همکاری دولت ها در جامعه بین المللی از طرق مختلف از جمله انعقاد معاهدات و عضویت در معاهدات موجود قابل تحقق است. معاهدات توافق کتبی برای حصول آثار حقوقی در حوزه ای مشخص است که زمینه همکاری و انتفاع تمام دولت های عضو را از آن معاهده فراهم کند. دولت ها با عضویت در یک معاهده عملا حاکمیت خود را برای حصول نفع متقابل و بهره مندی از مزایای ساماندهی شده در نهاد معاهده محدود میکنند.
رضایت و اراده دولت ها مبنای اصلی التزام دولت ها نسبت به معاهده است. این اراده و رضایت همان طور که مبنایی برای الزام آوری قواعد حقوقی در قالب معاهدات بین المللی است می تواند مبنای عدم الزام آوری نسبت به همان معاهده ای باشد که اجرای آن از اهداف و موضوع اصلی آن معاهده فاصله گرفته است.
پیمان بین المللی منع گسترش سلاح های هسته ای با هدف جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای و همچنین یاریرسانی به کشورهای غیر هستهای در راه بهکارگیری فناوری صلح آمیز هستهای در سال ۱۹۶۸ امضا و در سال ۱۹۷۰ لازم الاجرا شد. ایران عضو پیمان مذکور است و متعاقب آن قانون پیمان بین المللی منع گسترش سلاح های هسته ای در سال ۱۳۴۸ در مجلس شورای ملی ایران تصویب رسید. عضویت ایران در این سند در زمان قبل از انقلاب اسلامی و با شرایط و اوضاع و احوال آن زمان صورت گرفته بود اگر چه با وجود اصل دوام کشورها با تغییر حکومت و وقوع انقلاب عضویت دولت ها در معاهدات کان لم یکن نمیشود اما انقیاد همیشگی دولت ها در معاهداتی که منافع عالیه دولت عضو را خدشه دار میکند خیالی واهی است.
همان طور که عضویت در معاهدات طبق آیینی قابل انجام است خروج از آن معاهده نیز قطعا طبق آیین مندرج در یک معاهده امری قابل حصول است. معاهدات برای حصول همکاری و حصول نفع بیشتر برای دولت های عضو از طریق مکانیزم نهاد معاهده است.
ایران در طی عضویت خود در پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای با حسن نیت به تعهدات خود عمل کرده است. همکاری های ایران با آژانس بین المللی انرژی هسته ای در طول سال های گذشته شاهد صدق این موضوع است.
اما باید دانست پیمان مذکور فقط شامل تعهدات برای دولت های عضو نیست بلکه به موجب پیمان منع گسترش سلاح هسته ای برخورداری از فناوری صلح آمیز هسته ای نیز حقی مسلم برای دولت های عضو محسوب میشود . حقی که ایران باید از آن برخوردار باشد اما در طی سال های گذشته با موانع بین المللی و با بهانه مکانیزم معاهدای پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای مصوب ۱۹۶۸ در جهت استیفای آن مواجه شده است و صرفا جلوه های تعهداتی پیمان مذکور متوجه عضویت ایران در پیمان مذکور شده است.
عضویت در معاهده ای که بهانه تجاوز به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران محسوب میشود آشکارا مخالف منافع عالیه کشور تلقی شده و زمینه و مجوز خروج از آن را از طرف ایران به ضرورتی برای تامین امنیت ملی و استقلال خارجی مبدل ساخته است.
ارتکاب جنایات جنگی و حملات غیرقانونی به اهداف غیر نظامی اعم از کودکان، بهداشت و سلامت، اماکن علم و دانش، زیرساختهای های غیر نظامی علیه ایران آن هم توسط کشوری نظیر امریکا که بدیهی ترین اصل مسلم بین المللی یعنی ممنوعیت تجاوز را نقض کرده و توسط اسرائیلی که نه عضو معاهده مذکور است و نه خود را پایبند مقرارت بین المللی میداند، تصور دغدغه بشریت داشتن از طرف این جنایات کاران را مضحک و متوهمانه جلوه میکند. ایرانی که با حسن نیت به تعهدات معاهده ای خود در هر زمینه پایبند بوده و اقدامات خود را در حوزه استفاده صلح آمیز هسته ای تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی هسته ای قرار داده است.
حمله به تاسیسات هسته ای و پتروشیمی هم به موجب پیمان منع گسترش و هم اصول مسلم حقوق بینالملل کنونی ممنوع است در جایی که چنین حملاتی توسط آمریکا و اسرائیل علیه تأسیسات هسته ای و زیرساختی ایران صورت میگیرد ابتدایی ترین وظیفه آژانس بین المللی محکومیت چنین اقداماتی است این در حالی است که آژانس در صدد عادی سازی حمله به تاسیسات هسته ای صلح آمیز برآمده است. فاجعه آنجاست که اظهارات شخص مدیر کل آژانس از همراهی و تشویق انهدام تاسیسات هسته ای صلح آمیز ایران با روشی حتی غیر متعارف نظیر اتم توسط متجاوزین حکایت دارد.
همه این موارد باید حاکمیت ایران را در راستای تضمین منافع عالیه کشور به سمت توسل به مکانیزم خروج از NPT به موجب ماده ۱۰ پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای رهنمون کند. با این امید که منافعی که باید برای ایران در چارچوب پیمان مذکور محقق میشد اکنون با خروج از آن حاصل گردد.
سیده لطیفه حسینی، حقوق دان و عضو هیات علمی دانشگاه
https://asrghanoon.ir/?p=145467
همه این موارد باید حاکمیت ایران را در راستای تضمین منافع عالیه کشور به سمت توسل به مکانیزم خروج از NPT به موجب ماده ۱۰ پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای رهنمون کند.




نظرات