با تأکید بر ضرورت بازنگری در مفهوم خلاقیت و نوآوری اظهار داشت: مسئله ما همیشه کمبود دانش، ایده، تخصص یا امکانات نیست. در بسیاری از موارد، فرصتهای ارزشمند به دلیل نشناختن ظرفیتها، ارتباط نداشتن صاحبان آنها و نبود سازوکاری برای کنار هم قرار گرفتن توانمندیها، به نتیجه نمیرسند.
وی با اشاره به بیش از سه دهه فعالیت حرفهای خود در حوزه ارتباطات و روابطعمومی و سالها ارتباط و همکاری با مجموعههای آموزشوپرورش، آموزش عالی، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان و صنایع مختلف، بهویژه صنعت پتروشیمی، گفت: در طول این سالها فرصت داشتهام با افراد، مجموعهها و ظرفیتهای متنوعی آشنا شوم و این تجربهها بهتدریج نگاه من را نسبت به مفهوم توسعه، خلاقیت و نوآوری شکل داده است.
این کارشناس حوزه فناوری و نوآوری افزود: آنچه در این سالها بیش از هر چیز توجهم را جلب کرده، وجود ظرفیتهای ارزشمندی است که گاهی در کنار یکدیگر قرار ندارند. دانشگاه از دانش و نیروی انسانی متخصص برخوردار است، صنعت با مسائل و نیازهای واقعی مواجه است، شرکتهای دانشبنیان توان تبدیل دانش به فناوری را دارند و در بخشهای مختلف نیز مدیران و افرادی حضور دارند که میتوانند زمینهساز شکلگیری همکاریهای مؤثر باشند، با این حال، همیشه میان این ظرفیتها ارتباطی متناسب با توانمندیهایشان برقرار نیست.
وی ادامه داد: همین مشاهدات مرا به این باور رسانده است که مسئله ما همیشه کمبود دانش، ایده، تخصص یا امکانات نیست. بلکه در بسیاری از موارد، فرصتهای ارزشمند به دلیل نشناختن ظرفیتها، ارتباط نداشتن صاحبان آنها و نبود سازوکاری برای کنار هم قرار گرفتن توانمندیها، به نتیجه نمیرسند. این مهم نقطهای است که باید به مفهوم خلاقیت و نوآوری با نگاهی فراتر از تعاریف معمول توجه کنیم.
فرجتبار با بیان اینکه خلاقیت به معنای متفاوت دیدن مسائل، کشف فرصتهای پنهان و پیدا کردن راههایی است که شاید پیش از این کمتر مورد توجه قرار گرفتند، تصریح کرد: نوآوری زمانی اتفاق میافتد که این نگاه و ایده به اقدام تبدیل شود و در عمل ارزش جدیدی ایجاد کند.
وی افزود: به بیان دیگر، خلاقیت آغاز یک مسیر است و نوآوری به نتیجه رساندن آن. البته این نتیجه لزوماً یک محصول یا فناوری جدید نیست، گاهی یک روش مدیریتی، یک خدمت متفاوت، یک فرایند کارآمد یا حتی ایجاد ارتباطی تازه میان دو مجموعه میتواند زمینهساز یک نوآوری ارزشمند باشد.
ضرورت تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت
این کارشناس حوزه فناوری و نوآوری برای تبیین این موضوع به ارتباط دانشگاه و صنعت اشاره کرد و افزود: برای مثال، وقتی دانشگاهی از دانش و توان پژوهشی برخوردار است و در سوی دیگر صنعتی برای حل یک مسئله فنی یا توسعه محصول به دنبال راهحل میگردد، شناسایی این دو ظرفیت و ایجاد ارتباط میان آنها خود میتواند حاصل یک نگاه خلاقانه باشد اما زمانی که این ارتباط به تعریف پروژه مشترک، توسعه فناوری، ساخت محصول و ورود به بازار منجر شود، با یک فرایند نوآورانه و ارزشآفرین روبهرو هستیم.
فرجتبار با تأکید بر اینکه یکی از مهمترین فرصتهای توسعه کشور، تقویت ارتباط میان آموزش عالی و صنعت است، اظهار کرد: دانشگاه نباید صرفاً به تولید مقاله و دانش محدود شود و صنعت نیز نباید فقط برای رفع نیازهای روزمره خود به دنبال راهحلهای آماده باشد. این دو باید مسائل و ظرفیتهای یکدیگر را بشناسند و به شرکای واقعی توسعه تبدیل شوند.بهگونهای که نیازهای صنعت به مسئله پژوهشی تبدیل شود و دانش دانشگاهی نیز مسیر خود را به سمت فناوری، محصول و بازار پیدا کند.
وی افزود: البته شکلگیری چنین ارتباطی بهسادگی اتفاق نمیافتد. شناخت ظرفیتها، پیدا کردن افراد مناسب، ایجاد اعتماد، تعریف منافع مشترک و پیگیری همکاریها، همگی به سازوکارها و بازیگرانی نیاز دارند که بتوانند میان این بخشها ارتباط مؤثر برقرار کنند. به باور من، یکی از مهمترین این بازیگران، روابطعمومیهای جریانساز و افرادی هستند که میتوانند نقش کاتالیزور را در شبکه ارتباطی کشور ایفا کنند.
روابطعمومی ها باید از اطلاعرسانی فراتر برود
این کارشناس حوزه ارتباطات و روابطعمومی با اشاره به تجربه سالها فعالیت خود در این حوزه گفت: تجربه به من نشان داده است که نباید نقش روابطعمومی را صرفاً به اطلاعرسانی، انتشار اخبار، برگزاری مراسم و انعکاس عملکرد سازمان محدود کرد. روابطعمومی میتواند فراتر از وظایف متعارف خود، به یک ظرفیت راهبردی برای شناخت توانمندیها، کشف فرصتها، ایجاد ارتباطات بینبخشی و شکل دادن به جریانهای جدید همکاری تبدیل شود.
فرجتبار ادامه داد: روابطعمومی جریانساز، تنها بازگوکننده اتفاقات نیست. بلکه میتواند در شکلگیری اتفاقات نیز نقش داشته باشد. چنین روابطعمومیای باید علاوه بر شناخت ظرفیتهای درون سازمان، محیط پیرامونی خود را نیز بشناسد، از نیازهای صنعت و توانمندیهای دانشگاه آگاه باشد، فرصتهای همکاری را تشخیص دهد و زمینه ارتباط میان افراد و مجموعههایی را فراهم کند که شاید بدون این شناخت و ارتباط، هرگز در کنار یکدیگر قرار نمیگرفتند.
وی با تأکید بر اهمیت نقش افراد پیونددهنده در این فرایند اظهار داشت: در کنار روابطعمومیهای جریانساز، نقش افرادی که به واسطه تجربه، شناخت، اعتبار حرفهای و شبکه ارتباطی خود میتوانند مانند کاتالیزور عمل کنند نیز بسیار مهم است. این افراد الزاماً مالک همه ظرفیتها یا مجری مستقیم پروژهها نیستند، بلکه هنر آنها در شناختن توانمندیها، تشخیص ارتباطات مکمل و کنار هم قرار دادن افرادی است که میتوانند برای یکدیگر فرصت ایجاد کنند.
این کارشناس حوزه فناوری و نوآوری افزود: البته کاتالیزور بودن صرفاً به معرفی دو فرد یا برقراری یک تماس محدود نمیشود. ارزش واقعی این نقش زمانی آشکار میشود که فرد بتواند میان نیاز و توانمندی ارتباط برقرار کند، اعتماد اولیه را شکل دهد، منافع مشترک را بشناسد، موانع ارتباطی را کاهش دهد و تا تبدیل آشنایی به همکاری مؤثر، پیگیر موضوع باشد.
شبکهسازی؛ فراتر از افزایش تعداد ارتباطات
فرجتبار با بیان اینکه شبکهسازی میتواند خلاقیت را به نوآوری نزدیکتر کند، گفت: گاهی یک ایده تازه از دل ارتباط دو تخصص متفاوت شکل میگیرد. گاهی یک مسئله صنعتی با معرفی یک ظرفیت دانشگاهی حل میشود و گاهی پیوند چند مجموعه، زمینهساز شکلگیری یک فرصت اقتصادی یا فناورانه میشود. بنابراین، شبکهسازی صرفاً افزایش تعداد ارتباطات نیست؛ بلکه ایجاد ارتباطات هدفمند و مکملی است که بتوانند به تولید فکر، حل مسئله و خلق ارزش منجر شوند.
وی ادامه داد: شاید یکی از مهمترین درسهایی که از این سالها فعالیت و ارتباط با بخشهای مختلف آموختهام، همین باشد که برای ایجاد یک تحول بزرگ، همیشه لازم نیست از نقطه صفر شروع کنیم. گاهی دانش، تجربه، امکانات، سرمایه و حتی راهحلها از قبل وجود دارند؛ آنچه نیاز داریم، شناخت درست این ظرفیتها و ایجاد پیوندی هوشمندانه میان آنهاست.
این کارشناس حوزه ارتباطات و روابطعمومی خاطرنشان کرد: از این رو، شبکه زمانی ارزشمند است که از مجموعهای از ارتباطات پراکنده به یک جریان فعال همکاری تبدیل شود. جریانی که در آن شناخت به اعتماد، اعتماد به همکاری و همکاری به دستاورد منجر شود. در چنین شرایطی، روابطعمومیهای توانمند و افراد پیونددهنده میتوانند نقشی فراتر از واسطهگری داشته باشند و به بخشی از فرایند خلق ارزش و توسعه تبدیل شوند.
ارزش ارتباطات در فرصتهایی است که خلق میکنیم
فرجتبار با اشاره به اینکه ارزش واقعی ارتباطات به تعداد افرادی که میشناسیم نیست، بلکه به فرصتهایی است که با شناخت، اعتماد و پیوند دادن ظرفیتها برای دیگران و جامعه ایجاد میکنیم، گفت: به همین دلیل، خلاقیت را صرفاً ایدهپردازی و نوآوری را فقط تولید محصول جدید نمیدانم. گاهی خلاقانهترین اقدام، کشف یک ظرفیت ناشناخته و مهمترین نوآوری، ایجاد پیوندی است که پیش از آن میان دو مجموعه، دو تخصص یا دو شبکه ارتباطی وجود نداشته است.
وی تأکید کرد: توسعه حاصل تلاش جزیرهای افراد و سازمانها نیست. بلکه نتیجه شناخت ظرفیتها، ایجاد ارتباط مؤثر، شکلگیری اعتماد و تبدیل توانمندیهای پراکنده به فرصتهای مشترک است.
این کارشناس حوزه فناوری و نوآوری افزود: اگر بتوانیم دانش دانشگاه را به نیاز صنعت، توان پژوهشگر را به فرصت تولید، ایده شرکت دانشبنیان را به بازار و ارتباطات سازمانی را به همکاریهای اثربخش متصل کنیم، خلاقیت را از مرحله ایدهپردازی عبور داده و به نوآوری و خلق ارزش اقتصادی، اجتماعی و فناورانه خواهیم رساند.
فرجتبار در جمعبندی دیدگاه خود درباره نسبت خلاقیت، نوآوری و نقش ارتباطات در توسعه گفت: خلاقیت، توانایی دیدن فرصتهایی است که کمتر دیده میشوند. نوآوری، توانایی تبدیل این فرصتها به واقعیت و ارزش است. روابطعمومی جریانساز، ظرفیتها را میشناسد و زمینه اتصال آنها را فراهم میکند و انسانهای پیونددهنده و کاتالیزورها کمک میکنند این ارتباطات به همکاری، جریانسازی و دستاوردهای ماندگار تبدیل شوند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: باور دارم آینده توسعه کشور را فقط کسانی نمیسازند که دانش، سرمایه یا امکانات بیشتری دارند؛ بلکه کسانی نیز در این مسیر نقش تعیینکننده دارند که میتوانند ظرفیتهای موجود را بشناسند، افراد و مجموعهها را به یکدیگر پیوند دهند و از دل این ارتباطات، فرصتهای تازه و ارزشمند خلق کنند.
https://asrghanoon.ir/?p=160677
یک کارشناس حوزه فناوری و نوآوری گفت: توسعه کشور در گرو تبدیل ارتباطات پراکنده به همکاریهای اثربخش است.




نظرات