دلشان میخواست کربلا باشند. دلشان میخواست همین حالا در همین صبح اربعینی، خسته و با پاهای تاولزده به ورودی کربلا رسیده باشند. به آنجا که جمعیت رودِ خروشان شده و پا تند کرده تا زودتر به محبوب برسد. جمعیتی که پس از سه روز راهپیمایی خسته است، اما شوق حضور و شوق قدم گذاشتن به خاک شفابخش کربلا، وجودش را سراسر شور و خستگیاش را مچاله کرده و لبخند روی لبانش و اشک توی دریای چشمانش نشانده.
دلشان میخواست پلکهایشان را که یکبار رویهم میگذارند و باز میکنند، خودشان را قطرهای در دریای شارعالعباس ببینند؛ در آن خیابان باصفا که به بارگاه عشق و مشک و فرات میرسد. میان آن قیامت عظما و آن دستههای مشکیپوش عزادار درهم تنیده. بعد از همان دور از لابهلای پرچمهای سبز و سرخِ «یا لثارات الحسین»، طلاییِ گنبدِ آقا اباالفضلالعباس را ببینند و دلشان ضعف کند از دیدن یار و توی همان ازدحام نفسگیر جمعیت، دست روی سینه بگذارند و سر خم کنند و به باوفادارترین برادر دنیا سلام کنند و عرض تعزیت بگویند و از روی ادب، اذن دخول برای رسیدن به ساحت قدسی ارباب را طلب کنند…
دلشان میخواست مثل امروزی کربلا باشند و در خیابانهای منتهی به بینالحرمین. دلشان میخواست این اربعین که دلشان از هر اربعینی در تمام طول عمر شکستهتر است و بغضشان، سنگینتر و اشکهایشان دمِ دستتر، کربلا باشند. اصلا دلشان میخواست امسال به نیابت از آقای شهیدشان که همین چند هفته پیش همین مسیر را روی دستهای عزادار به پابوسی ارباب رفت، پا بزنند و به یاد او گوله گوله اشک بریزند و زیر لب نجوا کنند که انتقام خون او و خون سیدالشهدا و تمام شهدایمان را با هم خواهند گرفت.
دلشان میخواست… دلشان کربلا میخواست؛ اما نشد. خدای برایشان نوشته بود امسال کربلا همینجاست؛ کربلا ایران است و مسیر نجفاشرف تا کربلا همین خیابانهای آغشته به خون شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان. و مگر نه اینکه هر روز عاشورا و اربعین است و هر زمین کربلا؛ و مگر نه اینکه این خیابانها آغشته است به خون فرزند زهرا(س)، رهبر عزیز شهیدمان؛ امام شیعیان و آزادیخواهان جهان، پس میشود از همینجا به نیت اربعینِ کربلا سلام داد. از پایتخت امام شهیدمان به پایتخت ملکوتی سیدالشهدا.
اینجا در خیابانهای تهران امروز دوباره قیامتی برپا خواهد شد؛ قیامتی اربعینی که هم بوی عشق و صفا و وفا و ملکوت میدهد؛ هم بوی انتقام. اصلا قرار است مردم با شعار «خونخواهی رهبر شهیدمان» پا به میدان و خیابان بگذارند.
امروز مردم خوب و مقاوم تهران، از اولِ صبح خود را به میدان امام حسین رساندهاند تا از این میدان بیعتشان را با سیدالشهدا و با امام شهیدشان تجدید کنند.
گام اول، با «الله اکبر» در میدان امام حسین (ع)
مردم بیعت و تجدیدِ عهدشان را با «اللهاکبر» آغاز کردند. یعنی که خدا بزرگتر است از تمام عالم و عالمیان. یعنی که خدا بزرگتر است از هر چه قدرتِ استکباری پوشالی. یعنی که خدا بزرگتر است از شیاطینِ امریکاییصهیونیاپستینی.
و یعنی که ما دست و دل و پیشانیمان را به آن بزرگترین پروردگار عالمِ هستی سپردهایم؛ چونان که مولایمان امیرمومنان(ع) در خطبه ۱۱ نهجالبلاغه خطاب به فرمانده لشکرش؛ محمدبنحنفیه فرمود: «تَزُولُ الْجِبالُ وَلا تَزُلْ. عَضَّ عَلى ناجِذِکَ. اَعِرِ اللّهَ جُمْجُمَتَکَ». یعنی که: «اگر کوهها از جاى بجنبد، تو استوار باش. دندان بر دندان بفشار. جمجمهات را به خدا بسپار.»
https://asrghanoon.ir/?p=151697
دلشان میخواست کربلا باشند؛ اما مگر نه اینکه ایران هم کربلاست. حالا عزای اربعینشان را همینجا اقامه میکنند.




نظرات