گروه بین الملل عصرقانون
محمدعلی حسننیا
تلاش تلآویو برای گسترش کمربند امنیتی خود در جنوب لبنان با دکترین فرسایشی حزبالله در تضاد است و محدودیتهای آتش اسرائیل تحت سقف سیاسی واشنگتن را آشکار میسازد. جبهه لبنان وارد مرحله شدیدتری از درگیری شده است. مسیر نظامی این درگیری را نمیتوان از مذاکرات هستهای و سیاسی میان آمریکا و ایران جدا کرد. لبنان به یک برگ فشار برای هر دو طرف تبدیل شده، اگرچه هرکدام از زاویه متفاوتی به آن نگاه میکنند. ترامپ و نتانیاهو خواهان جدا کردن جبهه ایران و لبنان از یکدیگر هستند. اما تهران با توجه به نقش حزبالله به عنوان بازوی منطقهای و ایدئولوژیک، بر پیوند این دو جبهه اصرار دارد.
فشار انتخاباتی علیه نتانیاهو
در این میان، بعد انتخاباتی در اسرائیل نیز بسیار تعیینکننده است. نتانیاهو تلاش میکند فشارهای داخلی را مهار کرده و آینده سیاسی خود را حفظ کند، به ویژه که جامعه اسرائیل به تدریج دریافته است شعارهای اغراقآمیز مانند “پیروزی مطلق” محقق نشده است. حماس در غزه از بین نرفته و در لبنان نیز درگیری به منطق معادلات بازدارندگی بازگشته است. رویای سرنگونی دولت ایران نیز کمرنگ شده است.
در داخل اسرائیل، جبهه شمال به یک بار اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده و فشارها برای تشدید درگیری در لبنان را افزایش داده است. اظهارات نتانیاهو درباره حمله به ضاحیه در یک کنفرانس خبری، بیشتر پیامی برای داخل اسرائیل بود تا یک نقشه عملیاتی. لغو این حمله، روایت نتانیاهو را تضعیف کرد و فشار بر او را افزایش داد. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، از این عقبنشینی استفاده کرد و گفت اسرائیل به «یک دولت تحتالحمایه کامل» تبدیل شده است.
فرسایش در برابر اشغال آهسته
گسترش آتش حزبالله به شمال فلسطین اشغالی، فشارها را عمیقتر کرده و نشان میدهد که مقاومت سیاست معادلات بازدارندگی را رها نکرده است. از زمان شروع تهاجم زمینی، ارتش اسرائیل تمرکز اصلی خود را در هر مقطع بر روی یک محور معطوف کرده و قدرت آتش و تجهیزات خود را در آن متمرکز میسازد. این موضوع آرامش نسبی در برخی محورها را در زمانهای مختلف توضیح میدهد. تلآویو مدل «زمین سوخته» خان یونس را برای اجتناب از درگیری مستقیم با مقاومت اتخاذ کرده است. در روزهای اخیر، حملات هوایی به ویژه در اطراف محورهای اصلی پیشروی تشدید شده است.
اسرائیل سیاست «اشغال آهسته» را دنبال میکند؛ سعی در گسترش منطقه کنترل خود، تثبیت مواضع نیروها و حفاظت از مسیرهای تدارکات و تخلیه مجروحان دارد. هدف آن اشغال خطالشانه تا علیالطاهر است که در آن سوی «خط زرد» قرار دارد. اگر بتواند خود را در آنجا تثبیت کند، برتری آتش بر مناطق در معرض دید خود به دست خواهد آورد. هدف اصلی نظامی، قطع مسیرهای تدارکاتی و جدا کردن رزمندگان مقاومت در جبهههای جداگانه نبرد است.
تاکتیکهای حزبالله
مقاومت در حال مدیریت نبرد با تاکتیکهای انعطافپذیر مبتنی بر شناخت زمین، محورهای متعدد درگیری و فرسایش مداوم است. کمینهای مهندسی به ابزاری اصلی برای مختل کردن پیشروی زمینی تبدیل شده است که در کنار سایر تاکتیکها مانند آتش مستقیم، اصابت دقیق به نیروهای متحرک و کاروانهای تدارکاتی و استفاده از پهپادهای انتحاری مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد حزبالله بر درهم شکستن منطق پیشروی تدریجی اسرائیل با ضربه زدن به خطوط تدارکاتی و برهم زدن آرایش میدانی دشمن متمرکز است. این مانع از شکلگیری نقاط کنترل پایدار میشود.
ارتش اشغالگر همچنان به محاصره و انزوا متکی است و سعی میکند از شهرها عبور کند یا آنها را دور بزند. بنابراین، درگیری در محورهای جلو لزوماً به معنای سقوط روستاهای پشت آنها نیست. در بسیاری موارد، نبرد به خطوط و مواضع آمادهشده دیگر منتقل میشود. اسرائیل هنوز میتواند به نفوذهای تاکتیکی محدود دست یابد، اما حفظ کنترل عملیاتی پایدار موضوع دیگری است. واقعیات میدانی نشان میدهد تلآویو هنوز قادر به اعمال کنترل کامل و پایدار بر شهرهای بنت جبیل یا خیام نشده است.
تحقق هشدار سید حسن نصرالله
در مجموع، پروژه تعمیق منطقه حائل و پیشروی به فراتر از لیتانی پس از بیش از ۹۰ روز تجاوز و اقدامات خصمانه، نتوانسته به اهداف تعیینشده دست یابد. امروز، هشداری که سید حسن نصرالله درباره تبدیل کمربند امنیتی به «پرتگاهی برای دشمن» داده بود، در میدان نبرد در حال تحقق است. اسرائیل اکنون با میدان نبرد پیچیدهای روبروست که توسط تاکتیکهای فرسایشی مقاومت شکل گرفته است. در همین حال، مقاومت همچنان قوت و غافلگیری خود را در میدان حفظ کرده و کمینها و پهپادهای انتحاری آن، همان چیزی را اعمال میکنند که تلآویو آن را تهدیدی راهبردی مینامد.
https://asrghanoon.ir/?p=148121
پروژه تعمیق منطقه حائل و پیشروی به فراتر از لیتانی پس از بیش از ۹۰ روز تجاوز و اقدامات خصمانه، نتوانسته به اهداف تعیینشده دست یابد. امروز، هشداری که سید حسن نصرالله درباره تبدیل کمربند امنیتی به «پرتگاهی برای دشمن» داده بود، در میدان نبرد در حال تحقق است. اسرائیل اکنون با میدان نبرد پیچیدهای روبروست که توسط تاکتیکهای فرسایشی مقاومت شکل گرفته است. در همین حال، مقاومت همچنان قوت و غافلگیری خود را در میدان حفظ کرده و کمینها و پهپادهای انتحاری آن، همان چیزی را اعمال میکنند که تلآویو آن را تهدیدی راهبردی مینامد.




نظرات