به گزارش گروه اجتماعی عصر قانون: از تبریز، تابستان سال جاری برای خطه آذربایجان و دوستداران محیطزیست ایران با خبرها و تصاویری مسرتبخش از قلب تپنده شمالغرب کشور همراه بود. بارشهای مطلوب سال گذشته در کنار اقدامات زیربنایی نظیر لایروبی بهموقع رودخانهها، آبگیری تالابهای اقماری و آزادسازی هدفمند و برنامهریزیشده آب سدها، سبب شده تا وضعیت دریاچه ارومیه نسبت به سالهای تلخ گذشته، سیمایی بسیار امیدوارکننده به خود بگیرد. این روزها، بازگشت آب به پهنه خشکیده دریاچه، گردشگران پرشماری را برای عیادت از این نگین فیروزهای و تماشای موجهای آرام آن به سمت ارومیه و سواحل نمکی آن کشانده است؛ تصویری که تا همین چند سال پیش، در میان غبار نمک و ترکهای عمیق بستر دریاچه گم شده بود و اکنون به نمادی از بازگشت حیات و امید در منطقه تبدیل شده است.
با این حال، کارشناسان و ناظران امر بهخوبی واقفاند که تغییرات تراز و حجم آب در روزهای اخیر، اگرچه ارقامی امیدوارکننده را به همه مردم آذربایجان و ایران مخابره میکند، اما نباید به منزله پایان بحران تلقی شود. دارا بودن بیش از ۳.۳ میلیارد مترمکعب آب در پهنهای بالغ بر ۲ هزار کیلومتر مربع و ترازی که حدود ۱.۲ متر بیشتر از زمان مشابه در سال گذشته است، نشاندهنده وضعیت بسیار خوب دریاچه نسبت به آمارهای نگرانکننده دو یا سه سال اخیر است. این آمارها زمانی قوت قلب بیشتری به همه دوستداران محیطزیست میدهند که در کنار روزهای سیاه سال گذشته قرار گیرند؛ روزهایی که حجم آب موجود در دریاچه بهزحمت به ۴۰۰ میلیون مترمکعب میرسید و همان مقدار اندک نیز بهصورت گودالهای جدا افتاده در نقاط مختلف بستر خشک پخش شده بود و وسعت پهنه آبی آن ارقامی کمتر از ۵۰۰ کیلومتر مربع را نشان میداد.
باید به این حقیقت علمی و مدیریتی توجه داشت که بهبود تراز آب دریاچه ارومیه صرفاً یک اتفاق اقلیمی نیست. این دستاورد، در کنار بارشهای کمسابقه در منطقه و پراکندگی مطلوب آن در تمامی نقاط حوضه آبریز، نتیجه یک همافزایی استراتژیک در مدیریت منابع آب، هدایت صحیح روانآبهای حاصل از بارندگی به سمت پیکره اصلی و البته مدیریت دقیق مخازن سدهاست. آورد رودخانههایی نظیر زرینهرود، سیمینهرود، مهابادچای، گدارچای، شهرچای، نازلوچای و باراندوزچای، شریانهای حیاتی این پهنه آبی به شمار میروند. در سالهای پرآب، این رودخانهها سهم بسزایی در تغذیه دریاچه دارند و استمرار جریان آنها، کلید عبور از شرایط شکننده فعلی به سمت پایداری نسبی است. در سال آبی جاری، میزان این آورد تابعی از بارشهای پاییز و زمستان، حفظ ذخایر برفی در ارتفاعات و نحوه مهندسی خروجی سدها بوده است.
با وجود افزایش دبی روانآبها و ورود بخش قابلتوجهی از آب رودخانهها به بستر دریاچه، کارشناسان حوزه هیدرولوژی و اکولوژی قویاً تاکید دارند که برای تحقق یک احیای پایدار و غیرقابل بازگشت، تداوم این روند یک ضرورت انکارناپذیر است. دریاچه ارومیه برای بازگشت به روزهای اوج و رسیدن به تراز اکولوژیک خود، تنها نیازمند نزولات آسمانی مقطعی و سخاوت یکساله طبیعت نیست؛ بلکه نیازمند جراحی عمیق در ساختار مصرف آب حوضه آبریز است. اجرای مجموعهای بههمپیوسته از اقدامات در زمینه کاهش مصارف غیرضروری، اصلاح بنیادین الگوی کشت در اراضی کشاورزی اطراف، مقابله با توسعه باغات تشنه و مدیریت قاطع برداشتهای مجاز و غیرمجاز زیرزمینی، شروط اصلی بقای این اکوسیستم در دهههای آینده است. در این مسیر، رهاسازی حقآبه زیستمحیطی دریاچه از سدها باید بر اساس محاسبات دقیق کارشناسی و نیاز واقعی اکولوژیک انجام پذیرد تا آب رهاشده، پیش از تبخیر یا هدررفت، بیشترین اثر را در احیای پیکره آبی داشته باشد.
بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب در حوضه آبریز، نقش تعیینکنندهای در ترسیم آینده دریاچه ارومیه ایفا میکند. استقرار سامانههای نوین آبیاری، عبور از کشاورزی سنتی و معیشتی به سمت کشاورزی مدرن و اقتصادی، تغییر الگوی کشت به سمت محصولات کمآببر و توقف قطعی توسعه اراضی زراعی، از جمله الزاماتی است که میتواند فشار مرگبار بر منابع آبی زیرزمینی و سطحی را کاهش دهد. فراموش نکنیم که احیای دریاچه ارومیه، تقلیل یک مسئله به یک دغدغه فانتزی زیستمحیطی نیست؛ بلکه این موضوع بهطور مستقیم با امنیت و سلامت میلیونها شهروند، اقتصاد کلان منطقه، پایداری کشاورزی، توسعه گردشگری و حیات اجتماعی جوامع پیرامونی گره خورده است. خشک شدن دریاچه مساوی است با فعال شدن کانونهای عظیم گردوغبار نمکی که میتواند حیات را تا شعاع صدها کیلومتر فلج کرده و بحرانهای مهاجرتی و بهداشتی جبرانناپذیری به بار آورد.
بنابراین، نباید افزایش مقطعی و فصلی تراز آب را پایان مسیر پر فراز و نشیب احیا دانست. بخش وسیعی از پهنه دریاچه همچنان با چالش کاهش عمق و نرخ بالای تبخیر در فصول گرم سال دستوپنجه نرم میکند. دریاچه ارومیه امروز در نقطه عطفی تاریخی قرار دارد؛ نشانههایی از امکان بازگشت حیات به یک اکوسیستم آسیبدیده هویدا شده و امیدها در صورت تداوم مدیریت علمی و پرهیز از تصمیمات پوپولیستی میتواند به واقعیتی پایدار تبدیل شود. حفظ این فرصت طلایی، در گرو مدیریت هوشمندانه منابع آب، مشارکت فعال جوامع محلی و اجرای یک نقشه راه بلندمدت و خدشهناپذیر است که در آن، حق حیات محیطزیست قربانی توسعه نامتوازن نشود.
محیطزیست، قربانی توسعه صنعتی و کشاورزی نشود
محمدحسین حسنزاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجانشرقی با واکاوی اهمیت استراتژیک این حوضه آبی، اظهار کرد: دریاچه ارومیه اصلیترین و بزرگترین چالش زیستمحیطی استان و کل منطقه شمالغرب است. روند خشکی این دریاچه در دهههای اخیر، تنها یک پدیده مجرد نیست، بلکه نشانهای آشکار و هشداردهنده از مشکلات بزرگتر و ساختاری در مدیریت منابع پایه است.
وی با اشاره به حجم آبگیری اخیر دریاچه تصریح کرد: هرچند در سال جاری به واسطه اقدامات مدیریتی، لایروبیها و از همه مهمتر نزولات آسمانی مطلوب، وضعیت دریاچه به مراتب بهتر از سالهای قبل ارزیابی میشود، اما نباید دچار خطای محاسباتی شویم. برای تداوم روند احیا، یک اصل غیرقابل تغییر وجود دارد: پس از تامین آب شرب که اولویت خط قرمز ماست، تامین «حقآبه زیستمحیطی» دریاچه ارومیه باید در اولویت مطلق قرار گیرد و این حقِ حیات، تحت هیچ شرایطی نباید فدای برنامههای توسعه بیرویه کشاورزی و صنعتی در حوضه آبریز شود.
کالبدشکافی وضعیت دریاچه از نگاه آکادمیک؛ عالی در کوتاهمدت، بحرانی در بلندمدت
برای بررسی دقیقتر و علمیتر این روند، پای صحبتهای بهروز ساری صراف، استاد برجسته دانشگاه تبریز نشستیم. وی در گفتوگوی تفصیلی با رویکردی تحلیلی به تشریح ابعاد مختلف احیای دریاچه پرداخت و گفت:اینکه اکنون بپرسیم دریاچه در چه وضعیتی قرار دارد، پاسخش بستگی به این دارد که آن را نسبت به چه زمانی و با چه شاخصهایی میسنجیم. اگر مبنای مقایسه ما سال گذشته باشد، با قاطعیت باید گفت وضعیت فعلی دریاچه «عالی» است. اما اگر این پهنه آبی را با شاخص میانگین سیساله آن مقایسه کنیم، باید با تلخکامی اعتراف کرد که حال دریاچه چندان مناسب نیست و تا رسیدن به روزهای ثبات فاصله معناداری دارد.
وی افزود: آمارها به وضوح نشاندهنده یک جهش هستند. وسعت دریاچه ارومیه در روز ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ به حدود ۲۶۰۰ کیلومتر مربع رسید که در مقایسه با وسعت ۵۶۰ کیلومتر مربعی در همین روز از سال گذشته، رشدی بیش از چهار برابری را تجربه کرده است. از نظر حجم نیز، در ۱۷ مرداد ماه سال جاری، حجم آب دریاچه به ۳.۳ میلیارد متر مکعب بالغ شد که نسبت به حجم ۴۵۰ میلیون متر مکعبی در زمان مشابه سال قبل، رشدی بیش از ۷ برابری داشته است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا دریاچه ارومیه احیا شده است خاطرنشان کرد: تعریف کلمه احیا در نگاه اشخاص حقیقی و مدیران سازمانهای مختلف، متفاوت است و گاهی سلیقهای تفسیر میشود. اما از منظر علمی، شاخص قطعی احیا باید رسیدن به تراز اکولوژیک دریاچه باشد. تراز اکولوژیک به ارتفاع و حجم مشخصی از آب اطلاق میشود که در آن، اکوسیستم دریاچه از یک حالت شکننده و فصلی خارج شده و به ثبات و پایداری ساختاری برسد؛ به گونهای که با عبور از بارشهای بهاره و ورود به فصل گرم تابستان، تبخیر آب باعث نشود که ابتدا شوق و امید و سپس غبار ناامیدی بر چهره مردم و مسئولان بنشیند.
بر مبنای این تعریف علمی، حجم آب دریاچه در تراز اکولوژیک باید به ۱۵.۵ میلیارد متر مکعب برسد. در حالی که امروز با وجود تمام بهبودها، حجم آب تنها ۳.۳ میلیارد متر مکعب است. بنابراین، با قاطعیت تمام و از جایگاه علمی میتوان گفت که دریاچه هنوز احیا نشده است.
صراف تاکید کرد: حقیقت امر این است که چالشهای مسیر احیا بسیار متعدد، پیچیده و ناهمگون هستند؛ به این معنا که ریشه مشکلات صرفاً در یک بخش خلاصه نمیشود. به عنوان مثال، اشتغال در بخش کشاورزی و نیاز مبرم مردم ساکن در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به درآمدهای حاصل از زراعت و دامداری، یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی است. اما فاجعه اینجاست که متناسب با این ضرورت، سیستمهای بهرهوری، فناوریهای نوین آبیاری، اقتصاد مدرن کشاورزی، استراتژیهای صادراتی مرتبط با آن و همچنین شیوههای سازگار با تغییرات اقلیمی ارتقا نیافتهاند. این نوع اشتغال کشاورزی سنتی در حال حاضر فقط به عنوان کاتالیزوری برای هدررفت منابع آب عمل میکند.
در کنار این کلاف پیچیده، یکی از چالشهای اساسی و تأسفبار، عدم تأمین اعتبارات لازم برای طرحهای مطالعاتی و اجرایی (کوتاهمدت و درازمدت) است. قرار بر این بود که برای انجام مطالعات پژوهشی و علمی کاربردی، اعتباری بالغ بر ۵۰ میلیارد تومان به دو دانشگاه قطب منطقه یعنی دانشگاه تبریز و ارومیه تخصیص یابد. از این رقم مصوب، در مرحله اول اعلام شد که تنها ۵ میلیارد تومان (یک دهم مبلغ اولیه) تخصیص مییابد. پس از گذشت دو ماه دوندگی و پیگیری، این رقم به یک میلیارد تومان تقلیل یافت و نکته تأملبرانگیز این است که تا به امروز همان یک میلیارد تومان نیز محقق نشده است. در نتیجه، در حال حاضر هیچ بودجه حمایتی به تحقیقات حیاتی دانشگاهی در این حوزه اختصاص نیافته است.
وی اضافه کرد: امید برای احیای دریاچه ارومیه همواره زنده است و با بارشهای پربرکت امسال که به لطف الهی میسر شد، این امید در دل مردم، مسئولان و مدیران دستگاههای اجرایی دوچندان شده است. اما باید به صورت مداوم یادآور شد که فرآیند احیا صرفاً با تکیه بر بارشهای جوی محقق نمیشود. بارشهای اتمسفری به سرعت با تبخیر شدید تابستانه از بین میروند؛ مگر اینکه در کنار آن، مدیریت قاطع و تکنیکهای مهندسی مناسب به کار گرفته شود.
ما ناگزیریم وزن و سهم مصرفی کشاورزی را در معادلات هیدرو-اکولوژیک منطقه کاهش دهیم. مدیریت کلان باید با ترویج صنعت توریسم و نهادینه کردن اقتصاد گردشگری، این گذار اقتصادی را تسهیل کند. نگاهی به کشورهای همسایه میتواند راهگشا باشد؛ در ترکیه، مردم ساکن در محدوده دریاچه وان وابستگی و ضرورتی برای توسعه کشاورزی در حریم دریاچه احساس نمیکنند و اقتصاد آنها بر پایه گردشگری استوار است، در نتیجه آب رودخانهها در آن منطقه منحصراً صرف پایداری محیطزیست و حفظ دریاچه میشود.
این استاد دانشگاه در خصوص راهکارهای عملیاتی و پیشنهادهای نوآورانه یادآور شد، در راستای برونرفت از وضعیت فعلی، دو پیشنهاد کلان و علمی قابل طرح است:
الف) ایجاد مرکز پژوهشی تخصصی با عنوان پژوهشکده آب و هواشناسی و سنجش از دور در سطح استان؛ تأسیس چنین نهادی میتواند بستر علمی و اجرایی لازم برای پیادهسازی قانون برنامه هفتم توسعه در خصوص تدوین شیوهنامههای سازگاری با تغییر اقلیم را فراهم آورد.
ب) بهرهگیری از تکنیکهای نوین فیزیک جوی؛ بر اساس پیشنهاد علمی دکتر ابراهیم صفری، از همکاران محترم دانشکده فیزیک که سالها در این حوزه ممارست و مطالعه داشتهاند، میتوان برای مقابله با بحران گردوغبار استفاده کرد. ایده ایشان ایجاد صله رطوبتی از طریق تولید ابر مصنوعی است. هدف از این طرح، جلوگیری از ورود ذرات گردوغبار نمکی به خارج از مرزهای اکولوژیک منطقه و کاهش اثرات نامطلوب آن است. تولید ابر مصنوعی و رطوبت حاصل از این روش میتواند با ایجاد سایهاندازی وسیع بر روی حوضه اطراف دریاچه، تا حد قابلتوجهی سپر حفاظتی در برابر تشعشعات خورشید ایجاد کرده و مانع از تبخیر و تعرق شدید منابع آبی شود.
دریاچه ارومیه، آزمون بزرگ حکمرانی آب
وضعیت امروز دریاچه ارومیه با تمامی فراز و نشیبهایش، آیینهای تمامنما از نحوه تعامل ما با طبیعت و کارنامه حکمرانی آب در کشور است. این پهنه فیروزهای دیگر تنها یک حوضه آبی روی نقشه نیست، بلکه به نمادی از تابآوری یک اکوسیستم آسیبدیده و البته معیاری برای سنجش کارآمدی برنامههای مدیریتی تبدیل شده است. فرصت ایجاد شده ناشی از بارشهای سال آبی جاری و پیشبینیهای امیدوارکننده برای پاییز و زمستان پیشرو، یک مهلت تنفس طلایی است، اما دائمی نیست.
تثبیت این لبخند روی لبهای نگین آذربایجان، فراتر از نزولات جوی، نیازمند ارادهای ملی، دیپلماسی فعال آب، تأمین بیقیدوشرط بودجههای علمی، برخورد قاطع با توسعهطلبیهای غیرمجاز کشاورزی و از همه مهمتر، همبستگی اجتماعی و سازمانی است تا تراژدی خشکی، دیگر هرگز به جغرافیای این دیار بازنگردد.
https://asrghanoon.ir/?p=154604
بهبود چشمگیر وضعیت دریاچه ارومیه امیدها را زنده کرده، اما احیای پایدار نیازمند مدیریت هوشمند منابع آب است.




نظرات