اخیراً اخباری مبنی بر میانجیگری روسیه میان ایران و آمریکا منتشر شده است، از جمله ارسال پیام ویتکاف از طریق ولادیمیر پوتین به تهران مبنی بر تمایل واشنگتن برای مذاکره مستقیم. افزون بر این مورد، سفر سرگئی لاوروف به تهران در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶، پس از رایزنی با کشورهای عربی خلیج فارس، این پرسش را مطرح کرد که روسیه از تلاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا چه منافعی را دنبال میکند. پاسخ را باید در مجموعهای از ملاحظات اقتصادی، امنیتی و سیاسی جستوجو کرد.
انگیزههای روسیه
۱️⃣نخستین انگیزه، حفاظت از منافع اقتصادی و ترانزیتی روسیه است. محدودشدن دسترسی مسکو به بازارها و مسیرهای تجاری غرب، اهمیت ایران را بهعنوان راه ارتباطی با جنوب آسیا افزایش داده است. ادامه ناامنی، سرمایهگذاری، تأمین مالی، بیمه و اجرای پروژههای مشترک را دشوار میکند.
۲️⃣دومین انگیزه احتمالی، حفظ توازن در روابط با ایران و کشورهای عربی خلیج فارس است. مسکو مایل نیست همکاری با تهران، روابطش با پایتختهای عربی را به خطر بیندازد. میانجیگری فرصتی فراهم میکند تا روسیه، ضمن حفظ مناسبات با ایران، به نگرانیهای امنیتی همسایگان عرب آن نیز پاسخ دهد.
۳️⃣سومین انگیزه، جلوگیری از گسترش بحران به حوزه اشاعه هستهای است. روسیه با همکاری در نیروگاه بوشهر، توافق برای ساخت هشت واحد جدید نیروگاهی، مخالفت با اسنپبک و حمایتهای دیپلماتیک، پشتیبانی خود را از فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران نشان داده است؛ بااینحال، همچنان با دستیابی تهران به سلاح هستهای مخالفت دارد. جنگ میتواند هم منافع اقتصادی این همکاریها را به خطر بیندازد و هم با تشدید احساس تهدید در ایران، انگیزه حرکت به سوی بازدارندگی هستهای را تقویت کند.
۴️⃣چهارمین انگیزه، بازیابی اعتبار روسیه در مدیریت بحرانهای بینالمللی است. مسکو پس از آغاز جنگ اوکراین، خود به یکی از کانونهای بحران تبدیل شد و با تلاش غرب برای انزوای سیاسی و دیپلماتیک روبهرو گردید. ایفای نقشی مؤثر در پرونده هستهای ایران میتواند بخشی از اعتبار دیپلماتیک روسیه را بازگرداند.
۵️⃣پنجمین انگیزه و چه بسا پیچیده و مهمترین آن، تقویت قدرت چانهزنی روسیه در آمریکا و افزایش توان آن برای ایجاد شکاف میان واشنگتن و متحدان اروپایی آن است. کمک به حل اختلاف ایران و آمریکا نیز میتواند انگیزه واشنگتن برای حفظ همکاری با مسکو را افزایش دهد و همراهی کامل با سیاستهای تقابلی اروپا را برای آن پرهزینهتر کند.
موانع روسیه
با وجود انگیزههای روسیه و ظرفیت قابلتوجه آن، موانع مهمی در این مسیر وجود دارد.
۱️⃣مهمترین مانع، اصل اختلاف تهران و واشنگتن بر سر موضوع مذاکره و نقطه تبادل امتیازات است، نه طرف میانجیگر. آمریکا میخواهد مسئله هستهای از همان ابتدا در دستور کار قرار گیرد، اما ایران تأکید دارد که ابتدا محاصره بنادر و محدودیتهای صادرات نفت برداشته شود.
۲️⃣یکی دیگر از موانع، بدبینی نخبگان سیاسی و فکری ایران به اهداف روسیه است. این نگرانی وجود دارد که روسیه از پرونده ایران برای چانهزنی با آمریکا استفاده کند و در صورت تعارض منافع، اولویتهای تهران را در مرتبه دوم قرار دهد.
۳️⃣مانع دیگر این است که روابط خود روسیه و آمریکا نیز ثبات چندانی ندارد. نزدیکی مقطعی مسکو و واشنگتن ممکن است فرصتی برای میانجیگری ایجاد کند، اما اختلافات دو کشور و تغییرات سیاسی در آمریکا میتواند این فرصت را از بین ببرد. به ویژه، تقویت موقعیت دموکراتها در کنگره ممکن است فشار برای تحریم روسیه و محدودکردن همکاری با مسکو را افزایش دهد.
با وجود انگیزههای روسیه، احتمال اثرگذاری آن بهعنوان میانجی اصلی و تعیینکننده محدود به نظر میرسد. زیرا گره اصلی روابط ایران و آمریکا، انتخاب میانجی نیست، بلکه تضاد بر سر خواستهها، حدود امتیازدهی و تضمین اجرای تعهدات است. ایران و آمریکا در حال حاضر به روسیه به عنوان انتقالدهنده پیام نگاه میکنن✅د. مشکل، صرفاً رساندن پیامهای دو طرف به یکدیگر نیست؛ مسئله این است که هر طرف توافق را با شرایطی میخواهد که طرف مقابل حاضر به پذیرش آن نیست. روسیه میتواند انتقال پیشنهادها را تسهیل کند یا برای مسائل فنی هستهای راهحل ارائه دهد، اما توان محدودی برای تغییر محاسبات واشنگتن و تهران دارد. بنابراین، تا زمانی که ایران و آمریکا برای تعدیل خواستهها و پذیرش تعهدات متقابل آمادگی نداشته باشند، تغییر میانجی بهتنهایی چشمانداز توافق را تغییر نخواهد داد.
https://asrghanoon.ir/?p=160556




نظرات