شرک» و «طاغوت» هم معناست. در این چارچوب، «بت» دیگر صرفاً یک مجسمه از سنگ و چوب نیست، بلکه مصداق هر نوع وابستگی به غیر خداست. این وابستگی میتواند قدرت، ثروت یا یک نظام فکری طاغوتی و غیر معنوی مانند مادیگرایی یا مصرف گرایی باشد. در این دیدگاه هر گونه نظام غیر الهی نادرست است، طرد میشود و باید جامعه را از آن نگاه پاک کرد.
مولوخ، مناقشه عهد عتیق با اصول اخلاقی
در مقابل بعل، «مولوخ» یک مفهوم پیچیدهتر است. نام مولوخ، مولخ یا مولک واژهای عبری است که چندین بار در تتخ کتار مقدس یهودیان ذکر شده است. در این کتاب مولوخ نماد قربانی کردن به خصوص قربانی کردن کودکان است، کودکانی که اغلب از طریق سوزاندن، قربانی میشدند. عملی که در متون دین یهود نیز گناهی بزرگ و توهین به خدا (یهوه) محسوب میشود.
https://asrghanoon.ir/?p=145580
بعد از جنایت حمله به مدرسه شجره طیبه میناب، برخی مدعی شدند این اقدام مطابق اعتقادات شیطان پرستی از سوی ترامپ و نتانیاهو و در قالب هدیه کردن کودکان به بت بعل انجام شده است؛ اما آیا این روایت صحت دارد؟






نظرات