به گزارش گروه عصر قانون: نیر دوری خبرنگار مسائل نظامی شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارشی تحقیقی به شرایط رژیم صهیونیستی در سال نوی عبری پرداخت و در این رابطه نوشت: با باز ماندن همهٔ جبهههای جنگ ــ غزه، لبنان، سوریه و ایران ــ و در نبود تصمیمگیری از سوی رهبری سیاسی برای مشخص کردن سمت و سوی این درگیری ها، اسرائیل وارد چهارمین سال جنگ خواهد شد؛ در حالی که هرگز آمادگی ادامه آن را ندارد. فشار سنگینی که بر نیروهای وظیفه و ذخیره وارد میشود، به جان افراد، کسبوکارها و خانوادهها آسیب میزند و همچنین توان ارتش اسرائیل را برای بازسازی و حفظ نیروی انسانی خود تضعیف میکند.
اینها شرایطی هستند که بدون آنها ارتش اسرائیل قادر به بازسازی خود نخواهد بود.
در ادامه این گزارش هم آمده است: اسرائیل در حالی وارد چهارمین سال جنگ چند جبههای میشود که تنها یکی از اهداف آن، یعنی بازگشت گروگانها (اسرای صهیونیست در نوار غزه)، تحقق یافته است. سایر اهداف هنوز محقق نشدهاند و همهٔ جبههها همچنان باز هستند: از غزه تا لبنان و ایران و سوریه همگی چنین شرایطی را دارند.
بزرگترین چالش اسرائیل تلاش برای پایان دادن به جنگ و دستیابی به توافقات یا تفاهمات امنیتی در همهٔ جبهههاست.
این رسانه مدعی شد: توانایی و مسئولیت اسرائیل در هر جبهه یکسان نیست. اگر از ایران شروع کنیم، همهچیز به دونالد ترامپ، رئیسجمهور(تروریست) آمریکا، و شیوهٔ مدیریت و هدایت جنگ از سوی او بستگی دارد و تأثیر اسرائیل در این موضوع بسیار محدود است.
اما در جبهههای دیگر، نفوذ و توانایی اسرائیل برای پایان دادن به درگیری از طریق توافقات بسیار بیشتر است. در غزه و لبنان، با وجود آغاز برخی روندها، این مسئله همچنان به دو عامل بستگی دارد: تمایل به امتیاز دادن و شجاعت ساختار سیاسی در این امر حائز اهمیت است.
پرسش این است که آیا رهبری کنونی اسرائیل یا رهبری آینده پس از انتخابات ــ که نمیدانم چه کسی خواهد بود ــ میتواند برای امنیت اسرائیل گامهایی را بردارد که شاید محبوب نباشند، اما ضروریاند؟
در هر توافقی که اسرائیل در هر زمینهای منعقد کند، این ساختار موظف خواهد بود امنیت شهرکهای نزدیک حصار را، چه در اطراف غزه و چه در مرز شمالی، تضمین کند؛ تا شهرک نشینان فراری بتوانند به آن مناطق بازگردند و در آنجا ساکن شوند و شهرکها، اقتصاد و آموزش رونق خود را حفظ کنند. بنابراین دولت باید در کنار عملیات امنیتی، اقدامات حمایتی لازم را نیز انجام دهد؛ اقداماتی که تاکنون انجام نشدهاند. اگر میخواهیم مناطق پیرامونی جنوب و شمال دوباره شکوفا و رشد کنند، باید از اشتغال، زیرساخت، حملونقل، آموزش و سلامت حمایت کنیم و کمکهای گستردهای به شهرکهای هر دو منطقه ارائه دهیم.
جبههٔ دیگر، چالش یهودا و سامره، یعنی کرانهٔ باختری، است. برخلاف دیگر جبههها، دولت کنونی اسرائیل میکوشد درگیری را بدون اتخاذ تصمیمهای سرنوشتسازی که از نظر سیاسی برایش نامناسب است، مدیریت کند. از یک سو اقداماتی برای تضعیف تشکیلات خودگردان فلسطین انجام میدهد و از سوی دیگر، آن را در وضعیتی منسجم نگه میدارد. به نظر میرسد درک پیامدهای فروپاشی تشکیلات خودگردان، در شرایطی که جایگزین دیگری وجود ندارد، بهمعنای انفجار بشکهٔ باروتی است که بر روی آن نشستهایم.
برجستهترین چالش در حوزهٔ حکمرانی، مقابلهٔ همزمان با تروریسم فلسطینی و تروریسم یهودی است. حملات تروریستی که شهروندان اسرائیلی مرتکب میشوند، آسیبهای داخلی شدیدی ایجاد میکنند و تصویر اسرائیل را در جامعهٔ بینالمللی نیز مخدوش میکنند.
بازسازی ارتش نیز مسئلهٔ مهم دیگری است. این فرایند چند بُعد دارد: نخست، بستن جبهههای جنگ، نوسازی نیروها، بازگرداندن کارآمدی ارتش و ازسرگیری آموزش و آمادگی برای احتمال ورود به جنگی دیگر.
این موضوع طبیعتاً به شمار نیروهایی بستگی دارد که در مرزها یا کرانهٔ باختری مستقر نگه داشته میشوند و اینکه آیا ارتش اسرائیل میتواند همزمان نیروهای وظیفه و ذخیره را آموزش دهد و آمادگی آنها را بازسازی کند یا نه.
موضوع دیگر، نحوهٔ رسیدگی به آسیب دیدگان جنگ است؛ از جمله مجروحان جسمی و روانی و نظامیانی که در جنگ دچار معلولیت شدند.
این مسئله به رویکردی متفاوت نیاز دارد. نبود مدیر دائمی در رأس نهاد مسئول، یک رسوایی است. باید فردی قدرتمند برای هدایت این فرایندها منصوب شود، زیرا انتظار میرود شمار افرادی که به دلیل آسیبهای روانی به دنبال درمان هستند روز به روز افزایش یابد. شمار (رسمی) این افراد اکنون حدود ۲۰ هزار نفر است و برآوردهای نهادهای دفاعی نشان میدهد که ممکن است این رقم دو (و یا حتی چند ) برابر شود.
https://asrghanoon.ir/?p=155858
یک رسانه عبری اعتراف کرد: اسرائیل در حالی وارد چهارمین سال جنگ شد که طی این مدت فقط یک هدف را محقق کرده است.




نظرات