اصرار انصارالله بر هدف قرار دادن فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض را نمیتوان صرفاً یک اقدام تاکتیکی دانست؛ این اقدام در چارچوب یک راهبرد چندلایه قابل تحلیل است که سه بُعد اصلی دارد. در قلب این سه بُعد، معادلهای شکل میگیرد که میتوان آن را «امنیت در برابر امنیت» نامید: معادلهای که در آن انصارالله میکوشد هزینههای امنیتی را به سمت طرف مقابل منتقل کند.
بُعد نخست: سیاسی و راهبردی
در این سطح، انصارالله تلاش میکند معادله جدیدی را تحمیل کند؛ مبنی بر اینکه امنیت و ثباتی که سعودی سالهای طولانی از آن بهرهمند بود، دیگر امری مسلم و پایدار نیست. هدف این بُعد، شکستن این تصور است که جغرافیای سعودی خارج از دامنه تهدید قرار دارد و تغییر محاسبات راهبردی طرف مقابل است، نه صرفاً ایجاد خسارت مقطعی.
بُعد دوم: بازدارندگی
انصارالله در این چارچوب میکوشد تغییری در توانمندیهای خود را به نمایش بگذارد؛ توانمندیای که از طریق تسلیح و دستیابی به اهدافی غیرنظامی که پیشتر در دسترس نبود، نمود پیدا میکند. هدف قرار دادن فرودگاه پایتخت، پیامی روشن است: دامنه دسترسی و دقت عملیاتی انصارالله گسترش یافته است. این بُعد، بازدارندگی را از حالت تدافعی به تهاجمی تغییر میدهد.
بُعد سوم: اقتصادی و اعتباری
در این سطح، هدف تهدید ثبات اقتصادی سعودی و اعتبار بینالمللی آن به عنوان کشوری امن است. فرودگاه بینالمللی، دروازه ورود و خروج سرمایه، گردشگری و تجارت است؛ هدف قرار دادن آن، مستقیماً بر تصویر سعودی به عنوان مقصدی امن اثر میگذارد و هزینههای امنیتی را به هزینههای اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل میکند.
بر این اساس، سه بُعد مذکور در یک منطق واحد به هم میپیوندند: انصارالله با هدف قرار دادن فرودگاه ریاض، نه فقط یک هدف فیزیکی، بلکه یک معادله را نشانه میگیرد؛ معادلهای که در آن امنیت سعودی در برابر امنیت انصارالله قرار میگیرد.
انصارالله با هدف قرار دادن فرودگاه ریاض، نه فقط یک هدف فیزیکی، بلکه یک معادله را نشانه میگیرد؛ معادلهای که در آن امنیت سعودی در برابر امنیت انصارالله قرار میگیرد.




نظرات