به گزارش گروه بینالملل عصر قانون: «امل شبیب»، در ویدئویی تحلیلی به تشریح دلایل شکست ترامپ در نبرد با ایران و تناقض گویی های وی از نگاه یکی از ستوننویسان مطرح نشریات غربی میپردازد.
در مقالهای کم سابقه در روزنامه گاردین، «سایمون دیستال»، مطلبی را به رشته تحریر درآورد که بسیاری حتی جرأت بیان آن را نداشتند: ترامپ، بزرگترین خطر برای جهان است؛ نه ایران. او یک سلاح کشتار جمعی است که در قامت یک فرد تجلی پیدا کرده است.
در این مقاله آمده است ترامپ در حال انجام یک جنگ بدون راهبرد با ایران است. شهرها و زیرساختهای غیرنظامی را بمباران میکند و با جنگی فرسایشی مواجه است که نمیتواند در آن پیروز شود.
اما این پرسش مطرح میشود که ترامپ چرا دست به این کار میزند؟ نه به این خاطر که دیوانه است، بلکه به این دلیل که خشم و نفرت ناشی از ناکامی در برابر اراده ایرانیان او را کور کرده است و خودشیفتگیاش باعث شده باور کند از همه بالاتر است.
ترامپ، که دستپروردهی مکتب «اپستین» است، جنگی را به راه انداخته که پیروزی در آن ممکن نیست. او بر این باور است که بمباران باعث میشود جهانیان آنچه را که در پسِ نقابهایش پنهان است، فراموش کنند. او ترجیح میدهد در برابر رأیدهندگانش قدرتمند و پیروز جلوه کند تا اینکه به اشتباهات خود اذعان نماید. این همان جوهره تحلیل معکوس است. ترامپ این جنگ را نه برای دستیابی به اهداف، بلکه برای توجیه شکست خود به راه انداخته است.
دیستال در ادامه این مقاله مینویسد: اهداف بزرگ آمریکا و اسرائیل، یعنی نابودی برنامه هستهای ایران، تضعیف متحدان و تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران، بیش از هر زمان دیگری دستنیافتنی به نظر میرسند. نخستین تناقض در همینجا نهفته است. اگر این اهداف دستنیافتنی هستند، پس چرا جنگ ادامه دارد؟ پاسخ این است که ترامپ نمیتواند به شکست خود اعتراف کند.
این مقاله همچنین ترامپ را با جورج بوش پسر، رئیس جمهور اسبق آمریکا مقایسه میکند. بوش با ۱۷۰ هزار نیرو به عراق حمله کرد؛ اقدامی که فاجعهبار از آب درآمد، اما دستکم شجاعتِ دست زدن به چنین اقدامی را داشت. در مقابل، ترامپ که از خدمت نظامی در ارتش سر باز زده است، جرأت انجام کاری از این دست را ندارد؛ و این نکته، تناقض دوم را آشکار میسازد. او چنان ایران را تهدید میکند که گویی در تدارک جنگی تمامعیار است، حال آنکه در واقعیت، به دلیل هراس از تقابل مستقیم، درگیر پیشبرد یک جنگ فرسایشی از راه دور است.
این مقاله بر این باور است که این خودشیفتگی ترامپ است که دشمن اصلی جهان محسوب میشود؛ نه ایران. ترامپ نهتنها دشمن ایران، بلکه دشمن منافع آمریکا، حقوق بینالملل و ثبات جهانی است؛ و همزمان، با توسل به لفاظیهایی درباره پیروزی و قدرت، این واقعیت را پنهان میکند.این مقاله همچنین الگویی آشنا را در سیاستهای ترامپ آشکار میسازد. پروژه مربوط به غزه شکست خورد، مداخلات او در اوکراین بینتیجه ماند و اکنون، همین الگو در قبال ایران نیز در حال تکرار است.
تحلیل حاضر میافزاید ترامپ با جنگها به عنوان تجمعات انتخاباتی برخورد میکند، نه مسائل مربوط به سیاست ملی؛ هر تشدید تنش تلاشی برای جلب رضایت پایگاه اجتماعی خود است، در حالی که هر عقبنشینی تلاشی برای جلب نظر کنگره و بازارها است.
این مقاله ترامپ را به یک معتاد الکلی تشبیه میکند که مشروب میخورد و معتقد است که نتیجه این بار متفاوت خواهد بود؛ که نشاندهنده تناقض سوم است. ترامپ همان اشتباهات را تکرار میکند، در حالی که انتظار نتایج متفاوتی دارد. این نه یک راهبرد، بلکه عین توهم است.
این مقاله با این سؤال به پایان میرسد که چه کسی ترامپ را متوقف خواهد کرد؟ کنگره ناتوان است و متحدان جرأت نمیکنند؛ مردم آمریکا با جنگ مخالفند، اما ترامپ از گوش سپردن به خواسته آنها امتناع میکند.
نویسنده ادامه میدهد: ترامپ جنگ را متوقف نخواهد کرد، چرا که او به دنبال قدرتنمایی است، حتی اگر به قیمت تحمیل هزینهای سنگین برای آمریکا و جهان باشد. بنابراین، سؤال واقعی این نیست که آیا آمریکا دوباره به ایران حمله خواهد کرد؛ بلکه سوال اصلی این است که ترامپ تا چه مدت در این باتلاق گرفتار خواهد ماند تا متوجه شود که هیچ راه خروجی وجود ندارد.
بنابراین، ترامپ در هزارتوی خویش تنها مانده است. سلاحی را در چنگ دارد که شیوهٔ استفاده از آن را نمیداند و کینهای را در دل میپرورد که راهِ گسستن از آن را نمیشناسد.ترامپ به همان اندازه که علیه ایران وارد جنگ شده، علیه حقیقت خود در حال جنگ است. در حالی که خود را تحت پوشش پیروزیِ متوهمانه پنهان کرده و به غرور کور خود مسلح شده است، در همان باتلاقی فرو میرود که خود با دستان خویش حفر کرده است و همزمان، بر این باور است که در حالِ رقم زدنِ شکوه و افتخار برای خویش است.
https://asrghanoon.ir/?p=151511
«امل شبیب»، در ویدئویی تحلیلی به واکاوی تناقضگوییهای ترامپ در مورد جنگ با ایران میپردازد.




نظرات