گروه بین الملل عصرقانون:
دکتر ناصر فخاری
اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر توقف حمله برنامهریزیشده علیه ایران به درخواست عربستان، امارات و قطر، صرفنظر از میزان دقت رسانهای آن، یک واقعیت مهم را آشکار کرد:
کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس دیگر مانند گذشته به تشدید تنش با ایران نگاه نمیکنند.
این تغییر، به معنای پایان اختلافات سیاسی یا امنیتی میان طرفین نیست؛ بلکه نشانه تغییر در «محاسبه هزینه جنگ» است.
امروز ریاض، ابوظبی و دوحه بهتر از هر زمان دیگری میدانند که هرگونه درگیری گسترده با ایران، احتمالاً محدود و قابل کنترل باقی نخواهد ماند.زیرساختهای انرژی، بنادر، تجارت دریایی، سرمایهگذاری خارجی و حتی ثبات اقتصادی این کشورها، مستقیماً در معرض آسیب جدی قرار میگیرد.
به همین دلیل، بخشی از کشورهای عرب منطقه که تا چند ماه پیش، از سیاست فشار حداکثری علیه ایران حمایت میکردند، اکنون بیش از همه نگران گسترش بحراناند.
نکته مهمتر اینجاست که این نگرانی فقط ناشی از قدرت نظامی ایران نیست؛ بلکه نتیجه تجربه چند ماه اخیر منطقه و قدرت ژئوپلیتیکی بالفعل شدهی جمهوری اسلامی نیز هست.حملات به تأسیسات نفتی، ناامنی دریایی، اختلال زنجیره انرژی و شوکهای بازار جهانی نشان داد جنگ در خلیج فارس، دیگر یک بحران محلی و کوتاهمدت نخواهد بود.
از سوی دیگر، آمریکا نیز با وضعیتی پیچیده مواجه است.واشنگتن همچنان تلاش میکند «تهدید نظامی» را حفظ کند، اما همزمان نمیخواهد وارد جنگی شود که پایان آن قابل پیشبینی نیست.
در واقع، آنچه امروز دیده میشود نه «صلح پایدار» است و نه «تصمیم قطعی برای جنگ»؛ بلکه نوعی مدیریت بحران در لبه درگیری است.
بر همین اساس، حتی اگر در روزهای آینده تنشها دوباره افزایش یابد یا حملات محدودی رخ دهد، اصل ماجرا تغییر نمیکند:
هزینه جنگ برای همه بازیگران منطقهای، از هر زمان دیگری سنگینتر شده است؛ تا جایی که حتی نزدیکترین متحدان آمریکا نیز اکنون بیشتر به دنبال مهار بحراناند تا شعلهور شدن آن.
البته تاریخ نشان داده بحرانهایی که همه طرفها تصور میکنند «قابل کنترل» هستند، گاهی دقیقاً همان بحرانهاییاند که ناگهان از کنترل خارج میشوند.
هزینه جنگ برای همه بازیگران منطقهای، از هر زمان دیگری سنگینتر شده است؛ تا جایی که حتی نزدیکترین متحدان آمریکا نیز اکنون بیشتر به دنبال مهار بحراناند تا شعلهور شدن آن.




نظرات