طی روزهای اخیر موازنه قدرت در تنگه هرمز تغییر کرده به این ترتیب که شناورهای متخلف طی سه شب متوالی هدف قرار گرفته شدهاند و این اتفاق واکنش دستوپاچه واشینگتن را به دنبال داشته و همزمان قیمت نفت خام برنت را از مرز ۱۰۸ دلار عبور داده است.
حال پرسش اصلی این است که چگونه ایران توانسته در قلب آبراهی که ستون فقرات انرژی جهان است، دست برتر را داشته باشد؟
اصابتهای متوالی؛ تغییر معادله در هرمز
بطور کلی نباید فراموش کنیم تنگه هرمز فقط یک آبراه نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است چون روزانه حدود یکپنجم نفت جهان از این گلوگاه باریک عبور میکرد. اما طی روزهای اخیر، این آبراه به میدان نبردی تبدیل شده که در آن، برتری نه با بزرگترین ناوها، بلکه با هوشمندانهترین تاکتیکها تعیین میشود.
آمار سه شب گذشته گویای همه چیز است:
- شب پنجم مهر ۱۴۰۵: ۱۴ کشتی متخلف هدف قرار گرفت
- شب ششم مهر ۱۴۰۵: ۹ کشتی متخلف هدف قرار گرفت
- شب هفتم مهر ۱۴۰۵: ۶ اصابت ثبت شد
در یکی از این حملات، یک موشک کروز ایرانی به شناور آمریکایی اصابت کرد و براثر آن ۸ تفنگدار دریایی ارتش تروریستی آمریکا مجروح شدند. به این ترتیب نیروی دریایی آمریکا که به ادعای خودشان روزگاری بر این آبراه تسلط مطلق داشته اکنون در وضعیتی قرار گرفته که تحلیلگران آن را «فرسایش تدریجی» مینامند.
در اینباره کارشناسان نظامی اذعان میکنند ناوشکنهای آمریکایی در آبهای باریک و کمعمق تنگه هرمز نه تنها مزیتی ندارند، بلکه به اهدافی آسیبپذیر تبدیل میشوند. نیرویی که برای اقیانوسهای باز طراحی شده، حالا در برابر تاکتیکهای نامتقارن ایران آسیبپذیر شده است.
استراتژی نامتقارن؛ وقتی کوچکها بزرگها را به چالش میکشند
این درحالی است که ایران در سالهای اخیر یک استراتژی نظامی منحصربهفرد را توسعه داده است. استراتژیای که نه بر قدرت آتش ناوهای بزرگ بلکه بر سرعت، پراکندگی و غافلگیری بنا شده و در ادبیات نظامی این رویکرد «تاکتیکهای نامتقارن» نامیده میشود.
از این رو قایقهای تندرو ایرانی ستون فقرات این استراتژی هستند. قایقهایی که با سرعت بالا حرکت میکنند و میتوانند در گروههای چنددهتایی حملات «اشباعی» را علیه اهداف بزرگتر اجرا کنند و از سوی دیگر در کنار این قایقها موشکهای بالستیک و کروز ضدکشتی، پهپادهای انتحاری و مینهای دریایی، یک شبکه دفاعی چندلایه را تشکیل میدهند.
برهمین اساس و با توجه به موارد مطرح شده در میابیم هدف ایران، «فرسایش» است. هدف، تحمیل هزینهای است که آمریکا را در بلندمدت از ادامه حضور در این آبراه دلسرد کند و شاهد مثال آن هم گزارش یک اندیشکده غربی است که در آن مطرح شده مینهای دریایی «بزرگترین تهدید» برای نیروی دریایی آمریکا در هرمز هستند، زیرا پاکسازی آنها «میتواند تا شش ماه به طول انجامد».
واکنش دستوپاچه واشینگتن؛ از «طرح آزادی» تا عقبنشینی
این درحالی است که آمریکا در مواجهه با این استراتژی جمهوری اسلامی ایران واکنشهایی نشان داده که بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه سردرگمی و دستوپا زدن است. به عنوان مثال یکی از این واکنشها، راهاندازی عملیاتی به نام «طرح آزادی» بود. طرحی که قرار بود امنیت عبور و مرور را در تنگه هرمز تأمین کند. اما این طرح، کمتر از ۴۸ ساعت دوام آورد و ناگهان به حالت تعلیق درآمد.
از سوی دیگر بر اساس گزارش اندیشکده بروکینگز، از زمان آغاز حملات ایران به کشتیرانی، نیروهای آمریکایی «نتوانستهاند تنگه را بهطور کامل بازگشایی کنند یا مینهای آن را پاکسازی کنند» چون یکی از مشکلات اساسی آمریکا، عدم تطابق تجهیزاتشان با محیط عملیاتی تنگه هرمز است.
به گفته کارشناسان در اندیشکده یاد شده ناوهای بزرگ آمریکایی برای اقیانوسهای باز طراحی شدهاند و در آبهای باریک و کمعمق این شناورهای غولپیکر نه تنها مزیتی ندارند بلکه به اهدافی آسیبپذیر تبدیل میشوند. از سوی دیگر مشکل دیگر، عدم توانایی آمریکا در رفع موانع دریایی است چون طبق شواهدی غیرقابل انکار نیروی دریایی ارتش تروریستی آمریکا برخلاف گذشته از توانایی کافی برای پاکسازی سریع مینها برخوردار نیست.
از هرمز تا بازارهای جهانی؛ چگونه اصابتها قیمت نفت را منفجر میکنند
بنابراین با استناد به شواهد مطرح شده و ناتوانی ارتش تروریستی آمریکا هر اصابت موشکی ایران به شناورهای متخلف یک موج شوک را در بازارهای جهانی نفت ایجاد میکند، چون بازار نفت، پیش از هر چیز بازاری است که با «انتظارات» و «ترس» کار میکند. به این ترتیب وقتی خبر اصابت موشک منتشر میشود معاملهگران بلافاصله واکنش نشان میدهند. آنها نه به دنبال محاسبه دقیق عرضه و تقاضا میروند، بلکه به «ریسک» موجود یا حتی احتمالی واکنش نشان میدهند.
بر اساس گزارش رویترز، قیمت نفت خام برنت پس از تشدید حملات اخیر، از مرز ۱۰۸دلار در هر بشکه عبور کرد و به بالاترین سطح خود از ژوئیه ۲۰۲۶ رسید و حتی طبق گفته یک عضو هیئت رئیسه مجلس، نرخ نفت در بسیاری از معاملات تجاری جهان به بیش از ۱۲۵ دلار نیز رسیده است.
این درحالی است که بانک آمریکا (Bank of America) در گزارشی هشدار داده در صورت ادامه تنشها، قیمت نفت میتواند حتی از ۱۵۰ دلار در هر بشکه نیز فراتر رود و در عین حال تحلیلگران مؤسسه گلدمن ساکس نیز اعلام کردند که در سناریوی بسیار نامطلوب قیمت نفت برنت به ۱۲۰ دلار خواهد رسید.
از این رو این جهش قیمت نه یک پدیده گذرا بلکه نشانهای از یک تغییر ساختاری است تاجایی که به اعتقاد برخی فعالان این عرصه بازار نفت در حال «قیمتگذاری» برای یک واقعیت جدید است: واقعیتی که در آن ایران توانایی مدیریت در جریان انرژی جهان را دارد.
بازار شناورهای دست دوم؛ آینه بحران
اما نباید فراموش کرد که جهش قیمت نفت تنها پیامد اقتصادی تاکتیک ایران نیست؛ بلکه در کنار نوسانهای قیمت نفت خام یکی از جالبترین و در عین حال نگرانکنندهترین پیامدهایش، در بازار «شناورهای دست دوم» دیده میشود تاجایی که براساس گزارش روزنامه فایننشال تایمز، قیمت شناورهای دست دوم طی این دوره بهطور بیسابقهای افزایش یافته است و شواهد نشان میدهد بخشی از شناورهای ۱۰ ساله به قیمتی بیش از ۱۵۰ میلیون دلار معامله شدهاند در حالی که قیمت میانگین یک شناور جدید حدود ۱۳۵ میلیون دلار است.
این پدیده که «وارونگی قیمت» نامیده میشود، نشانهای از یک تقاضای غیرمنتظره و شدید است. درحالی که دلیل این افزایش تقاضا روشن است؛ وقتی خطر آسیب دیدن یک شناور در تنگه هرمز وجود دارد، شرکتهای کشتیرانی ترجیح میدهند از شناورهای «دست دوم» استفاده کنند، چون اگر یک شناور گرانقیمت و نوساز مورد اصابت قرار گیرد، خسارت مالی آن بسیار سنگینتر خواهد بود.
این درحالی است که براساس آمارهای رسمی شرکتهای ملی نفت کشورهای منطقه نیز بهطور فعال در حال خرید شناورهای دست دوم هستند و بر اساس گزارش مؤسسه مشاوره دریایی «دروری»، شرکت ملی نفت ابوظبی (ادناک) در دو ماه گذشته حداقل ۶ فروند شناور بزرگ دست دوم خریده و این رفتار دقیقاً نشانهای از «عدم اطمینان» عمیق به ثبات منطقه است.
بنابراین کاملاً روشن و واضح است که وقتی شرکتهای نفتی بزرگ منطقه، ناگهان شروع به خرید شناورهای دست دوم میکنند، این یک پیام روشن به بازارهای جهانی است: آنها انتظار دارند وضعیت بحرانی ادامه یابد.
نتیجهای که جهان باید بپذیرد
از این رو آنچه در تنگه هرمز در حال وقوع است، یک درگیری نظامی ساده نیست؛ بلکه یک تغییر بنیادین در موازنه قدرت منطقهای است و ایران با تکیه بر استراتژی نامتقارن، تواناییهای بومی و شناخت عمیق از جغرافیای خود، توانسته است دست برتر را در این آبراه حیاتی به دست بگیرد. درحالی که آمریکا با وجود برتری تکنولوژیک در این میدان باریک و پیچیده در وضعیت دفاعی و دستوپا زدن قرار گرفته و هر اصابت موشک، هر انفجار در یک شناور، و هر جهش در قیمت نفت، گواهی بر این تغییر است.
بههرحال ایران نشان داده که میتواند هزینههای یک رویارویی را برای طرف مقابل بهطور غیرقابلتحملی بالا ببرد و این مهمترین درس این نبرد است: قدرت، نه فقط با تعداد ناوها و هواپیماها؛ بلکه با هوشمندی، انعطافپذیری و اراده تعیین میشود و شاهد مثال آن هم بازار نفت است که با جهش قیمتها، این واقعیت را تأیید میکند و تنگه هرمز با هر انفجاری، این واقعیت را به جهانیان یادآوری میکند که دوران ادعای تسلط مطلق دیگران بر این آبراه استراتژیک، به پایان رسیده است.
https://asrghanoon.ir/?p=157334
تنشهای اخیر در تنگه هرمز معادلات امنیت کشتیرانی و بازار نفت را با تغییراتی جدی و معنادار مواجه کرده است.




نظرات